تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سر دوراهی موندم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amirf
آخرین ارسال:amirf
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

سر دوراهی موندم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام. ممنونم از این همه متن پر انرژی و مثبتتون،
    میخام یکم راحت بنویسم کسیو قبلا دوس نداشتم،و لی خوب خاستگاری زیاد رفتم و متاسفانه جاهایی که رفتم در عرف مردم دخترانی تاپ تر در زمینه خانواده ،روابط اجتماعی و ... بود در ست است که اونا منو قبول نکردن و در مواردی منم قبول نکردم حالا یکی با خانوادم یکی با کارم و... بالاخره نتونستند کنار بیاین و نشد،واقعا افسوس گزشته رو میخورم چرا با تجربه بالاتر نرفتم جلو،ببینید من به ملاکای ازدواجم نرسیدم خانمم افسردگی نداره و خیلی عادی هس فقط دستو دل بازی متنوع و به روز نیس زندگیش شده کار ،خواب،خوردن / یک نکته میخام بدونم شما اگه همسرتان ازتون بخواد یک انگشتر که به دلشه واسش بگیرین و البته گرون باشه چکار می کنید/ سوال دیگه اگه از تون بخاد که فلان مدو بزنید و فلان مانتو رو حذف کنید چکار میکنید// در مورد سوالتون خوب خانمم عیب داره نکات مثبتم داره ولی اصلا نمی دونم کدومش برتری داره .. شما باشین چکار میکنید اگه دیدید همسرتان 4 ملاک خوب داره ولی مثلا اصلا نوع بیان و روابط اجتماعی نداره چکار میکنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    سلام... شب عالی بخیر
    متن پر انرژی... نوشته ناب.... همدمی برا نگفته ها.... هرچی بخواید میتونی اسمش رو بذاری... ولی خب من قصدم کمکه
    و نتونم هم در حد القای یه حس خوب ب کسی ک حرفاشو نمیتونه ب بقیه بفهمونه هستم.... امیدوارم نوشته هام باعث نشده باشه تا مشاورا یا مدیرا ج ندن و شما ناراحت شید
    بگذریم
    ...
    اولا من مجردم.... یعنی نمیدونم سوالایی ک پرسیدید بعد متاهل شدنم هم همین جواب رو میدم یانه....
    هرچند میشناشم خودمو.... همینی ک هستم میمونم ولی خب ادمه و جایز الخطا
    ...
    ببینید من باید اول این رو هضم کنم ک هر ادمی قبل من ... قبل زندگی با من برا خودش زندگی کرده
    25 سال 30 سال کمتر بیشتر هرچند سال.... بلاخره خودش بوده و علایق خودش....
    من نمیتونم یهو اون ادمی ک مثلا 30 سال قبل من با افکار و "من" خودش زندگی کرده تغییر بدم....
    ولی میتونم: ازش بخوام .... مثلا دلیل کاری که میکنه.... از نظر من اشتباهه یا درست نیست
    اول بدونم از نظر اون کاش چه جوریه؟ خوبه یا بد؟ دلایلش رو جویا شم برام بگه.... شاید واقعا حق با اون باشه و من
    اشتباه پیش رفته باشم
    و شاید برعکس... با حرفای درست و صبوری خودم بتونم اونو براش جا بندازم....
    گفتید از من بخواد براش انگشتری بگیرم ک دوس داره؟ حتی اگه گرون باشه؟
    چه اشکالی داره..... زندگی اجبار نیست.... سوختن هم نیست.... یکی جلو و دیگری عقب پرواز کردنم نیست...
    من ب علاقش احترام میذارم و چیزی که میخواد رو براش میگیرم....
    من هیچوقت ب مادیات اهمیت نمیدم....
    البته الان اینجوری ام... شاید دلیلش شکر خدا اول بودن خود خدا و بعد رفاه فراهم شده از طرف بابا باشه... اما میدونم ک برخلاف رفاهم ادم سازگاری ام.... حالا اگه برعکس باشه.... یعنی من از اون ادم بخوام برام بگیره...
    اگه داشته باشه و نگیره ازش دلیلش رو میخوام اگه قانع کننده بود.... با کلی ادب و محبت میگم حق با اونه. ....
    یا مثلا نداشته باشه....
    تو زندگی اگه عشق باشه.... همه چی رو میشه ساخت.... من اگه عاشق باشم طرف مقابلمم عاشق باشه... با کلی ایده خوبی ک دارم
    با یاری خدا زندگیمو بهشت میکنم.... حتی سرتر از بیل گیتس.... چه اغراقی... نه خب همیشه امیدی هست...
    خلاصه من انگشترو میگیرم براش.... چون خیلی دست و دل بازم....
    سوال دوم:ازم بخواد فلان مد رو بزنم یا فلان مانتو:
    ببین من مذهبی نیستم.... ولی خدا خیلی حالیمه.... چادری نیستم.... محجبه هم نیستم.... اما عاشق خدامم....
    هرگز اغراق نمیکنم ک جلو بهترین رفیقم ک خداست خراب شم....
    مثلا فک کن الان طرف مقابل من بیاد ب من بگه : لباسات خیلی دمده است... ب روز نیست....
    بدون هیچ دعوا و فیس و افاده و .... اول ب حرفش فک میکنم.... ب خودم دقیق تر میشم... اگه حق با اون باشه....
    تغییر میدم...
    انسان هرموقع ک بخواد "خودش" میتونه تغییر کنه.... ولی دیگران "سریعغ نمیتونن "تغیرش" بدن
    ...
    حالا بیاد و بهم بگه مثلا خیلی جلف میگردی.... "دوباره دقیق تر میشم.... اول اینکه هرگز اجازه نمیدم کار ب جایی برسه ک کسی بهم همچین حرفی بزنه... معتقدم ادم باید همه جا حواسش ب همه چی باشه و آتو نده دست کسی...
    حالا مثلا بهم بگه جمع و جور تر باش....
    خب وقتی ببینم حق کاملا با اونه تغییر میکنم دیگه.... ولی خوب باشمو اون حرفاش ب دل نشینه
    قانعش میکنم
    راستش من ب معجزه حرفام ایمان دارم....نمیدونم چرا تعریف نیستا.... داریم دوستانه حرف میزنیم... من ادمی ام ک میتونم با حرفام همه رو قانع کنم.. یا قانع شم..
    سوال اخرتون:
    ببین بستگی داره اون 4 ملاک چی باشه...
    بذار مثال بزنم برات:
    فرض کن من یه ماشین دارم لاستیک و موتورو سوخت و همه چی داره.... چندتا خطم روش هست.... خب قطعا بخاطر چندتا خط از ماشینم نمیگذرم....
    ولی یه ماشین داشته باشم.... اخرین مدل باشه.....
    نوئه نو..... ولی لاستیک نداشته باشه....
    سوخت برا حرکت نداشته باشه....
    دیگه ب دردم نمیخوره.....
    من میخوام باهاش کارامو را بندازم....
    زندگی کنم...
    نه اینکه چپ و راس تعمیرگاه باشم....
    شاید ب مثالم بخندید شما یا هرکس دیگه ای... ولی عمیق تر فک کنید میفهمید چرا پرسیدم بستگی داره اون 4 تا ملاک خوب ک داره چیه؟
    ....
    اگه ماشینم اونا ک من میخوامو داشته باشه
    من دیگه خط و خراش روشو نمیبینم....
    برام حل میشه یعنی...
    یا برعکس با کلی عشق و علاقه برا از بین بردن اونا تلاش میکنم....
    ------------
    راستی جسارت نشه من نگفتم خانومتون افسرده ان....
    منظورم این نبود...


    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    سلام ،احوال شما طاعات و عبادات قبول حق،ببخشید یکم دیر ج دادم / ممنون که جواب کامل و زیبایی به سوالم دادین .راستش خیلی تو خودم میرم هیچکسیو هم ندارم که محرم اسرارم باشه اصلا در این مورد نمیتونم با خانواده یا دوستان بحرفم چون میترسم و حتی میدونم که بد تر میشه و منو سرزنش میکنن /جواب سوالامو دادین کاش همسرمم همچین تفکری داشت واسش میمردم چند بارگفتم ببین من هنوز انگشتر نامزدی ندارم اونی که خریدین به دلم نیس و تا حالا دستم نکردم البته بیشتر میخاستم محکش بزنم ولی اصلا توجهی نکردن!ساز گارشدم اونی که قبلا بودم نیستم/ ببینید من افسوس چی میخورم توی متنتون یک جمله بود که واقعا تو زندگیم گمشده(... من ادمی ام ک میتونم با حرفام همه رو قانع کنم.. یا قانع شم..) این جمله خیلی خوبه ولی اصلا همسرم نمیتونه ازش استفاده کنه تمام خاسته هامو میپیچونه البته عمدن نیس ذاتی هسس/ به این نتیجه رسیدم ایشون فن بیان ندارن و بلد نیستن / به هر حال با خودم کلنجار میرم و هیچ راهی هم به ذهنم نمیکشه از تون ممنونم نمیدونم اخر عاقبت ما چی بشه ...خود کرده را تدبیر شاید نباشه!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    متاسفانه روند تاپیک از حالت مشاوره به شدت خارج شده است.

    امیر عزیز؛

    سعی می کنم به تدریج به شما کمک کنم تا متوجه شوید چه مواردی سبب شده اکنون این افکار و احساسات را تجربه کنید و سردرگم باشید. سپس برای برون رفت از این مشکل، راه حل ها را بررسی خواهیم کرد ان شاء الله.

    نخست چند نکته پیرامون ازدواج و انتخاب همسر:

    1. در ازدواج، کسی با «صد در صد مطلوب» همسر نمی شود! من، شما، همسران ما، و سایر انسانها(سوای معصومین علیهم السلام) همگی آمیزه ای از خوبی ها و معایب هستیم. اگر خوبی های همسرت برایت عادی شده، و فقط بدی های او را می بینی، باید بدانی که عادت بسیار بدی است!

    2. مقایسه همسر با دیگران، مقایسه منصفانه ای نیست. در هنگام مقایسه منفی، ذهن ما به اشتباه، تصور می کند که فردی که داریم او را با همسر مقایسه می کنیم، همه محاسن همسر را داراست، و آن نقاطی که از منظر ما عیب محسوب می شود را ندارد! این اشتباه متاسفانه بسیار رایج است. کسانی که اهل مقایسه اند، به فرض تغییر همسر، مشکلشان حل نمی شود. صرفا طرفین مقایسه تعویض می شوند!

    3. «تفاوت» متفاوت از «عیب» است. خصلتی در فردی وجود دارد که من نوعی آن را نمی پسندم. آیا این لزوما عیب او است؟! نه. شاید تنها یک تفاوت باشد.

    4. زندگی مشترک یک مهارت آموزی مداوم و پیوسته است. برای اینکه با هر کسی زندگی مشترک را آغاز کنید، نیاز به یک سری آگاهی ها و مهارت ها دارید. مهارت شنیدن، مهارت گفت و گو، مهارت مذاکره، مهارت همدلی، مهارت حل تعارض، کنترل احساسات ناخوشایند، چگونگی ابراز احساسات خوشایند و ...

    اما در خصوص شما

    آنچه از رد و بدل شدن پیام های شما در این موضوع تا کنون دستگیر من شده، این است که در مورد شما چند مورد به نظر می رسد مساله ساز شده است:

    1. کمالگرایی در انتخاب همسر: ظاهرا همسر شما محاسن زیادی دارند. چرا که در تمامی ارسالهای شما، آنچه مدام تکرار شده، «کم حرفی»، و «عدم تنوع طلبی» ایشان بوده است؛ و شما روی این دو مورد بسیار مانور داده اید. بند یک نکات پیرامون ازدواج را به یاد بیاورید.

    2. مقایسه های مکرّر همسر با دیگران: به قدری این بند مشهود است که شما حتی نظرات همسر خود را با نظرات کاربری که چند پست برایتان گذاشته هم مقایسه کرده اید!! جالب اینجاست که نوشته اید کنترلی بر این امر ندارید.

    3. کم توجهی به جنبه های مثبت زندگی و همسر: توجه کنید که اگر اینقدر که روی دو مورد به نظر شما منفی همسرتان مانور داده اید، روی محاسن ایشان تمرکز کرده بودید، آیا باز هم تفکر و احساساتتان همینگونه بود؟

    4. توجه بسیار به صحبت های اطرافیان: این مورد هم به شدت ملموس است.

    5. پیش گویی خودکامبخش: در جایی نوشتید که برخی اطرافیان هم به شما می گویند زوج خوشبختی نیستید. دقت کنید: در روانشناسی مفهومی تحت عنوان «پیشگویی خودکامبخش» داریم. مثلا تصور کنید شما معتقدید فردی کم رو است. وقتی با او در جمعی نشسته اید، به خاطر باورتان که او کمرو است، احتمالا نه با او حرف می زنید، نه گرم می گیرید، و نه زمانی که او می خواهد صحبت کند به او روی خوش نشان می دهید. در نتیجه او همان چیزی را که در ذهن شماست بروز می دهد. به زبان بهتر، شما این رفتار را در او برمی انگیزانید! اینجا هم مساله شما مشابه است. شما باور دارید زوج خوشبختی نیستید. در جمع که قرار می گیرید هیچ نشان و علائمی از خوشبخت بودن از خود بروز نمی دهید. دیگران نتیجه می گیرند شما خوشبخت نیستید!!

    موارد دیگری هم هست. فعلا همین موارد کافی است.

    اما به عنوان نخستین تکلیف از شما می خواهم فهرستی از ویژگی های مثبت و منفی ریز و درشت همسرتان از منظر خودتان را تهیه کنید و اینجا بنویسید.

    به هریک از این خصلت ها، دو نمره از یک تا ده باید بدهید. اولین نمره مربوط می شود به اینکه آن خصلت چقدر برای شما اهمیت دارد؛ و دومی مربوط به این که همسرتان چقدر آن خصلت را دارا هستند. می توانید جدولی در word درست کنید و سپس آن را اینجا پیوست نمایید(در گزینه تنظیمات اضافی امکان پیوست فایل وجود دارد)
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  5. سر دوراهی موندم  سپاس شده توسط niloofarabi,sanaz1368

  6. ارسال:25#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirf نمایش پست ها
    سلام ،احوال شما طاعات و عبادات قبول حق،ببخشید یکم دیر ج دادم / ممنون که جواب کامل و زیبایی به سوالم دادین .راستش خیلی تو خودم میرم هیچکسیو هم ندارم که محرم اسرارم باشه اصلا در این مورد نمیتونم با خانواده یا دوستان بحرفم چون میترسم و حتی میدونم که بد تر میشه و منو سرزنش میکنن /جواب سوالامو دادین کاش همسرمم همچین تفکری داشت واسش میمردم چند بارگفتم ببین من هنوز انگشتر نامزدی ندارم اونی که خریدین به دلم نیس و تا حالا دستم نکردم البته بیشتر میخاستم محکش بزنم ولی اصلا توجهی نکردن!ساز گارشدم اونی که قبلا بودم نیستم/ ببینید من افسوس چی میخورم توی متنتون یک جمله بود که واقعا تو زندگیم گمشده(... من ادمی ام ک میتونم با حرفام همه رو قانع کنم.. یا قانع شم..) این جمله خیلی خوبه ولی اصلا همسرم نمیتونه ازش استفاده کنه تمام خاسته هامو میپیچونه البته عمدن نیس ذاتی هسس/ به این نتیجه رسیدم ایشون فن بیان ندارن و بلد نیستن / به هر حال با خودم کلنجار میرم و هیچ راهی هم به ذهنم نمیکشه از تون ممنونم نمیدونم اخر عاقبت ما چی بشه ...خود کرده را تدبیر شاید نباشه!
    ----------------------------------------------------------------------
    سلام...
    نه بابا دیر جواب دادن مشکلی نداره....مهم نیست مهم اینه.... هر ادمی هرجا که هست شاد و موفق باشه....
    منم گرم درسامم.... وقت سرخاروندن ندارم....
    از اون گذشته: انگار باید کمتر بنویسم.... یا ب عبارتی ننویسم.... "خوندید که" تاپیک داره از روند مشاوره خارج میشه" فک کنم منظورشون من بودم
    راستش من نه قصد دخالت دارم نه چیزی....
    فک میکردم این سایت واقعا همیاری هست... همه باهم هم فکری میکنن....
    اما انگار فقط باید نشست و منتظر دیکته "فقط" یه نفر شد.... خب ادم ناراحت میشه..... وقتی حرفاتو که "در حد" یه همدردی هم باشه
    بد تلقی میکنن.... و ترور روحی میکننت....
    ولی میدونی من دلـــــــــــــــــــــــ ـــــم خیلی بزرگه... هیچی رو ب دل نمیگیرم.... ادم با مهر و عطوفت حرف بزنه خیلی بهتر از کلاس گذاشتن و ترور شخصیتی بقیه اس حالا هرکس و با هر موقعیت اجتماعی ک باشی "باید" القای حس خوب رو بلد باشی.... و این رو میشه از تایپ کردن حرفات فهمید.... که برخلاف شاخص" کنار" اسمت کی هستی...باورت چقده....
    بگذریم....من برا همه ارزوی بهترینارووووووووووووووووو و دارم.... ارزوی سلامتی شادی خوشحالی همه چی دارم
    و همین همیشه ب زندگی خودم برگشته و برمیگرده .... خوشحالم که خودمم.... نه حرف و تئوری یه مشت کتاب که باعث بشه
    بقیه رو ریز ببینم.... خدارو صدها بار شکر
    --------------------------------
    داداش گلم ببین: اگه اینجوری پیش بری افسرده میشی.... مشورت کن... حرف همه رو گوش بده....
    ولی حواست باشه هرجایی حرف دلتو برا هرکسی نزنی.....
    بعدا همش آتو میشه علیه خودت....
    وانتخابت نقطه ضعف علیه تو....
    میدونی ب جای نشستن و غم و غصه خوردن باید بلند شی
    از یه جایی بلاخره باید پاشی.... میدونی یه مشاور خیلی خوب و مهربون بود... یه بار داشتم متن نوشته اش رو میخوندم.... نوشته بود
    تو اگه الان پانشی و کاری نکنی.... بهت ده سال هم وقت بدن باز پا نمیشی....
    اول باید خودت بلند شی داداش خوبم.... که بجنگی برای حفظ زندگیت.... شور و نشاط بدی بهش....
    خودت خانومت با ادمای شاد و اجتماعی بگردی.... محیط دوستانه خونواده این خیلی ب دردت میخوره....
    ادما همیشه همرنگ محیطی میشن ک توش دارن زندگی میکننن....
    مگر در موارد اندک ک اینا بحثشون جداست....
    یعنی اگه بتونی خانومتو وارد فضاهای شاد و خوب و سالم کنی همرنگ همون میشه.... همش نیمه خالی لیوان رو نبین....
    ب نقاط مثبتش هم فک کن....
    راستش دیگه ذوق نوشتن ندارم....
    از یه ور کلی درس و شب بیداری از یه ورم وقت گذاشتن برا ادمها و بعدش حرفای کنایی شنیدن از بزرگترای این فضای مجازی ادمو اذیت میکنه
    شمام اگه حرفای منو کاذب میدونید من میتونم دیگه ننویسم....
    کاش یاد بگیریم یه ادم وقتی وقت میذاره برا بقیه این از بزرگی دلش و دلسوز بودنشه.... و چقد خوبه اهتمام کنیم ب تقویت خوش بین بودن ب بقیه .. کاش یاد بگیریم گاهی یه دبیرم میتونه از شاگردش چیزی یاد بگیره.... ... یه بزرگترم میتونه از کوچیکترش چیزی یاد بگیره...
    شاید اون موقع معنای واقعی "بزرگ " بودن رو درک کنیم....
    بزرگ بودن ب این نیست ک من یه دکترم تو مهندس یا دیگری یه ادم با یه شغل پایین اجتماع....
    بزرگ بودن ب اینه جایی که باید "بفهمی" بفهمی....
    جایی باید درک کنی ... درک کنی....
    ادمهای بزرگ با پا گذاشتن رو ادمای کوچیک ب جایی نرسیدن....
    اونا خودشون رشد کردن....
    ب امید روزی ک درک کنیم و مارو جهان سومی فرض نکنن....
    از ته دلم برات بهترینارو میخوام داداش خوبم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. سر دوراهی موندم  سپاس شده توسط amirf

  8. ارسال:26#
    سلام اقای مدیر ،طاعات و عباداتت قبول حق،ممنونم که پیگیر مشکل من شدید،فایل مربوطو واستون فرستادم منتظر جواب میمونم سپاس
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    • نوع فایل: pdf فرم.pdf (195.3 کیلو بایت, 13 نمايش)
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:27#
    عسل تنها ممنون که جهت یاری به مشکل من زحمت میکشین ،توصیه های شما بجا و من ازشون استفاده میکنم / حالا هرکسی هر نظری بده من که بسیار استفاده میکنم.. شما هم از نوشتن و یاری دوستان کوتاه نیاین و همچنان با انرژی باشین.. تو درسا تونم امیدوارم موفق و موید باشین
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:28#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    ممنونم....
    انشالله به حق همین ماه عزیز مشکلاتتون حل شه.....
    خدا بزرگه....
    اقای مدیرم انشالله سلامت باشن و بعد خدا تو مشکلات همه یاری رسان....
    و از دست منم دلگیر نباشن..... خب من مدت زیادی نیست اینجام اشنایی هم نداشتم.... نمیدونستم مشاورام هستن.... فقط فک میکردم یه جور هم فکری و هم یاری باشه...
    به هرحال حلال کنید مدیر محترم.... با ارزوی بهترین ها....
    ----------
    انشالله شمام سریع از این وضع بیای بیرون اقا امیر....
    برات دعا میکنم....
    فقط وسواس نباش.....گاهی تار دیدن منظره رو ب رو شاید از منظره نباشه...
    شیشه دنیامون تار باشه....
    خیلی هم انعطاف ب خرج نده.... متعادل بودن خیلی خوبه... ولی خب تلاش کن برا ساختن زندگیت....
    تو زندگی اگه مهره هارو با هم حرکت بدین هرگز مات نمیشین....
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:29#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    امیر عزیز؛

    ممنون بابت انجام تکلیف و قرار دادن آن در پیوست

    با توجه به آنچه گزارش کردی، قاطعانه می گویم که اوضاع شما، در صورتی که راهکارهای ذیل را به کار ببندید و برای حل مشکل صبر داشته باشید، جای نگرانی ندارد.

    وضعیت زندگی شما از نرمال هم نرمال تر است. یعنی از آنچه در زندگی های معمول وجود دارد، کم و کسری ندارد، و بلکه نسبت به برخی از آنها بسیار بهتر است.

    ویژگی های مثبت فراوان همسر شما و البته خود شما، نویدبخش یک زندگی سعادتمند است.

    پس مساله چیست؟

    1. «تفاوت های شخصیتی» را «بد دانستن» و «عیب دیدن» آنها: انسانها با هم متفاوت هستند. یکی بیشتر صحبت می کند؛ دیگری بیشتر گوش می دهد؛ یکی آرام و متین است؛ دیگری شر و شور است؛ این ویژگی ها در کنار هم زیباست.

    راهکار: به همسرتان از این به بعد، با یک چرخش زاویه دید نگاه کنید. سعی کنید او را در برخی موارد متفاوت ببینید، نه بد. ایرادی ندارد اگر او آرام و کم حرف است. این یک نوع متفاوت بودن است. در عین حال می توانید با روشهای جالب و متنوع، تغییراتی ایجاد کنید، اما سطح انتظاراتتان باید منطقی و واقع بینانه باشد. مثلا می توانید ابتدا از خودتان شروع کنید. یک کتاب یا فایل جملات متنوع و زیبا برای تقدیم به همسر پیدا کنید و از این جملات استفاده کنید. تدریجا می بینید که همسرتان مشتاق می شود. از این اشتیاق نهایت بهره را ببرید و کتاب یا فایل را به او معرفی نمایید. هرگاه از این گونه جملات استفاده کرد، شور و اشتیاق خود را مخفی نکنید و به او نشان دهید که این تغییرات را می بینید، و دوست دارید.

    2. تمرکز بسیار زیاد بر برخی رفتارهای متفاوت یا بعضا منفی همسر: اگر تمام تمرکز شما بر یک تار موی سفید سرتان باشد، فرصت مشاهده هزاران تار موی سیاه را از خود گرفته اید.

    راهکار: مدتی تمرین کنید که بر ویژگی های مثبت همسرتان متمرکز شوید. هر صفت مثبت، هر رفتار زیبا، هر گفته دلنشین، هر عمل مناسب او را ببینید، برجسته کنید، تحسین کنید و از آن لذت ببرید. اگر یک بار برای شوهرش که شما باشید آرایش کرد و وقت صرف کرد، آنقدر تحویلش بگیرید که همیشه بخواهد برایتان زیباترین باشد. اگر اقدامی کوچک برای شاد کردنتان انجام داد، قدردانش شوید و درصدد جبران برآیید. این تمرین بسیار کلیدی، مهم، و تاثیرگذار است، منتها در بستر زمان. به دنبال تغییرات یکهویی نباشید!

    3. توجه فراوان به نظرات اطرافیان درباره خود، همسرتان، و روابط بین شما: ممکن است دیگران بگویند زندگی شما بهشت است؛ شاید هم بگویند زندگی شما جهنم است. شمایید که می توانید زندگی تان را بهشت یا جهنم کنید و شمایید که بهتر می دانید زندگی تان چگونه است.

    راهکار: ابدا اجازه ندهید کسی درباره زندگی شما نظر منفی بدهد. به گونه ای مواجه شوید که اولا کسی جرات نکند درباره زندگی تان حرف منفی بزند، و ثانیا در عمل جوری رفتار کنید که کسی فکرش را هم نکند شما خوشبخت نیستید! اگر کسی اظهار نظر منفی کرد، واکنش مناسبی نشان دهید تا دیگر از این کارها نکند. دیگر اینکه می گویند در دهان مردم را نمی شود بست. پس، دقت کنید که گوش دیگرتان دروازه باشد تا حرفهای منفی را با خود ببرد. راه دیگر این است که پیش از اینکه دیگران درباره شما بخواهند اظهار نظر کنند، پیشگیری کنید. چگونه؟ در جمع از همدیگر و از زندگی تان تعریف کنید. زبان بدنتان با زبان گفتارتان هماهنگ باشد. اثر زیبایش را خواهید دید، اگر امتحانش کنید.

    4. مقایسه های وسواس گونه همسر با دیگران: هر فردی به نحوی خاص است.

    راهکار: همسرتان را با خودش مقایسه کنید. دیگر اینکه اگر خواستید مقایسه کنید، در ذهن خود ویژگی های مثبتی که همسرتان دارد را برجسته کنید که احیانا دیگران کمتر دارند یا ندارند. در ارسال قبل گفتم که مقایسه های ما منصفانه نیستند. تصور می کنیم دیگران همه ویژگی های مثبت همسران ما را دارند، و عیوبشان را ندارند! ابدا اینگونه نیست.

    5. گسترش دادن تخیلات رؤیایی و افسوس خوردن

    راهکار: بر حال تمرکز کنید، و همچنین سعی کنید رویاهای قابل دستیابی را محقق سازید. تخیل صرف مشکلی را حل نمی کند.

    6. اصرار زیاد بر تغییر دادن همسر:

    راهکار: اصرار نداشته باشید همسرتان را تغییر دهید. هنر این است که او را همینگونه که هست بپذیرید. گاهی همسر ما صفت اخلاقی ناپسندی دارد و ما سعی می کنیم او را اصلاح کنیم(بحثش جداست و روشهای خاص خود را می طلبد). اما این خیلی متفاوت است با زمانی که همسر ما یک خصلت دارد که شاید بخش قابل توجهی از آن دست خودش نبوده. مثلا قدش فلان جور است. در اینجا هنر ما این است که او را بپذیریم و دوست بداریم همینگونه که هست. تغییر دادن خودمان، بسیار میسرتر از تغییر دادن دیگران است.

    همچنین توجه داشته باشید که گاه ممکن است نظر شما در خصوص موردی متفاوت از همسرتان باشد. به طور مثال، در نحوه پوشش. اگر پوشش او مناسب است، اصرار شما بر تغییر دادن او رویه مناسبی نیست. مثلا شما دوست دارید امروزی تر باشد. خب، مانعی ندارد؛ یک فرد محجبه هم می تواند امروزی بپوشد. امروزی پوشیدن و به روز بودن با محجبه بودن منافاتی ندارد. اصل حجاب و پوشش همسرتان را زیر سوال نبرید؛ بلکه می توانید مثلا به عنوان هدیه چادر یا روسری زیبای امروزی به او هدیه دهید. با این رویه، تا حدودی، هر دو به مقصود خود می رسید.

    تاکید دارم که دقت نمایید بر اجرای صحیح راهکارها. تمامی راهکارها؛ در بستر زمان و با صبوری؛ بدون درجا زدن؛ با دید مثبت؛ بدون عجله و البته با سرعت متناسب؛ تغییرات کوچک را ببینید و دست کم نگیرید. حداقل شاید نیاز باشد شش ماه تمرین کنید و راهکارها را اجرایی کنید. با امید و توکل بر خدا، و با اراده قوی تغییر را آغاز کنید.

    در کنار این موارد، از همسرتان بخواهید انتظارات خود از شما را برایتان بنویسید. با دقت آنها را ببینید. اگر تغییراتی در رویه شما ایجاد شود و همسرتان را علاقه مند کند، آنگاه زمینه فراهم می شود تا شما هم انتظارات خود را به شکلی صحیح بیان کنید(اگر لازم شد توضیح می دهم). می توانید پیشنهاد مشاوره زوجی را نیز بدهید. با یک سری تغییرات در هر دو طرف، زیر نظر مشاور کاربلد، می توان به نتایج خوبی رسید.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2016_06_19 در ساعت 02:20
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:30#
    سلام ممنون از راهنمایی تون ،سپاسگذارم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •