تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تناقض زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:She
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 35

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

تناقض

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    من رشته ریاضیم.اون هم دانشجوی ارشده صنایع.انقد که اون میتونه برام وقت بذاره و معلوماتش خیلی بیشتر از همکلاسی ومعلم واینحرفاست ومن کلاس بیرون هم نمیرم.من فرزند اخرم وچهارتا بچه ایم که بقیه ازدواج کردن و همه توی دبیرستان انسانی خوندن.ولی اصلا بهش نمیاد که مثلا بخاد منو گول بزنه و این حرفا فقط بقول خودش بعضی وقتا حالش واقعا تو تنهایی خودش دست خودش نیست وکسی جز من نداره که دراین مواقع باهاش بحرفه فکرکنه.اون باهیچ دختری دوشت نبوده ومن اینو کاملا مطمئنم.میدونید من واقعا ادمی نیستم که سریع تحت تاثیر پسری قراربگیرم و وابسته واینابشم حتی خیلیا بهم میگن توبی احساسی هیجوقت عاشق نمیشی واز این حرفا.ولی الان واقعا اون برام مثل یه عضوی از خونوادم میمونه ومن براحتی نمیتونم کنارش بذارم بذارم.حتی ظاهرش انقد موجه وخوبه که اصلا نمیشه باپسرایی که با هدفای خاص به دخترانزدیک میشن مقایسش کرد.حتی بعضی وقتا خیره هم که میشه نگاهشو ازم میدزده...من خیلی دچار دوگانگی شدم بعضی وقتا میگم اینی که تو تلفنه اون نیست پیکی دیگست.یبارم بهش گفتم با این حرفات کاری میکنه ذهنیتم نسبت به تو خراب بشه وازت بدم بیاد واون دیگه حرفی نزد وگفت هیچوقت نمیخاد دربارش فکرم خراب بشه...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    میشه یه ساعت خاصی که وقتتون آزاده رو مشخص کنید که گفتگو کنیم لطفا اگر موافق هستید ساعتش رو بگید.من خیلی خیلی از شما ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    n.h آواتار ها
    بالاخره احتياجاتتون به كمك از نظر درسي در سطم درسايي هست ك همكلاسي و معلماتون اطلاع دارن.اين يه توجيحه براي ادامه ي رابطتون.
    شما اول با خودتون فك كنيد كه بالاخره قراره اين رابطه به كجا برسه؟
    اون چیزی ک تجربه ی من میگه ادامه ی این روابط نامشخص فقط باعث وابستگی میشه که بیشتر ضربه برای ما دختراست.
    اگر ایشون به قول شما تنهاس میتونه اگر شرایطشو داره ازدواج کنه.شما مسئول پر کردن تنهایی ایشون نیستید و بیشتر از ایشون باید به فکر خودتون باشید.اگر بخواید کم کم از ایشون جدا بشید لازم نیس بهش بگید همچین قصدی دارید چون هر دفعه با خواهش و التماس شما رو منصرف میکنه فقط میتونید با بی پاسخ گذاشتن پیاماشون یا کم محلی کردن ایشون رو دلسرد کنید اما قبلش باید به این واقعیت برسید که ادامه رابطه به نفعتون نیس.
    شاید به قول شما کمک کردن در درسا و پر کردن تنهاییتون باشه اما تاثیرمنفی ای که از نظرعاطفی روی هردوتون میزاره بیشتر از سودشه.
    من بیشتر بعد از ظهرها ساعت 2به بعد و شبها فرصت میکنم سربزنم.
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    خب شرایط ازدواج نداره.راست میگید من خیلی خودمو توجیه میکنم اگه دیگه دراون مورد حرف نزنه چی؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    n.h آواتار ها
    ببين من از اونجايي كه نميخوام ضربه بخوري دارم درست ترين راه حل و بهت ميگم
    همیشه میگن بهتره به جای اینکه محبت و علاقه رو بیهوده هدر بدی نگه داری برای زمان درستش یعنی بعد از ازدواج .اون زمان دیگه هیچ محدودیتی برای محبت کردن و محبت گرفتن و صحبت کردن حتی در مورد مسائل جنسی نیست.اگر میگم این رابطه ادامه دادنش درست نیس به این دلیله که الان یه دغدغه ذهنی داری که میتونه منشا خیلی مسائل چ الان و چ در آینده برات بشه.
    میتونی تا هنوز مشکل خاصی پیش نیومده جلو این وابستگی رو بگیری
    چون در این زمینه خیلی موردا مث شمارو دیدم و آخرش فقط پشیمونی براشون مونده نمیخوام این اتفاق برات بیوفته.
    میتونم بپرسم رابطه ات با پدرو مادر و خواهرو برادرهات چطوره؟؟
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    بد نیست خوبه.نمیتونم جوابشو ندم...یعنی کلا هیچوقت باهاش حرف نزنم کلا تموم؟؟؟خب سخته.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    الان که چند روزه ندیدمش دلم تنگ شده خب..مثلا شما دلت برای دوستات تنگ نمیشه؟من بهش عادت کردم وگرنه چیز دیگه ای نیست.میشه یه راه حل برای کلا فراموش کردنش بگید؟با اینکه فکرنکنم بتونم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نمیشه ایمیلم بشما بدم یا شمل بدید.اینجا واقعا خیلی دیر حرفاتونومیخونم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    n.h آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط She نمایش پست ها
    الان که چند روزه ندیدمش دلم تنگ شده خب..مثلا شما دلت برای دوستات تنگ نمیشه؟من بهش عادت کردم وگرنه چیز دیگه ای نیست.میشه یه راه حل برای کلا فراموش کردنش بگید؟با اینکه فکرنکنم بتونم.
    خب این دلتنگی طبیعیه چون بهش عادت کردید.
    چرا منن گاهی دلتنگ دوستام میشم و باهاشون تماس میگیرم یا می بینمشون ولی دوستی با هم جنس با دوستی با جنس مخالف متفاوته
    فراموشی یک دفعه ای انجام نمیشه چون وابستگیتون هم یکدفعه ای پیش نیومده
    به مرور زمان ک دو نفر باهم صحبت میکنن هر چه نکات مشترک بیشتری نسبت به هم پددا کنن یا ببینن طرف مقابل درکشون میکنه بیشتر وابسته میشن پس فراموشی هم کم کم و به مرور زمان اتفاق میوفته.

    چن تا راه حل هست که کم کم ارتباطتون کم بشه
    اگر از طریق برنامه های که نیاز به نت داره باهاش در ارتباطی کمتر دردسترس باش
    سعی کن بیشتر تلفنت خاموش باشه مگر مواقع ضروری
    اگر عکس یا هر چیزی ازش داری پاک کن و از خودت دورش کن
    اگر پیشنهاد داد که ببینیش قبول نکن و به جاش سعی کن بیشتر با خانواده و دوستات باشی یا به فعالیتهایی ک بهشون علاقه داری سرگرم باش
    سعی کن کمتر تنها باشی که امکان صحبت کردن باهاش برات مقدور نباشه
    من ایمیل دارم اما اینجا به نظرم برای پاسخ گویی راحت تره.
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    n.h آواتار ها
    شاید ناگهانی نتونی جواب ندی اما کم کم میتونی از تعداد دفعاتی که صحبت میکردی کم کنی و هر دفعه با لحن سردتری جواب بدی تا اون هم کم کم دلسرد بشه.اما اگر بتونی ایشون رو هم متقاعد کنی که ادامه دادن این ارتباط درست نیس و به جایی نمیرسه فقط وابستگی براتون میمونه و راضی بشه که ارتباطتون رو تموم کنید خیلی بهتره.البته شماهم باید در مقابل پافشاری کردن ایشون برای ادامه مقاوم باشی و کوتاه نیای.
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •