تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


مشاهده RSS Feed

سها 1393

همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط سها 1393 نمایش پست ها
سلام ساجده جان
ممنونم که بهم جواب دادی
مسئله اینه که ما هر روز باید بریم خونه مادرشوهرم
و من چون کارمندم و برای ارشد هم می خونه وقت ندارم

وقتی مودبانه به شوهرم می گم بدش میاد و اینو به حساب لجبازی من می ذاره
و من بیشتر یاد کارهاشون می افتم و حالم بدتر میشه

حداقل می تونست بهم بگه خانواده اش اینجوریند و من از اول نمی رفتم خونشون .هرچند خودم خیلی اصرار کردم ولی اون گفت الا و لله که باید بیای خونه مادرم (جالبه بدونید اونها 6 تاعروس قبلی رو بعد از عروسی بین 2 ماه تا 2 سال تو خونه اشان نگه می داشتند که با همشون خیلی جنگ و دعوا کردن و با همشون کدورت دارند.درحالی که جاریام همشون فرهنگی و با شعور و درکند و من غریب بودم و خبر نداشتم . و مادرشوهرم یه لحظه قبل عقد من و با اینا تنها نمی ذاشت .حتی یه بار غذاش سوخت ولی نرفت.)

تنها دوست دوران مجردی ام با حرفها و تهمت های مادرشوهر قهر کرد و رفت

همسرم خیلی خوب و مهربان است و یهو دیدی اخمو و جنگجو و بداخلاق و خیلی تندمزا ج میشه.من حیلی حساسم به حساسیت هام اهمیت نمی ده.اجبارم می کنه چندوقتی یه بار برم خونه مادرشوهرم واسه نظافت و کلفتی.آیا درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مشکل اینه که خیلی برای خرید خونه ومغازه و ماشین چندین ساله منو تحت فشار قرارداده همه حقوقم میره پای قسط هاش.حالا که یکم وضعمون بهتر شده زده به سرش می خواد دوباره یه طبقه دیگه بالای خونه بسازه.
باور کنید به خاطر صرفه جویی سالی یه مانتو بیشتر اونم از حراجی ها می خرم.پالتو ام رو 5 ساله دارم می پوشم .4 سال یه تیکه لباس خونه نخریدم.حتی لوازم آرایش .خستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتتتتتته شدم.

و اما شکست عشقی ام رو دو ساله فراموش کردم و براش آرزوی موفقیت می کنم(دلیلی که دوستش داشتم آرامش اخلاقی و مهربانی فوق العاده اش بود.همکلاسیم بود و هیچ رابطه ای حتی تلفنی باهاش نداشتم .با رفتارام بهش نشون داده بودم و سالی دوبار بهش ایمیل می زدم.و سرانجام بهم گفت از من بدش میاد و کات کرد)


من دوران کودکی واقعا سختی داشتم و متاسفانه زندگی خیلی فقیرانه .مامانم با بدبختی و زجر ما رو بزرگ کرد و توانست زندگی امان را به حد متوسط برسونه.واسم چهیزیه عالی گرفت و کادو و طلاای متعدد.دلم نمی خواد با طلاق افسرده اش کنم.(یکبار خواهرم که به شدت از همسرش کتک خورد ه و طرد شده بود برای ترساندن همسرش رفت دادگاه مامانم خیلی بدحال و مریض شد.دلم نمی خواد تکرار بشه)

Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to Digg Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to twitter Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to del.icio.us Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to StumbleUpon Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to Google Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to Facebook Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to کلوب Submit "همسرم را دوست ندارم و مرتبا با هم دعوا می کنیم" to تبیان

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات