تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


مشاهده RSS Feed

جدید ترین مطالب وبلاگ

  1. هیس!!!

    مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ،
    آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد : آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند
    ،
    از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون شلوغه
    مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز ، از لپ هام گرفت تا گل بندازه
    تا اومدم گریه کنم گفت :
    هیس ، خواستگار آمده

    خواستگار ، حاج احمد آقا ، خدا بیامرز چهل و دو سالش بود
    و من
    ُنه سالم
    گفتم : من از این آقا می ترسم ، دو سال از بابام بزرگتره
    گفتند : هیس ، شکون نداره
    ...

    آپدیت شده 2014_03_15 در 15:40 توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    برچسب ها: داستانک ویرایش برچسب ها
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده