سلام به همه

سال جدید تک تکتون مبارکا باشه

نمیدونم جای درستی دارم مینویسم یا نه.... چون همین الان عضو شدم....

اما خب برام مهمه... و اینکه بعد مدتها دارم راجبش با کسی حرف میزنم

امیدوارم مشکلم قابل درک باشه و

کسی ب سخره نگیره مارو

من یه مدته دچار یه حس عجیب شدم

البته حدود یکساله

بذارید از اول بگم

من تا 21 سالگی پامو تو قبرستونو

مراسم تدفین نذاشته بودم

پارسال عید بابا بزرگم جلو چشام فوت شدو

من یه شب وحشتناکو گذروندم

قبل اون البته یکی دو بار موقع شنیدن فوت کسی

شبش یه تپش قلب شدید گرفته بودم

اما بعد فوت اقاجونم

شدید تر شدم
با این اوصاف که روزا کاملا حالم خوبه

من ترسو نیستم

یا از خون و این چیزا بترسم
اصلا

اما از لحاظ روحی یه ترس خاص از مردن میاد سراغم

حالا این ترس ربطی ب دلبستگی ب دنیا نداره
که اصلا همچین حسی ندارم

اما وجودمو یه استرس خاص میگیره

چه میدونم

از اون دنیا و این حرفا

قبل فوت اقاجونم

همچین نبودما
بعدش که ب خاطر مامانم مجبور شدم
هر پنجشنبه همراش برم سرخاک
دوباره همون ترس و استرس ته هفته میومد سراغم

اما یه مدت که گذشت تونستنم تقریبا
با محیط اونجا

وفق بدم خودم رو
و اون استرس شبونه ته هفته بره یا خیلییییییییی خفیف شه

اما مشکلی که الان دارم اینه که وقتی خبر فوت کسی رو میشنوم

شبش بی خوابی میگیرم

گاهی تپش قلب

روزا حالم عااااااااااااااااااالیه
...

اما شبش
...

طرف عزیزشو از دست میده استرس

رو من میگیرم


...

استرس اون عزیزو نه ها


یه حس ترس از اون دنیا


....
گاهی با خودم میگم
خدایی که تو این دنیا انقده با هم دوستیم

مگه میتونه تو اون دنیا چماق بگیره دستش

مارو

عذاب بده



یکی کمکم کنه

میدونم یکم گنگ نوشتم


اینم بگما من فقط یک شب اینجوری میشم

بعدش کاملا عادی ام


من کلی درس دارم

درسای سنگیییییییییییین

این حس لعنتی داره دیوونم میکنه