تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


مشاهده RSS Feed

ایزدی

مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
سالیان دیرپایی است در مغرب زمین، آهنگ توجه به دین و آموزه‌های آن در دانش روان‌شناسي به صدا در آمده است و البته این مطلب در سال‌های اخیر، پررنگ‌تر بوده است. آنچه در این میان جلب توجه می‌کند کم رنگ شدن «دین» در معنای حقیقی، راستین و جامع آن و برجسته شدن مفاهیمی چون«معنویت» و «عرفان» است. در اين مسير، چند سالی است که کتاب‌هایی با این مفاهیم و تعابیر از سوی انتشارات رشد ترجمه و در بازار کتاب عرضه می‌شود مانند:
«روان درمانی و معنویت» نوشته‌ی ویلیام وست؛
«دین و معنویت در روان‌درمانی و مشاوره» به قلم ثور یوهانسون؛
«روان‌درمانی و مشاوره با مسلمانان» تألیف مروان ادیب دویری.
کتاب اخیر در سومین شماره نشریه‌ی فصل تحول، معرفی و نقد شده است از این‌رو به‌منظور جلوگیری از اطاله‌ی سخن، از بیان مجدد آن اجتناب و دو كتاب ديگر که می‌توان آن‌ها را در راستای جريان‌سازي جایگزینی مفهوم معنويت و فروكاست مفهوم دين ارزیابی نمود، بررسي می‌شود.

الف- کتاب «روان درمانی و معنوی» :

ویلیام وست(William West) روش روان‌شناسان غربی ماند زیگموند فروید ،کارن گوستاو یونگ و ... در توجه به دین را دنبال می‌کند و مفهوم «معنویت» را جایگزین «دین» می‌کند و در این راستا، عنوان کتاب خویش را «روان‌درمانی و معنویت» (Psychotherapy and Spirituality) می‌نامد.
وست نوشته است:
«من اعتقاد دارم اگر معنویت مراجعان خود را نادیده یا دست کم بگیریم عمیقاً به آنها زیان و آسیب رسانده ایم. در واقع چنین کاری را می توان غیر اخلاقی توصیف کرد»(22).
او بی‌توجهی به معنویت (و نه دین) مراجعان را نه تنها آسیب‌رسان، بلکه غیراخلاقي می‌خواند. حال با این سؤال روبرو می‌شویم که معنویت به چه معناست؟
گروهی از پژوهشگران دانشگاه پپردین(Pepperdin) معنویت را چنین تعریف کردند:
«نقش زندگی، روشی برای بودن و تجربه کردن، آگاهی یافتن از بعد غیر مادی آدمی و ارزش‌های غایی»(25).
مقایسه این تعریف با تعاریفی که استاد حوزه‌ی علميه قم حضرت آیت‌االله جوادی آملی از دین ارایه می‌کنند جالب توجه است:«دین، مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق، قوانین الهی، فقهی و حقوقی است که از ناحیه خداوند برای هدایت و رستگاری بشر تعیین شده است» (جوادي آملي، 1386، 19).
تفاوت این تعاریف آنچنان واضح است که از توضیح آن، در می‌گذریم. وست در کتاب خویش، تعریف آلستیر هاردی (AlisterHardy) از معنویت را نیز ارایه می‌کند:
«اشتیاق نسبت به یک واقعیت فرا مادی(Transcendental) از اوایل کودکی؛ چیزی و حضوری فراي خود و تمایل به شخصی‌سازی در این حضور؛ و نوعی رابطه من-تو(I-Thou) با آن چیز و یا آن حضور(25).
برخی دیگر از پژوهشگران غربی به فهرست کردن ابعاد معنویت توجه کرده‌اند مانند الکینز وهمکاران که نه بعد را بیان کردند(8-27).دسته‌ای دیگر از نویسندگان، مفهوم «عرفان» و «تجربه‌های عرفانی» را جعل کردند تا بدین شکل از کاربرد واژه‌ی دین اجتناب ورزند. مانند ویلیامز جیمز که چهار خصوصیت را برای تجربه‌های عرفانی برشمرد:

الف - غیرقابل توصیف بودن (Ineffability)ب - عقلانیت (Noetic)پ - گذرا بودن (Transiency)ت – انفعال‌پذیری (ص 32) (Passivity)به هر روی پرواضح است که ویلیام وست خودآگاه و یا ناخودآگاه می‌کوشد نقش دین را کنار زند و مفاهیمی مانند «معنویت» و «عرفان» را نظریه برجسته‌سازی نماید. در چنین دستگاه فکری، خدای واحد نادیده گرفته می‌شود و شخصیت‌هایی مانند «شامان» مطرح می‌شوند چنان که در کتاب «روان‌درمانی و معنویت» آمده است:«شخصیت شامان، حد اعلای تمام درمان‌گران و مراقبان بهداشتی دنیای مدرن محسوب می‌شود»(43).جالب اینکه برخی از پژوهشگران مانند کریپنر(Krippner) (1990) و پیترونی (1993) روان‌درمانی را در حال بازگشت به مبدأ اصلی خود یعنی ریشه‌های معنی روش‌های شادمانی می‌دانند(44).به نظر می‌رسد غربیان به بازبینی مفاهیم و آموزه‌های دینی نیاز پیدا کرده‌اند، مانند «شامان» (رهبران آیین هندو) که این نیاز را در قالب نیل به بالاترین قلمروها، جلوه‌گر ساخته است. از سوی دیگر در این کتب نام و یاد خداوند متعال در کمترین حد است و در مقابل مفاهیمی که مرام و مسلک سکولار را ترویج می‌کنند، مطرح شده‌ است.

ب- كتاب «دین و معنویت در روان‌درمانی و مشاوره»:

در مقدمه‌ی کتاب دین و معنویت در روان‌درمانی و مشاوره آمده است نقاط مشترک بین روان‌شناسی فردی آدلری و عقاید اسلام کم نیستند اما به آن‌ها اشاره چنداني نشده است. در ضمن مطالعه‌ی کتاب حکایت از این دارد که نویسنده کتاب -دکتر ثور یوهانسن، آشنایی چندانی با آموزه‌های اسلام خاصه مذهب شيعه ندارد موردی که در کتاب «روان‌درمانی و مشاوره با مسلمانان» نوشته مروان اديب دويري نیز دیده می‌شود. اگر یک پژوهشگر غربی به زعم خویش به بررسی نظریه‌های روان‌شناسی و دین اسلام بپردازد چندان ایرادی وارد نیست؛ تعجب آن‌جاست که مترجم برجسته‌ای چون دکتر فرید براتی سده مدعی می‌شوند آرای روان‌شناسی چون آدلر با عقاید اسلامی هماهنگی دارد. در ادامه به‌منظور بررسی صحت و سقم این مدعا، مواردی بیان می‌شود .

1- خلط دو مبحث کاملاً جداگانه «روان‌شناسی دین» و «روان‌شناسی دینی» :

برخلاف عنوان کتاب که خواننده را مشتاق مطالعه کتابی پیرامون روان‌شناسی دینی می‌کند در فصل اول کتاب، پیشینه‌ی روان‌شناسی دین ارایه شده، اين در حالی است که این موضوع ارتباط چندانی با مبحث روان‌شناسی دینی ندارد. در فصل نخست به آثاری چون «عیسی مسیح از منظر روان‌شناختی» موضوعاتي چون دین و باور به خدا و جاودانگی، تنوع تجربه‌های دینی و... اشاره شده است که همگی در راستای چگونگی ظهور ادیان، بعثت پیامبران و ایمان آوردن انسان‌ها هستند.یوهانسون در معرفی مجلات نیز همین رویه را در پیش گرفته است: «مجله بین‌اللملی روان‌شناسی دین»، «روان‌شناسی و معنویت» و...
2- درج طبقه مرتبط با مشکلات دینی و معنوی در چهارمین راهنمای آماری و تشخیص اختلالات روانی ( DSM-IV):

درج طبقه مرتبط با مشکلات دینی و معنوی در چهارمین راهنمای آماری و تشخیص اختلالات روانی ( DSM-IV) در نتیجه تأکید نهضت روان‌شناسی فرافردی در مورد فوریت‌های معنوی بود و توجه چندانی به مفهوم دین در معنای حقیقی کلمه نداشت. جالب اینکه نویسنده در فصول بعدی به زعم خویش به وجوه اشتراک فراوان روان‌شناسی فرا‌فردی و دین اسلام می‌پردازد حال آنکه در فصل اول، درج طبقه مزبور را در نتیجه تأکیدات روان‌شناسی فرافردی به معنویات افراد دانسته است. جالب‌تر اینکه پایه‌گذار چنین رویکردی تنها در یک مقاله مستقیماً به دین پرادخته است(یوهانسن ،1391، 30).

3- جايگاه مفهوم «وظیفه معنوی» در اسلام:
مفهوم «وظیفه معنوی» که موزاک و دریکوس مطرح کرده‌اند تنها یکی از آموزه‌های دین اسلام یعنی موضوع «ایمان به خدا و معناداری» را در بردارد. حال آنکه در این مفهوم توجه چندانی به سایر اصول و فروع دین نشده است. به عبارت دیگر «وظیفه معنوی» در ارتباط با سؤالاتی مانند «آیا خدا وجود دارد؟»، «آیا فقط یک خدا وجود دارد؟» و... مطرح شده است. پنج‌ جنبه وظیفه‌ معنوی نیز در راستای بحث روان‌شناسی دین است(رابطه‌ی شخصی خدا، وظیفه‌ی فرد درباره‌ی دین، درک جایگاه انسان در هستی، جاودانگی و زندگی پس از مرگ و معنای زندگی)(52-50).در این کتاب هم‌چون دو کتاب ديگر مفهوم معنویت (و نه دین)، محور و اساس قرار گرفته است. در صفحه 63 کتاب به صراحت آمده است:«آدلری ها، مفهوم معنویت را کاویده و آن را بسط داده‌اند»(یوهانسون ،1391، 63).معانی معنویت هم چون دو کتاب فوق‌الذکر، واجد این تعابیر هستند: تلاش فرد برای یافتن معنا، تأکید بر یکتایی فرد در مقام انسان و احساس ارتباط با کسی برتر از خویش (63). البته ناگفته نماند در نگاه آلفرد آدلر، معنویت درحکم تجربه‌ای کل‌نگرانه، عامل متحدکننده‌ای است که ریشه در احساس جمعی دارد(63).

4– حذف دو اصل عدالت و امامت:

ثور یوهانسون در معرفی آموزه‌های شش‌گانه‌ی اسلام، نگاه اهل تسنن را ملاک قرار داده و دو اصل عدالت و امامت را نادیده گرفته است. روی هم رفته تلاش دکتر یوهانسون در یافتن اشتراکات میان اسلام و رویکرد آدلری، چندان ژرف و دقیق نیست. برای نمونه به منظور نشان دادن همخوانی اصطلاح آدلری «تلاش برای برتری» با آموزه‌های اسلام نوشته است:«تلاش برای برتری در بین مسلمانان ممکن است در سعی و کوشش آن‌ها در پیروی از فرامین الهی و خود را وقف خدا کردن و نشان دادن به ذات احدیت نمود یابد»(96).پر واضح است با چنین کلی‌گویی‌هایی نمی‌توان وجوه اشتراک یک رویکرد علمی با دین اسلام را نشان داد. چه بر این سياق، می‌توان بین هر رویکرد علمی با دین اسلام، وجوه تشابه فراوان یافت و سرانجام نتیجه گرفت که پایه‌گذار آن رویکرد، آشنایی کاملی با دین اسلام داشته است!

5- متهم كردن اسلام به ترويج نابرابري ميان زن و مرد:

سرانجام مؤلف کتاب در ذیل عنوان «تکلیف ازدواج و تشکیل خانواده و امور جنسی» با اشاره به آیه سی و چهارم سوره نساء نتیجه می‌گیرد که اسلام برای زن و مرد تساوی قایل نیست در حالی که آلفرد آدلر منزلت و شأن برابری برای انسان‌ها اعم از زن و مرد قایل است(100-99). این درحالی است که آیه مدنظر یوهانسون به تفاوت در تشابه زن و مرد اشاره دارد و نه، عدم تساوی حقوق زن و مرد(مطهری، 1391).برآيند سخن: ناشران در راستای تحقق رسالت‌های خویش به تهیه، تدوین و توزیع کتب می‌پردازند که یکی از این رسالت‌ها، گسترش و توسعه اطلاعات و آگاهی‌های عمومی است. در این میان، انتشارات رشد، چند سالی است کتاب‌هایی در زمینه‌ی ارتباط معنویت، عرفان و دین با روان‌شناسی را وارد بازار کرده است. نگاهی به این کتب، ظهور جریان‌های فکری خاصی را نمایان ساخت. از این رو در نوشتار حاضر با ریزبینی و موشکافی دقیق تر، سه مورد از کتب مرتبط با محوریت موضوع «معنویت در روان‌شناسی و مشاوره» بررسی شد كه حكايت از ظهور جرياني با هدف فروكاست مفهوم «دين» و برجسته‌سازي و گسترش مفهوم «معنويت» دارد. بی‌شک از رسالات هر انتشاراتی، توسعه و ترویج آزادانه و عادلانه‌ی نظرات و رویکردهای گوناگون است اما در این میان، توجه به ارزش‌ها و باورهای اعتقادی مردم سرزمین ايران نیز شایان اهمیت است. آیا شایسته نیست مسئولان انتشارات رشد (و البته دیگر انتشارات‌ها) کتب ترجمه‌ای را همراه با واکاوی و نقادی منصفانه و علمی، به زیورطبع بیارایند؟ آیا یکی از رسالات‌های موسسه‌های انتشاراتی، ترویج و گسترش فرهنگ اصیل كشور متبوع نیست؟ آیا بایسته نیست رویکردها و نظریات وارد فضای علمی و فرهنگی جامعه شوند که بنیادهای اصیل مردم را خدشه‌دار نکنند؟
امید است هر یک از ناشران، نویسندگان و پژوهشگران، در کنار انجام رسالت گسترش دانش و آگاهی عمومی، توجه به بنیادهای فرهنگی- اعتقادی جامعه را مطمع نظر قرار دهند. ان‌شاالله.


منابع

جوادي آملي، عبدالله. منزلت عقل در هندسه معرفت ديني. نشر اسراء، 1384.

مطهری، مرتضي. حقوق زن و مرد و آیه «وَاضرِبُوهُنَّ». فصلنامه تماشاگه‌راز. سال اول، شماره اول، بهار 1391.

Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to Digg Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to twitter Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to del.icio.us Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to StumbleUpon Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to Google Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to Facebook Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to کلوب Submit "مفهوم دین را به معنویت تقلیل ندهیم!" to تبیان

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات