تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ببینم دوستم داره یانه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:gandom
آخرین ارسال:gandom
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

میخوام ببینم دوستم داره یانه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    ازتون خواهش میکنم بهم کمک کنیددیگه ازکلنجاررفتن باخودم سرکوب کردن احساساتم خسته شدم!
    حدوداسه سال پیش دوستم بدون اینکه من خبر داشته باشم ب یه اقا پسری زنگ میزنن،ک اون اقا پسرهمسایه ما بودن،دوستم"منو"ب جای خودش معرفی کرده،نفهمیدم دلیل این کارش چیه فقط گفت میخواستم نظراون اقادرموردتوبدونم!بعداین سه سال نفهمیدم چی حرفای بینشون رد وبدل شده!
    تنهاراهی ک به ذهنم رسید این بود ک ب اقا پسره بزنگم بگم من اون دختر نیستم،به هرجون کندی بود شمارشوگیر اوردم گفتم من نیستم وتقریبا ایشون قانع شدن.(اینوتوپرانتزبگم ک ازش بدم نمیومد:-) ).اما خب اینقدنبودم ک بخوام باش دوست شم ولی کنجکاوشده بودم ببینم این دوتا چی بهم گفتن درمورد من،اخه دوستم بهم نمی گفت!پیش خودم گفتم فکرخوبیه ک دوس شم شاید ازپسره ی چیزایی فهمیدم.اما چون من نیتم دوستی نبود اون نیتش دوستی بود،وقتی دیدم ایشونم حرفی نمیزنم رابطه رو کات کردم۱-ازش پرسیدم منو دوست داری،نه گف اره ن گف ن۲-گف باهم باشیم اما وابسته نشیم۳-دوستم ازقبل مخشوپر کرده بود ک من مغرورم۴-گفته بود ک ازمن بخاطر صداقتم خوشش میاد۵-بحث ازدواج پیش اومد که گفتن امادگیشو ندارن واقعاراست میگفت۶-بعدازاین ماجرا هروقت منومیدید خیلی عمیق نگا میکرد،کاری ک قبلانمیکرد۷-مادرشون بدون اطلاع اقاپسر خاستگاری کردن ک ب لطف مادرم جواب رد دادن،من جواب رد ندادم۸-ب من گفته بودن ک خط زیاد دارن و بقول خودشون اون شماره ک من داشتم رو روشن میذارن ک اگه من کار داشتم بزنگم،و حالا میبینم با همون خط توواتساپ وتلگرامو...هستن!
    وسوال من:بنظرتون عاقلانه است من دوباره رابطه رو برقرار کنم فقط وفقط میخوام بدونم ب من علاقه دارن یا ن این همه دلیل اوردم بااون چیزی ک توذهنمه راست یا ن!حسم میگه اونم منودوست داره اما شاید یاخودشودرحد من نمیبینه یامنو درحدخودش نمیبینه ک چیزی نگفته!
    سوال دومم اینکه تلپاتی وجود داره؟!
    پاسخ با نقل و قول

  2. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط طاهره خشکله

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام خانم گندم به همیاری خوش اومدید

    پیشاپیش از اینکه تا اومدن مشاورین صبر میکنید ممنونیم

    سن ومیزان تحصیلات هر دو؟

    آیا این آقا هنوز هم با دوستتون در ارتباطن؟

    اولا که کار دوستتون از همون پایه اشتباه بوده چه دلیلی داشته که ایشون از جانب شما وبدون اجازتون یه همچین کاری رو انجام دادن؟ مگر اینکه شما پیش ایشون گفته باشید که از

    اون آقا خوشتون میاد و باز هم این دلیل نمیشه که دوستتون شما رو زیر سوال ببرن

    دوم اینکه بعد از اینکه شما گفتید اون شخص شما نیستید دلیلی برای ادامه رابطه به این نحو نبود هر چند کنجکاو بودید بهتر بود اجازه میدادید اگر قرار هست چیزی صورت بگیره از جانب

    ایشون باشه نه شما

    سوم در مورد سوالتون مبنی بر اینکه عاقلانست این رابطه رو شروع کنید عرض کنم که خیر عاقلانه نیست به دلایل متعددی که اینجور روابط که هدف مشخص وچارچوب معینی ندارن

    چیزی جز وابستگی مخرب و پیامدهای ناخوشایند در بر نداره حالا اگر ایشون به شما علاقه ای داشته باشن و مصر باشن حتما دوباره از طریق خانوادشون اقدام خواهند کرد ضمنا باید

    عرض کنم که قبل از همه این تعاریف معیارهاتون رو برای ازدواج مشخص کنید چه بسا بعد از مشخص کردن معیارهاتون ایشون مطابق با فرد ایده آلتون نباشن

    و درمورد تلپاتی هم بگم که مورد بحث هست و خب یک سری ها موافقند که وجود داره و یک سری ها نه

    موفق باشید
    ویرایش توسط elnaz.t : 2015_10_28 در ساعت 17:14
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,طاهره خشکله

  5. ارسال:3#
    سلام خیلی ممنونم ک جواب دادین ازسردرگمی خسته شده بودم.
    ازتحصیلات وسن پرسیده بودین،خودم درحال حاضر دانشجوی روانشناسی هستم۲۰سالمه،اقاپسر۲۳ودیپل م!
    بابای من وپسره همدیگرومیشناختن ب همین خاطر اشنایی من ب دوستم گفتم این پسره بنظرم خوشگل وازاشنایی پدرامون واسه دوستم گفتم!
    شماک میگی پسره باید اقدام میکرد ن من،چیزی ک من فهمیدم پسره باورنکرده ک من باشم بهش زنگ زده باشم ب همین خاطر ب دوستم گفته باید بیای سرقرار دوستمم همه چیز گفته ک،و بعدش ی چیزای ب هم گفتن ک هرچی ب دوستم اصرار کردم چی گفتین نگفت!خب چون من بعد چند وقت این قضیه رو فهمیده بودم ازپسره پرسیدم چی گفتین گف یادم نمیاد (میدونم دروغ گفته،فکرکنم حرفای خوبی نزدن،فقط میخواستم مطمین بشم درمورد من نبوده باشه)
    خیر باهم ارتباط ندارن یعنی پسره ازاین ادما نیست ک ب همیچین دخترای نخ بده!
    اینم بگم ک قبل ازاین ماجرا تومحلمون بخاطر اینک یکی ب دوستم تیکه انداخته بود دعوای بدی شد،ک نا حق پا اون اقا هم کشیده شد وسط ک بعد اینکه ما گفتیم ایشون دخالتی نداشتن ب خیر گذشت،خودم فکر میکنم اگه اون دعوا نبود شاید ایشون ی اقدامی میکردن(حدس خودمه،اخه بابام خیلی محترمانه بهش گفت سر راه زن وبچه من نباش،خدایی کاری نکرده بود)
    معیارمن واسه ازدواج اخلاق حتی اکه تحصیلات و درامد ان چنانی نداشته باشه،تحصیلات بعدازدواجم میشه بدست اورد میشع زحمت کشید درامد خوبی بدست اورداما اخلاق ب این راحتی بدست نمیاد!ی خاستکار داشتم اشنا بود تحصیلات خوب خونه ماشین همه چی داشت اما دلش جای دیگه بود ک ب خاطرحرف مامانش اینا اومده بود جلو،بنظرتون ایشون مورد مناسبیه؟!
    من عقیدع دارم عشق وعلاقه مهم تراز مادیات باشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط طاهره خشکله

  7. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام


    عشق هرگز کافی نیست. کتابی با همین مضمون هست، می تونید مطالعه کنید.
    برای ازدواج فاکتورهای زیادی رو باید در نظر بگیرید.
    نحوه آشنایی شما و برقراری ارتباطتون با این آقا اصلا صحیح و عاقلانه نبوده.
    ادامه این ارتباط هم اصلا درست نیست.

    در مورد تله پاتی، از پدیده های ESP هست در کتاب روانشناسی هیلگارد مختصری به این پدیده ها اشاره شده با توجه به رشته تون می تونید این کتاب رو مطالعه کنید. در مورد معتبر بودن یا نبودنش اختلاف نظر هست. فراتحلیل هایی در این زمینه انجام شده که نتایج ضد و نقیض داره. یه علتش هم به ماهیت تله پاتی بر میگرده و اینکه از چه طریقی میشه این پدیده را مورد آزمایش قرار داد.

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  8. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط elnaz.t,طاهره خشکله

  9. ارسال:5#
    سلام نیلوفرخانوم
    من نگفتم عشق ب تنهایی ملاک خوبیه واسه ازدواج،بلکه عشق واخلاق.
    اصلا رسیدن ب اون اقا پسر برام مهم نیست،بعد ازسه سالم باخودم کنار اومدم و هیچ ارتباطی نداشتم و مدت زمان رابطمون روهم شاید دوماهم نشه!بیشتر بخاطر قیافشون و خانواده خوبی ک دارن من یکم روش حساسم وگرنه من توبرنامه ریزی خودم اگه مامانم مداخله نمیکرد تصمیم گرفته بودم جواب منفی بدم!اینم ک بعد سه سال هنوز توفکرمه نمیدونم حس لجبازی خودمه یا تلپاتی!واسه همین پرسیدم وجود داره یانه
    مطمئنا شما نمی تونید ازحس ایشون ب من بگید،فقط ی راهی پیشنهاد کنید ک برای همیشه ازیادم بره،حس میکنم ضمیرنا خوداگاهم درگیرشه،خودم بهش فکر نمی کنم اما تمرکز ندارم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام خانم گندم عزیز

    پس کارتون راحت هست با توجه به اینکه مدت زمان کمی درگیر این رابطه بودید راحت تر میتونید ایشون رو فراموش کنید و اینجور که شما فرمودید که قصدتون جواب منفی بوده نشانگر این هست که ایشون

    نمیتونه با فرد ایده آلی که مد نظرتون هست مطابقت کنه

    درمورد اون خواستگارتون هم چیزی که پای اجبار وسط باشه توصیه نمیشه و ممکنه بعدا در آینده شما رو دچار مشکل کنه مگر اینکه با هم صحبت کرده باشید و ایشون قصد داشته باشن با چشم پوشی

    از اتفاقات و فرد گذشته زندگی جدیدی رو شروع کنن در غیر این صورت از نظر بنده با مشکل مواجه میشید

    درباره ملاک هاتون برای ازدواج نمیشه گفت که مادیات مهم نیست عشق و اخلاق فقط دو تا از فاکتور هایی هستن که یک فرد مثلا شما میتونه در نظر بگیره حداقل برای شروع زندگی باید دست مایه ای

    باشه که وسایل اولیه زندگی رو تهیه کرد شما فکر میکنید که مادیات نقش کمی دارند اما در واقع عشقی که بعدا نشه نیازهای متفاوتش رو برطرف کرد سرکش میشه و آتیشش دامن زندگیتون رو میگیره

    در نتیجه هر چیزی به اندازه خودش نه عشق و اخلاق به تنهایی میتونه کمک کننده باشه نه مادیات به تنهایی

    برای ازدواج هم کفو بودن خیلی مهمه چه تحصیلی چه مادی و.... عشق و علاقه و مادیات و... برای زندگی مشترک مکمل هم هستن

    برای فراموشی مشاور عزیزمون خانم nafas966 یه مقاله گذاشته بودن که براتون کپی میکنم امیدوارم موثر واقع بشه البته یک سری چیزهاش مربوط به رابطه شما نمیشه که میتونید کارهای جایگزین انجام بدید:

    پشت پا به او که قالتان گذاشت برای شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید یا قبلا اتفاق افتاده یا ممکن است در آینده بیفتد که در یک ارتباط عاشقانه به بن بست بر خورد کنید. و همیشه قدم بعدی یک توقف، آغاز جدید است. این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟ میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد. اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود! روزهای اول؛ مقابله با عادت به اولین روز «خود ساختگی» خوش آمدید. میدانیم که درد زیادی روی دل شما سنگینی میکند

    روز اول: میدانیم که انگار به شما شوک بزرگی وارد شده است و حسی کودکی را دارید که خانه رویایی با دست ساختهاش یکهو نابود و فنا شده است. طبیعی است که حس «خود گم گشتگی» پیدا کرده باشید و به عبارتی دیگر اعتماد به نفس خود را از دست دادهاید. نگران نباشید، این حس همیشگی نیست. با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
    روز دوم: در این مواقع است که ارزش داشتن یک دوست خوب مشخص میشود. حداقل داشتن دو نفر دوست همدل که پذیرای شنیدن حرفهای شما باشند لازم و ضروری است. هر گاه دستان شما به طرف تلفن رفت که به همسر سابق زنگ بزنید، با دست دیگر محکم جلوی آن را بگیرید. در عوض به دوستان خود زنگ زده و ترتیب یک قرار دوستانه را بدهید. هیچ چیز مفیدتر از دو گوش شنوا برای شما در این شرایط بهتر نیست.
    روز سوم: روز سوم روز سرنوشت سازی است. از این جهت که شما قرار است تمام اثرات این دوست یا همسر سابق را از زندگی خود پاک کنید. پاک کردن شامل پاک کردن شماره تلفنش، پاک کردن آدرس منزلش، پاک کردن شماره تماس تمام دوستان دور و نزدیکش، و در آخر پاک کردن هر گونه نشانهای از او در منزل و حتی اگر مجبور به عوض کردن دکوراسیون منزل شوید، این کار را بکنید. تماس شما و هر گونه موردی که باعث یادآوری او به شما شود باید از صفحه زندگیتان پاک شود. در نتیجه این است دست آورد روز سوم «روح زدایی» شما: تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
    روز چهارم: امروز روز دفترچه خاطرات است. صفحه اول، دفتر امروز قراراست پر شود. در نهایت آرامش، لیست تمام عواملی که از نظر شما باعث بهم خوردن رابطه شما شده را تهیه کنید. در نهایت آرامش و صد البته صداقت این لیست را تکمیل کنید. این لیست فقط و فقط برای شما قرار است نوشته شود. و به هیچ کس دیگر هم نشان نخواهد داده شد. پس از کوچکترین تا بزرگترین عامل جدایی را بر روی کاغذ بیاورید. دوباره یاد آوری میکنیم این لیست برای شما و از طرف شما نوشته میشود. پس از آن که کامل شد، یک بار دیگر آن را مرور کنید. یادتان باشد، همه اینها در نهایت آرامش قرار است انجام شود.
    روز پنجم: امروز روز وقت صرف کردن با خانواده است. سعی کنید که از تک تک دقایق «با خانواده» بودن استفاده کنید. آنها بهترین تکیه گاهی هستند که هر زنی دارد
    . • روز ششم: یک تقویت روحیه برای خود بسازید. مثلا یک «پلی لیست» از ترانه هایی تهیه کنید که با شنیدن آنها حس خوبی به شما دست دهد. سعی کنید روزی چند بار به آن گوش کنید.
    روز هفتم: امروز اولین باری است که باید تلقین «تمام شدن رابطه» به خود را شروع کنید. اگر نمیتوانید ما به شما این را تلقین میکنیم: «رابطه شما تمام شده است». چه برای عذر خواهی برگشته چه بر نگشته، لیاقت داشتن شما را به عنوان همسر و همدم در کنار خود نداشته است. یک هفته گذشت و نمردید! بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
    روز هشتم: امروز روز آخر پاک کردن تمام اثرات او از زندگی شماست. اگر احیانا عکسی، نامه ای، هدیه ای، یا هر چیزی دیگری از قلم افتاده بوده است، اکنون قرار است به طور کلی حذف شوند. اگر جرات پاک کردن تمام عکس هایش را ندارید، آنها را در یک فولدر جداگانه با نام «هرگز آن را نبین» قرار دهید. باور کنیدء هر گونه کاری که منجر به یاد آوری دوباره او برای شما شود، به منزله یک سم مهلک برای شما خواهد بود. پس از الان جواب این سوالات را میدانید: آیا دوست دارید که از او خبر داشته باشید؟ «خیر»! آیا دوست دارید که او از شما خبر داشته باشد؟ «صد البته خیر!»
    روز نهم: پس از پاک کردن کامل او از زندگی خود، حالا نوبت این است که بدانید چگونه با او رفتار کنید. اگر مجبور شدید، یادتان باشد که شما دوست ندارید که با او در تماس باشید و تماس شما فقط در صورت اجبار خواهد بود، مکالمه هایتان کوتاه، مختصر، و سر راست خواهد بود. یادتان باشد که این که وقتی او را دیدید پشت دوستانتان پنهان شوید و یا آن که وانمود کنید که او را ندیده اید ، این طرز تصور را به او میدهد که هنوز به او فکر میکنید. پس از الان خود را آماده کنید که اگر با او برخورد کردید، شوکه نشوید. اگر شده حتی میتوانید جلوی آینه هم تمرین کنید!
    روز دهم: امروز روز شماست. هر چه که فکر میکنید و یا میگویید باید از شما باشد. اگر دارید راجع به دلایل شکست عاطفی فکر میکنید، راجع به این که او چه کرد، فکر نکنید.
    روز یازدهم: لیستی از اهداف جدید خود را به صورت مکتوب بنویسید. به خاطر داشته باشید که این مدت بهترین فرصت برای این است که خودتان را در یابید.
    روز دوازدهم: اما الان نوبت تغيیر دکوراسیون است. اول نوبت منزل است. لازم نیست حتما تمام مبلمان را عوض کنید. این تغییر میتواند به کوچکی عوض کردن یک تابلو یا تغیير عکس قابهای بالای تلویزیون باشد.
    روز سیزدهم: امروز همان روز مرگ یک بار، شیون یک بار است. امروز اجازه دارید که سراغ آن فولدر عکسها یا اس ام اسهایی بروید که پنهان کرده بودید. اجازه دارید که ترانه مشترکتان را گوش دهید و زار زار گریه کنید. میتوانید در تمام روز فقط «شکلات تراپی» داشته باشید و تا آن جا که میتوانید پشت سر او حرف بزنید. از دوستانتان بخواهید به حرفهای شما فقط گوش بدهند. با صدای بلند این را تکرار کنید «من زمان احتیاج دارم که در غم از دست دادن علاقه ام ناراحتی کنم. من میتوانم برای آخرین بار گریه کنم». و بعد از آن دیگر پلی برای بازگشت به گذشته وجود نخواهد داشت. اعتماد به نفس باز می گردد تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
    روز چهاردهم: باورتان میشود که 14 روز گذشته است؟ 14 روز از زمانی که شما «تصمیم کبری» خودتان را گرفتید گذشته است و حتی اگر هم به ما نگویید ما مطمئن هستیم که نسبت به 14 روز گذشته تغییرات روحی زیادی در شما رخ داده است. کافی است که از دوستان خود بپرسید.به پاس این وفاداری به تصمیم تان، باید به خودتان پاداش بدهید. بهترین زمان برای خرید لباس مورد علاقه، کفش مهمانی، و یا حتی یک بسته شکلات همین الان است.
    • روز پانزدهم: خب یادتان است که به شما گفتیم خودتان را برای رویارویی با او آماده کنید؟ یادتان باشد که برای شما مهم نیست و نباید باشد که حال او چه طور است. یک مکالمه کوتاه، مختصر و سرراست. به طور مثال: «وقتی او را دیدید، به چشمانش نگاه میکنید، سلام میکنید، مودبانه یک لبخند میزنید، بعد سرتان را پایین میاندازید و سعی میکنید هر چه زود تر آن جا را ترک کنید» حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
    • روز شانزدهم: خب، دیگر در خانه ماندن بس است. برای یک پیاده روی حاضر شوید. سعی کنید به جایی بروید که تا حالا نرفتید. مثلا یک پارک یا خیابان جدید را برای پیاده روی انتخاب کنید. از بودن در هوای آزاد لذت ببرید. شما همان آدمی هستید که قبل از ملاقات با همسر قبلی تان بودید. همانی که اعتماد به نفسش به هیچ مردی اجازه نمیداد که به او ضربهای وارد کند. زیبایی و پاکی در درون شما نهادینه شده است. اگر شریک سابق شما آن را ندیده گرفته است، به خاطر کمبود شما نبوده است. به «خود»تان یاد بدهید که از تک تک لحظاتی که در پیش رو دارید نهایت استفاده را بکنید.
    روز هفدهم: خب، اما امروز باید کمی صحبت جدی با هم داشته باشیم. شما برای از بین بردن ناراحتی پس از جدایی چه نوع تراپی را انتخاب کرده اید: سایکو تراپی مثل رفتن به یک روانشناس یا مدیتیشن، شیرینی تراپی مانند پناه بردن به شکلات و شیرینی و نقل و نبات، خواب تراپی، سیگار تراپی، و...! حالا از شما میخواهیم که بنشینید و بهطور جدی به این فکر کنید که چگونه میخواهید روح خود را درمان کنید. آیا این روشهای درمانی که تا حالا انجام دادهاید، برای شما کارساز بوده است؟ یادتان باشد که تغییرات درونی بدون پاکسازی بیرونی زیاد کار ساز نخواهد بود.
    روز هجدهم: به سراغ دفترچه خاطرات خود بروید. و نگاهی به لیست دلایلی که باعث جدایی شما شده است بیندازید. اکنون با گذشت 18 روز ، نظری منصفانهتر به ماجرا خواهید داشت. اگر لازم هست تغییراتی در لیست خود بدهید.
    • روز نوزدهم
    : امروز؛ روز کشف استعداد است. به موسیقی علاقه دارید؟ همیشه میخواستید یک زبان دیگر یاد بگیرید؟ عاشق شیرینی پزی هستید؟ لحظهای درنگ نکنید. پشتکار داشته باشید و مطمئن باشید که بهترین نتیجه را خواهید دید.
    روز بیستم: زمان، زمان چیدن یک برنامه جدید برای زندگی است. لیستی که از اهداف زندگی تهیه کرده بودید را اکنون احتیاج دارید. با دقت آن را مرور کرده و از همین دقیقه برا ی رسیدن به اهداف جدید برنامهریزی کنید. یادتان باشد که این کاری است که برای آن باید حسابی فکر و زمان صرف کنید و چه زمانی بهتر از الان که فکر شما آماده پذیرش هر گونه تغییری است.
    روز بیست و یکم: سه هفته گذشت، هوراااااا! چه حسی دارید؟ آن را در دفترچه خاطراتتان بنویسید. شما کاری را شروع و به نیمه رساندید که از عهده هر کسی بر نمیآید. این یعنی یک شمای نو! ما هم در تبریک گفتن به شما شریک میشویم! «مبارکه!» • روز بیست و دوم: یک صحبت در گوشی: ممکن است هنوز هم گهگاهی به او فکرکنید. به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید. تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است! هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
    روز بیست و سوم: درد فراق دیگر نباید برای شما مسئله باشد. یادتان باشد که برای خوشحالی شما وجود شخص دومی نیاز نیست. شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید. سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود. خیلی زود به آخرش رسیدیم شما از شر یادآوری خلاص شده اید...
    روز بیست و چهارم: عطر خود را عوض کنید. به ویژه اگر عطر قبلی شما یک هدیه از طرف همسر سابق بوده باشد! عطر جدید، بوی جدید، زندگی جدید!


    منبع:راه های فراموش کردن یک رابطه در 24 روز!
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  11. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط niloofarabi,طاهره خشکله

  12. ارسال:7#
    ممنونم الناز خانوم
    اما این قضیه واسه سه سال پیش و من این راه رفتم،تنهاچیزی ک داشتم شماره بود اونم حذف کردم.
    من میخوام از ذهنم پاک بشه،باید بعد سه سال پاک میشد!
    ی مدت فراموش میشه نمیدونم چرا دوباره فکر کردن بهش شروع میشه!
    میدونید احساس میکنم از وقتی درموردش با شماها حرف زدم یکم منطقی تر نسبت ب این قضیه فکر میکنم شاید بخاطر حرفه تون باشه!
    الان این تصمیم گرفتم ک وقتی ذهنم درگیرش شد خودموبا یه کاری ک ب فکرکردن نیاز داره سرگرم کنم!
    شما بگین اکه زمان درس خوندن مزاحمم شد چکار کنم؟!
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    niloofarabi آواتار ها
    اگه بعد از سه سال هنوز ذهنتون درگیرش هست، احتمالا دچار وسواس فکری شدین. با مراجعه حضوری به روانشناس زودتر به نتیجه خواهید رسید.
    تله پاتی معنی اش ذهن خوانی هست. شما در گیر تله پاتی نیستید.
    به نوعی درگیر وسواس فکری و نشخوار ذهنی شدید. معقول ترین راه مراجعه حضوری هست.
    پاسخ با نقل و قول

  14. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط elnaz.t,محسن عزیزی

  15. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    اگه بعد از سه سال هنوز ذهنتون درگیرش هست، احتمالا دچار وسواس فکری شدین. با مراجعه حضوری به روانشناس زودتر به نتیجه خواهید رسید.
    تله پاتی معنی اش ذهن خوانی هست. شما در گیر تله پاتی نیستید.
    به نوعی درگیر وسواس فکری و نشخوار ذهنی شدید. معقول ترین راه مراجعه حضوری هست.
    دقیقا همین ک شما میگی درسته!
    خیلی ممنون ک بهم کمک کردین،اگه مشورت شما نبود تصمیم داشتم باهاش تماس بگیرم!
    پاسخ با نقل و قول

  16. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    از آنجایی که خود شما دانشجوی رشته روانشناسی هستید، و ان شاء الله در آینده نه چندان دور خود در نقش روان شناس در جامعه ظاهر خواهید شد، بد نیست پاره ای موارد را با دقت بیشتری مد نظر قرار بدهید.

    شما به خوبی می دانید که قدرت افکار انسان، و نقش آنها در برانگیختن هیجانات، و رفتارها مساله حائز اهمیتی است.

    همچنین، به خوبی می دانید که در بسیاری از موارد، رفتار دیگران با ما، بازتاب رفتار خود ما با آنهاست.

    نیز برای شما احتمالا روشن است که در برابر هر عملی، عکس العملی مناسب لازم است؛ به گونه ای که اگر کسی به طور مثال خواست به ما آسیبی وارد کند، واکنش ما به گونه ای نباشد که خود ما هم به او کمک کنیم تا آسیب پذیری مان را افزایش دهیم.

    با توجه به توضیحات شما، در زمانی که دوستتان به پسر همسایه شما زنگ زده و خود را به جای شما جا زده، شما حدودا هفده ساله بوده اید. در این محدوده سنی، به دلیل تغییرات جسمانی، هیجانی، و روانشناختی فرد نسبت به برخی مسائل، آمادگی ها و حساسیت های بیشتری دارد. دیدش نسبت به جنس مخالف، با سالهای قبل تفاوت پیدا می کند، و بسیاری تغییرات دیگر

    شاید دوست شما از سر کنجکاوی، یا ماجراجویی، یا بیکاری، یا حسادت، و یا هر عامل دیگری اقدام به آن کار کرده باشد؛ اما نیک می دانید که علت اصلی این اقدام، این بوده که خود شما درباره آن آقا پسر با دوستتان صحبت کرده بودید، بدون اینکه یک لحظه تصور کرده باشید یا انتظار داشته باشید که دوستتان چنین کاری انجام بدهد. از همین ماجرا، دست کم دو نکته استخراج می شود:

    1. لزوم حفظ اسرار خصوصی و بازگو نکردن آنها
    2. اهمیت انتخاب دوست خوب

    پس، می توانید همینجا این دو عبرت را از این ماجرا برای آینده خود ذخیره نمایید.

    مساله بعدی، مربوط به واکنش شما نسبت به این قضیه است. از آنجایی که نوشتید که خود شما هم از آن آقاپسر بدتان نمی آمده(به گفته خودتان به خاطر ظاهر و شاید ارتباط و نزدیکی که با پدرتان داشته، و البته به دلیل مجاورت و همسایگی که خود عاملی برای ایجاد علاقه است)، احتمال قوی این است که خودتان هم بدتان نمی آمده که شیطنتی کنید و نظر ایشان را راجع به خود بدانید؛ در حالی که واکنش مناسب تر، برای حفظ آبروی شما و رهایی از اتهام نادرستی که دوستتان به شما وارد کرده، می توانست این باشد که شما با قاطعیت با دوست خود برخورد می کردید، و او را وادار می کردید تا خودش کار اشتباهش را جبران کند و حقیقت را بازگو کند.

    نکات مهمی را در ارسال نخست خود مطرح کردید. از جمله اینکه ایشان بیان کرده که با هم باشید، اما وابسته نشوید. اولا باید دانست که رابطه دختر و پسر، طبعا وابستگی آور است. ثانیا، اگر از این مساله اغماض کنیم، از منظر روانشناختی، این جمله معنایش این است که:«من تعهد و مسئولیتی ندارم و قصدم هم دوستی است و بس. هر اتفاقی افتاد، گردن خودت است و من از اول گفته بودم!»

    منظور من این نیست که اگر ایشان گفته بود باهم باشیم و وابسته بشویم! جمله اش درست می شد! بلکه منظور این است که هر کاری راه و روشی دارد. ازدواج هم راه و رسمی دارد. اگر کسی قصد ازدواج داشته باشد و شرایطش را هم داشته باشد، روشش را به خوبی می تواند بیاموزد. اما کسی که قصدش را ندارد، و یا شرایطش مهیا نیست و صراحتا زبان سر و زبان بدنش می گوید که قصدش دوستی است، یا بهانه می تراشد، یا در پی کسب لذت های موقتی است، یا می خواهد وقت گذرانی کند، یا ... . بدانید که چنین فردی شایستگی لاز برای ورود به زندگی مشترک را ندارد. باز هم منظور من این نیست که اگر صرفا بگوید قصدم ازدواج است، تمام است! بلکه باید در عمل نشان بدهد(با خواستگاری رسمی و شناخت اصولی زیر نظر خانواده ها و مشاور)

    مساله دیگر اینکه نوشتید مادر ایشان سر خود و بدون اطلاع پسرشان از شما خواستگاری کرده اند. اگر این گزاره را بپذیریم، باید بدانید که ایشان هنوز به مرحله استقلال لازم نرسیده است.

    مورد بعدی که نوشتید ایشان به شما عمیقا نگاه می کرده، جای تامل دارد. این نکاه عمیق، شاید نگاهی هرزه آلود باشد.

    در مورد خط تلفن هم به نظر نمیرسد صداقتی در میان بوده باشد.

    در خصوص اینکه گفته از صداقت شما خوشش آمده، سوال اینجاست که صرفا با یک عمل از جانب شما، نتیجه گرفته که شما انسان صادقی هستید، یا اینکه فقط دنبال واژه ای می گشته که در شما اثرگذار باشد؟!

    اما مورد بسیار مهم در خصوص شما این است که زمینه مطالعاتی تان، سبب شده که حساسیت تان نسبت به حالت های عادی بیشتر شود. منظورم این است که چون در روانشناسی، مسائلی مثل تله پاتی، ناهشیار و ... را مطالعه می کنید، در گوشه ای از ذهن خود به دنبال علل این وابستگی ذهنی می گردید، و آن را با مفاهیم آشنای ذهنی خود تعبیر و تفسیر می کنید، در حالی که شاید هیچ ارتباطی به مشکل شما نداشته باشد.

    نوشتید که تنها سوال شما این است که آیا ایشان شما را دوست دارد یا ندارد؟

    دانستن این امر، چه کمکی به شما می کند؟!

    ممکن است در ظاهر خواستگاران متعددی دختری را دوست داشته باشند. آیا دختر می خواهد با همه شان ارتباط داشته باشد یا ازدواج کند؟!

    برای اینکه پاسخ سوال تان را دریافت کرده باشید، چند نکته را یادآور می شوم:

    دوست داشتن، به معنای صرفا داشتن یک حس و کشش نیست.

    پسری که دختری را دوست دارد، سختی های رسیدن به او را تحمل می کند؛ رسما با خانواده اقدام می کند؛ اگر شرایط ظاهری اش برای ازدواج مهیا نیست، تقلا می کند تا زودتر آن شرایط را فراهم کند؛ دختر مورد علاقه اش را به خود وابسته نمی کند؛ و اگر دختر مورد علاقه اش با فردی مناسب ازدواج کرد، از خوشبختی او خوشحال می شود.

    نکته: سعی نکنید ایشان را از ذهن خود شیفت دیلیت کنید! آن را در فولدری نگاه دارید، و روی آن کلیک نکنید! پس از مدتی خواهید دید که چنان هاید می شود که با هیچ ریکاوری باز نمی گردد! اگر هر از گاهی پوشه هایی شبیه او دیدید، پوشه را حذف نکنید، سعی کنید پوشه را باز نکنید.

    منظور این است که اگر مدام به خودتان بگویید باید تا حالا فراموشش میکردم، صرفا خودتان را اذیت می کنید. خیال پردازی نکنید، و زمان خود را با فعالیت های مفید پر کنید.

    مقاله زیر برای فراموشی به شما کمک می کند:

    دلتنگی پس از قطع یک رابطه
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  17. میخوام ببینم دوستم داره یانه  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •