تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


مشاهده RSS Feed

روانشناسی و مشاوره

الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!

به این مطلب امتیاز بدهید
الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!

هیچ کس فکر نمی کرد مجلس عروسی از طرف عاقد به هم بخورد ! همه منتظر خوانده شدن خطبه عقد بودند که عاقد در دفترش را بست ، برخاست و مراسم را ترک کرد .
نیلوفر از این که می دید پس از چند سال به آرزوی دیرینه اش رسیده است ، خوشحال بود . خودش خوب می دانست که نادر پسر متمولی است و هر چه او تقاضا کند ، به پایش می ریزد . نیلوفر در تمام مدت خرید عقد عروسی ، دست بالا گرفته بود . نادر می گفت این پول ها برای او پول نیست و دلش می خواهد مجلسی برای نیلوفر تدارک ببیند که همه انگشت به دهان باشند .
نیلوفر در آرایشگاه فکر می کرد ، چرا نادر حاضر نشده بود مهریه اش را تعیین کند و فقط گفته بود : « مهریه ای که من در نظر گرفته ام ، همه را راضی نگه می دارد . »
نیلوفر و نادر کنار سفره عقد نشستند . نیلوفر لباس گرانبهایی پوشیده بود ، نادر هم سر و وضعش کمتر از او نبود .
عروس در ذهن خود آینده درخشانی را تصور می کرد و تصور همین آینده درخشان بود که او را وسوسه می کرد خود را از تمام زنان و دختران فامیل و دوست و آشنا برجسته تر بداند .
عاقد قبل از این که شروع به خواندن خطبه عقد کند ، گفت : « من برای خواندن خطبه عقد باید میزان مهریه را بدانم و از قرار معلوم آقا داماد اعلام کرده اند ، خود وی میزان مهریه را هنگام عقد تعیین می کند . مهریه ای که خانواده عروس خانم از شنیدن آن راضی خواهند شد . با توجه به این مسئله از آقا داماد می خواهم که میزان مهریه را اعلام کنند تا من خطبه عقد را جاری کنم . »
نادر بعد از چند لحظه سکوت گفت : « واقعیت این است که من همیشه آرزو داشتم در ازدواج به طوری عمل کنم که احترام همسرم ، خانواده خودم و خانواده عروس خانم حفظ شود . در این سن و سالی که از خدا گرفتم همیشه محبت و صلح و صفای از پدر و مادرم دیده ام و حالا دلم می خواهد آرامش را در میان خانواده خودم نیز فراهم کنم .
وقتی قرار شد با نیلوفر ازدواج کنم پدرم همه چیز را به خودم واگذار کرد و مادرم در مورد مهریه هیچ نظری ندارد و گفت : « هر اندازه که خودت دوست داری ، برای زنت مهریه تعیین کن . »
می دانستم که خانواده عروس خانم نسبت به مهریه دخترشان حساس هستند . با خودم فکر کردم و بالاخره به این نتیجه رسیدم که بهتر است مهریه همسرم را دو هزار و دو سکه اعلام کنم . من آن را به فال نیک می گیرم . »
وقتی داماد مهریه اش را اعلام کرد ، همه خوشحال و شادی کردند . در حالی که همه منتظر بودند عاقد هر چه زودتر خطبه عقد را جاری کند ، عاقد از جا بلند شد و گفت : « من با این مهریه مخالف هستم و حاضر نیستم هرگز مهریه ای را که به این سنگینی تعیین شده است با خواندن خطبه عقد تأیید کنم . اگر آقا داماد واقعاً می دانست مهر و عشق ومحبت به میزان سکه و مهریه عروس نیست و قلباً دلش می خواست خوشبختی را به میان خانواده اش ببرد ، به فکر پول و طلا نمی افتاد ؛ بلکه تلاش می کرد با تعیین وتقسیم معنویات به زندگی آینده اش رنگ و بوی خاصی ببخشد . »
عاقد در حالی که به طرف در می رفت ، در کمال تعجب شرکت کنندگان در مراسم عقد گفت : « شاید به نظر شما من دیوانه باشم و میزان مهریه اصلاً به من مربوط نباشد ، ولی اگر شما هم تجربه زیاد مرا داشتید و می دانستید که حتی دو میلیون سکه طلا هم هیچ دخترو پسری را خوشبخت نکرده است ، سعی می کردید به دختران و پسران جوان خود از همان آغاز ، درس درست فکر کردن بدهید و چیزی را مهریه کنید که بتوانید هر وقت عروس خانم خواست به او بپردازید . »
عاقد در میان هیاهو و جار و جنجال خانواده عروس و داماد مجلس را ترک کرد و مراسم عقد کنان به هم خورد .

Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to Digg Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to twitter Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to del.icio.us Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to StumbleUpon Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to Google Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to Facebook Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to کلوب Submit "الگوها-عبرت ها-مجلس عقد به هم خورد ؟!" to تبیان

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات