تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترديددوران عقد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ليندا66
آخرین ارسال:ليندا66
پاسخ ها 4

ترديددوران عقد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام توروخدابه دادم برسىدموندم نمىتونم تصميمى بگيرم من آدم شکاکي هستم اىنوخودمم قبول دارم حدودسه ماهه عقدکردم 28سالمه بايه پسر32عقدکردم بدون هىچگونه ارتباطى قبل ازازدواج کلاسنتى بودتقرىباآشنابودن داداش باداداشم دوست بودبعدازلحاظ آشناىى هم بايکى ازاقواممون نسبت فامىلى داشتن قبل ازازدواج همىشه مىترسىدم باىه مردازدواج کنم که دوست دخترداشته باشه پسرمهربونىه شوهرم ىه بارنگاه واتساپش کردم باىه دخترچت کرده بوددىدمش نارحت شدم چىزخاصى نبودىه وسرى توضىح دادکه مزاحمه ومنم باورکردم چون جزمخاطبىنش نبودوىه شماره شهرستانى بودگذشت وبعدىه ماه به طورناگاهنى توى اس ام اسهاش ىه اسهاى دىدم که به ىه دختراس ردوبدل کرده بوداسهاى بدسکسى بىشتراون خانم زده بودکامل نخوندمشون فهميدگوشى روازم گرفت پاکشوناکرداىندفعه اسمش تومخاطبىن بودباىه اسم الکى نفهمىدم چى بودکامل الان مىترسم مىگم نکنه ارتباطامشروع داشته باشه کردوهزارجورفکروخىال وقتى که اسهارودىدم توى جمع بودىم مبورشدىم برىم پارک وحرف بزنىم من گرىه مىکردم واون قسم مىخورداول گفت همونه که مزاحگ شده بعدمن شماره اش رودىدم قبول کردکه اون نىست گفت ىه جرىانى داره مناىن دختروباىکى دىدم توخىابون فک کنم آشناس ازطرىق تلگرام تهدىدم کرده واىن حرفهاالبته ىه اسم تواسهابودبه اسمم امىرکه وقتى گفتمکىه گفت دوستپسردختره اس اىنم بگم شوهرم آدم زرنگى نىست وخىلى راحت من نگاه گوشى وچىزهاش مىکنم الان دوروزه باهاش سردم هى زنگ مىزنه سردجواب مىدم ناراحت مىشه مىگه من سرىه غلطى کردم دىگ وباىداىنطوى کنى بامن اىنطورى خواستى پشتم باشى الان مىترسم نکنه ازدواج کنم ادم هوس بازى باشه توى خونشون وپىش بقىه خىلى خجالتىه روش نمىشدپىشم بشىنه من بىشترمىرفتم پىشش قسم خوردمىگه تنم به کسى نخورده نامردى نکردم مىگه توازبس دوسم دارى همش توهم مىزنى قبول دارم ادم شکاکىم ولى اىناروالان باچشم خودم دىدم چکارکنم ؟مىگفت خودمومىکشم اونشب که ناراحت بودىم مىدنم مىترسه ازاىنک پپس بزنم هرچى ازآينده مىگه ازبچه ازعروسى حرفى نمىزنم سردم الان صبح هم زنگ زد
    گفتم حالم خوب نىس انگارخواست بى محلى کنه گفت پس حالت خوب نىس خداحافظ وقطع کرداىنم بگم دارم به اىنم فک مىکنم که پس بزنم هم دوس ندارم شراىط خانوادم رو بابام زىادغرمىزنه ازدستش خسته ام گش توروخداچکارکنم مىگه بهت ثابت مىکنم اونطورى نىستم خوشبختت مىکنم ولى من مىترسم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    sanaz1368 آواتار ها
    سلام شوهرت اگههوسبازبود اصن ازدواج نمیکرد ارامش داشته باش
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام ىکى منوراهنماىى کنه شک نمىزاره آروم باشم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    الان دىگه مىترسم به گوشى شوهرم نگاه کنم چون مىترسم بازىه چىزى ببىنم دىگه کارم شده ترس وبى اعتمادى
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •