تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سر دوراهی موندم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amirf
آخرین ارسال:amirf
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

سر دوراهی موندم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    1ساله با همسرم تو عقدیم . بنده 30 سال دارم با کلی ملاکهایی که واسه خودم در نظر گرفته بودم چند جا رفتم خاستگاری که نشد ،که رسید به خاستگاری با خانمم ازخدا پنهان نیس بنده حسابی گیر کرده بودم و فکرم کار نمی کرد یعنی همه گفتن درست می شه بعدا و خودمم تایید کردم مثلا گفتم ایشون کم حرفن تنوع طلب نیستن آسون میگیرن و.... الان کاملا پشیمونم با مشاور زیاد حرف زدم و به همسرم منتقل کردم ولی واقعا بدتر شده که بهتر نشده. خودمم کاملا اذعان میکنم اشتباه کردم..........دارم فکر میکنم فقط واقعا چکار باید کرد دارم باهمه چیز فقط کنار میام.....مشکل دارم با خانواده همسرم که بی خیال هستن،خانمم کم حرفه،حالایی اصلا نیس ..............تجربه تونو در اختیارم بگذارید که باز اشتباه نکنم کدوم راه بهتره اینده چی میشه؟
    خصوصیات مثبت همسرم1-ارومه 2- کار داره 3-بی توقع هس 4-کاری به کارم نداره................
    منفی 1-تفاوت فرهنگی 2-تفاوت مالی3-قهر زیاد داره 4-بدون تنوع که اصلا به حرفم گوش نمیده.........
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    سلام...

    از چه لحاظ میگید امروزی نیست؟ پوشش؟ طرز فکر؟ برخورد؟

    کم حرف و اروم بودن ب نظر من اونقدام ملاک انتخاب نیست... قشنگه... اما ادمی که بلد باشه یه سری جاها
    تندی کنه... یه سری جاها خانوم و اروم باشه

    این دوخطو باید برا همسرتون جا بندازید....
    اگه از لحاظ برخوردو تیپ و اینا امروزی نیست باید ببریش جاهایی که به روز باشه دختراش.... یا جمع های دوستانه ای که
    به روز هستن....دخترا کلاا زنا یه عاداتی دارن که اگه تو محیطی باشن که یه سری سرتر از خودشونن کلا عادتشونه
    از اون محیط یاد بگیرن.... البته بیشتر ادما همینن...
    باید براش جذاب شی...
    کاملا وارد دلش شی
    صمیمیت بذاری
    بهش بفهمونی مث دوستشی
    تا بتونی خیلی راحت چیزایی که دوس دارید و ندارید و بهم بگید
    و خیلی راحت کنی
    تک تک مشکلاتتو
    ....
    از لحاظ مالی اونا بهترن یا شما؟
    و اینکه گفتید قهر زیاد میکنه؟
    میشه بگید بیشتر سر چی؟
    برا کمک گرفتن از بقیه همیشه حرفاتو دقیق بزن
    تا بشه فهمید دقیقا چه حرفایی ب درد میخوره تا نوشت

    علت قهر کردناش
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط asaal-e-tanhaa نمایش پست ها
    سلام...

    از چه لحاظ میگید امروزی نیست؟ پوشش؟ طرز فکر؟ برخورد؟

    کم حرف و اروم بودن ب نظر من اونقدام ملاک انتخاب نیست... قشنگه... اما ادمی که بلد باشه یه سری جاها
    تندی کنه... یه سری جاها خانوم و اروم باشه

    این دوخطو باید برا همسرتون جا بندازید....
    اگه از لحاظ برخوردو تیپ و اینا امروزی نیست باید ببریش جاهایی که به روز باشه دختراش.... یا جمع های دوستانه ای که
    به روز هستن....دخترا کلاا زنا یه عاداتی دارن که اگه تو محیطی باشن که یه سری سرتر از خودشونن کلا عادتشونه
    از اون محیط یاد بگیرن.... البته بیشتر ادما همینن...
    باید براش جذاب شی...
    کاملا وارد دلش شی
    صمیمیت بذاری
    بهش بفهمونی مث دوستشی
    تا بتونی خیلی راحت چیزایی که دوس دارید و ندارید و بهم بگید
    و خیلی راحت کنی
    تک تک مشکلاتتو
    ....
    از لحاظ مالی اونا بهترن یا شما؟
    و اینکه گفتید قهر زیاد میکنه؟
    میشه بگید بیشتر سر چی؟
    برا کمک گرفتن از بقیه همیشه حرفاتو دقیق بزن
    تا بشه فهمید دقیقا چه حرفایی ب درد میخوره تا نوشت

    علت قهر کردناش
    ممنونم خانم عسل تنها،پاسخ شمارو کاملا قبول دارم و متاسفانه رابطه مون با دوستان و اقوام کم هس دلیلهای مختلفی داره یکیش اینکه منم شدم مثل ایشون بی حرف و کم اشتیاق به روابط اجتماعی.یکی دیگش اینکه اهل مد اصلا خانوادگی نیستن طرز فکرشون هم همین طور اصلا پوشش مدو نمیشناسه و لباسهای گلگلی و بدتر ازون که همش یک شکله...ایشون درامد دارن چند بار گفتم بابا یکم به خودت برس فعلا من که درامد خوبی ندارم قرضم دارم ،پولاشو پسانداز میکنه ،موندم ایشون چه طور خسته نمیشه زندگیش شده مسیر کار به سمت خونه و بالعکس...ازلحاظ مادیات خانواده ها شبیه به هم هستند...ولی یک چیز بسیار مهم هس که خواهشن اینو واسم روشن کنید بنده کاملا اعتقاد دارم ذات یک نفرو نمیشه تغییر داد یا تغییر خیلی کم واقعا طرز برخورد با مسایل جاری زندگی ،پاسخ های سوال هایی که میپرسم اصلا به دلم ننشسته ..در مورد قهر خانمم بگم که خانوادگی فهمیدم حربه شان جهت مقابله با طرفه مقابل قهره...بنده مثلا تند حرف میزنم که خودم قبول دارم، ایشون قهر میکنن ...تو این یکسال هیچی ازشون یاد نگرفتم و دارم در جا میزنم یک چیز دیگه اینکه جالبه اینکه من خیلی ادم سازگاری شدم و با یکنواختی ایشون کم حرفی،دارم کنار میام ..خیلی دوس داشتم خانمم با کلاس و پرشروشور باشه خدا و بی تجربه گیم نذاشت>کمکم کنید همتون
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    میدونی ادما همه قشنگی و تنوع رو دوس دارن.... تو ذات همه به نحوی هست... اما یکی این قشنگی طلبی رو خرج پول جمع کردن میکنه... یعنی پول براش قشنگه... یکی خرج ظرف و ظروف خونه میکنه.... یکی در عین حال که ب سلامتیش میرسه و اهمیت میده به سر و وضعشم میرسه.... که ادمایی که مورد سوم رو دارا هستن فوق العاده شاد و موفق هستن... که من خودم عاشق مورد سومم...
    من حس میکنم خانوم شما جذبه یه سری چیزارو نمیدونه... مثلا شوق اینکه سر ب سر یکی بذاره....
    بلند بخنده البته نه همه جا.... و برا همه کس... برا اونی که عاشقشه.... خونواده اینها هم باید همینطور اروم باشن...
    و این ارام بودن رسیده به این خانوم....
    دو حالت داره یا خجالت میکشه و ذاتش خجالتیه.... یا اینکه واقعا خشکه و به احتمال محیط خونه اینجور یبارش اورده
    که رها شدن از هردوش یه راه داره اینکه شما قشنگی رو براش نشون بدی....
    مثلا خودت فوق العاده شیک باش... هربار باهاش قرار داری یه رنگ جدید یه تیپ شیک بزن برو دیدنش....
    بذار کم کم قلقلک بدیم تنوع درونش رو....
    بعد اینکه ببرش خرید... خودت براش لباس انتخاب کن... مثلا موقع انتخاب یاد اور شو ترکیب دو رنگ باعث شیک بودن یه خانوم میشه... یا حتی یه اقا....
    وقتی لباسی رو پوشید سروع کن به تعریف و تمجید... بگو دوس دارم خانومم همیشه اینجوری باشه....
    با این تیپ.... ببرش خرید... اون عادت کرده ب لباس های گل گلی.... برا بیرون اوردن یه ادم از یه دنیا باید دنیای جدیدی رو بهش نشون داد
    باید کودک درونشم زنده کنی.... با چیزایی که دوس داره.... با چی سر ذوق میاد؟ کوه نوردی؟ اب بازی؟ قدم زدن زیر بارون؟
    خراب کردن موهای اقای نامزد؟
    باید از اون دنیا بکشیش بیرون.... ادمهاییی که غرق بشن سخته بیرون اوردنشون...
    زندگیش یکنواخته....
    هنر عاشق کردن و دلبری کردنو یاد بگیر.... من حس میکنم هنوز کامل تو دلش جا نیوفتادی....
    گاهی لازم حس کوچولویی از حسادتو تو وجود یه زن یا دختر زنده کرد....
    امیدوارم این جمله بالا اون برداشتی که من میخوامو کرده باشید.... نه اینکه خدایی نکرده من باعث شم زندگی کسی بهم بخوره که خدا شاهده اصلا از این ادما نیستم....
    منظورم از حس حسادت اینه که: اون حسی که تو وجود زن هست برا نگهداشتن عشفش اونو زنده کنی....
    مثلا من یه دخترم:
    اگه عاشق کسی باشم و اون ادم جلو من از دختری که خیلی ترو تمیزه و در عین حاال شیک و قشنگ
    "جلف نه ها" تعریف کنه.... نا خداگاه از فرداش میجنگم از اون دختر صد البته بالاتر باشم
    این البته یه ایده است
    یکی بلده استفادشو یکی نه
    امیدوارم سو تفاهم نشه....
    (مورد تایید سایت همیاری نیست)
    اون دختر یه سری احساستش هنوز ب جریان نیوفتاده
    من نمیگم راس راس دل دختر مردمو بشکنی ها نه اصلا
    فقط باید حسشو زنده کنی....
    اما خودت شیک باش.... اونم نا خوداگاه میاد ب این سمت.... من خودم بابام فوق العاده شیک پوشه یعنی تو یه روز قرار باشه 5 بار بره بیرون همیشه لباس های مختلف میپوشه... رنگهای شاد و خیلی شیک وهمین از بچه گی باعث شده منم مث خودش شم...
    یا کلا خونوادمون همین شه
    ببرش خرید تو انتخاب کن.... یه منتو متناسب بات رنگ پوستش یه شلوار شیک ... مثلا اگه لباسش رسمی هست یه شلوار دمپای خیلی شیک یا برعکس اسپورته شلوار اسپورت.... با شالی که بهش بیاد... بعد حساااااااااااااابی تعریف کن... یه بار که جلو اینه خودشو قشنگ ببینه جذب میشه.... که بیشتر دنبال قشنگی باهش
    --------
    مورد بعدی قهر کردنا: بار چندمه تایپ میکنم دلشو اسیر کن... اون وقت محاله سر هر چیزی قهر کنه....
    و صمیمی باش... بهش بگو زنی که قرار بنیان یه خونواده رو تشکیل بده و حفظ کنه هرگز سر هر چیزی قهر نمیکنه///
    بگو بچه ها قرار تورو الگو قرار بدن.... تویی که میتونی الگوی یه مادر عالی باشی
    یا مادری که چپ و راست فضای گرم خونه رو سرد و بی روح کنه
    بگو یکی میگفت"این منما" میگفت: قهر کردن کار ادمای ضعیفه ادم قوی وا میسته حرفشو میزنه
    حرف تحویل میگیره....
    تکرار کن "قهر کار ادمای ضعیفه" هرکی کم بیاره قهر میکنه... قوی اونی که واسته حرفاشو بزنه
    .....
    ارزو میکنم تک تک مشکلاتتون حل بشه...

    زیاد حرف زدم انگار

    ...
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2016_06_13 در ساعت 09:20
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    پاسخ شمارو چند بار خوندم واقعا ازتون ممنونم کمک بزرگی کردید مواردی که گفتید حتما اجرا خواهم کرد جالبه فرمودید تو هم تنوع داشته باش دقیقا این کارو میکنم که همه تعجب کردن که بعد ازدواجت چرا این قد تنوع طلب شدی باهدف تغییر همسرم که بفهمه ولی یک چیزها بد جور کلافم کرده ببینید مگه ازدواج کلاس اموزشی هس که من رفتار اجتماعی ،پوشش وکم حرفی یک نفرو با حرفو عمل تغییر بدم؟من خودم اذعان کردم اشتباه کردم ولی اشتباهی که نه راه پیش دارد و نه پس سازگاری را پیشه خودم کردم از همه ملاک هام کوتاه میام چکار کنم نمی تونم به جدایی فکر کنم جرائت ندارم...البته ناگفته نماند خانمم نقاط مثبت داره ولی این کجا و اون چیری که من میخاستم کجا...در مورد کم حرفی باید بگم من احمق بعد عقد میرم با سیاست میرم از خانوادش میپرسم میگن ایشون با ماهم همین جوره تو دانشگاهم خجالتی و کلا کم تنوع هس... البته مطمعنم با راهنمایی که کردید اوضاع بهتر بشه منم مستقیم قبلا به خاننمم گفتم ایشونم ای یک تغیییرکی دادن و مواضب تر شدن این که گفتید تو دلش هنوز نیومدید زدید به هدف ولی رابطه رو برعکسشم ببینید.. چه کنم راه درستو تشخیص بدم که بعدا افسوس نخورم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    میدونم ازدواج کردی که روحت ارام شه.... با یکی انس بگیری. نه اینکه تعلیم بدی یکی رو... اما بشین فک کن ... چشاتو ببند یه نفس عمیق بکش... تجسمش کن.... ببین از ته دل دوسش داری؟ ببین اگه نباشه خدایی نکرده برا لحظه ای البته ببین نبودنش چشاتو تر میکنه؟ اگه اره.... بجنگ برا تغییر دادنش.....
    پس حدسم درسته خجالتیه....
    ببین بیشتر از چی خجالت میکشه؟ رنگ لباس؟ یا کوتاه بودنش؟ ازش نخوا خیلی باز و کوتاه باشه... چون هرچی باشه یه خانوم فقط برا همسرشه....
    اما قشنگیش افتخار همسرشه....
    اعتماد ب نفس همسرشه....
    من خودم یه دوستی دارم... اونم خیلی خجالتی هست در این زمینه.... مثلا من عاشق رنگ قرمزم.... یا کلا هرچی که دوس داشته باشم
    میگیرم و میپوشم... اما اون همیشه بهم میگه خجالت میکشه.... میگه مثلا وقتی مانتویی جز سرمه ای و مشکی و گاهی قهوه ای.... میپوشه حس میکنه همه دارن نگاش میکنن.... حس میکنه مسخره شده.... حس میکنه میخندن بهش..... انگار فقط همین سه رنگ تو دنیا هست....
    انگار با هیچ رنگ دیگه ای اعتماد ب نفس نمیگیره.... البته این دوست من یه کم پر هستش از لحاظ اندام....
    وزن چندانی نداره اما خب متاسفانه یکم قدش کوتاهه که به نظر من باز هم ایراد نیست....
    و خب من برداشتم و دیده هام از دوستم اینو میگه و اما راجب همسر شما:
    میشه بگید قدش در چه حد؟ یا حتی چاق نیستن که؟ البته جسارت نشه.... نگید هم مشکلی نیست من میگم یعنی شاید همین اعتماد ب نفسش رو سلب کرده.....
    من خودم اعتقاد دارم از هرچی که میترسی امتحانش کنی ترست میریزه.... اما اگه ازش فرار کنی بدتر میشی....
    اون ترس حتی اگه جزیی باشه تو ذهنت میشه یه غول بزرگ....
    و الان یاد گرفتم از هرچی که حس کنم خجالت میکشم بر عکس همونو انجام میدم....
    حواست ب رفتاراش باشه...
    مثلا از رنگ شاد پوشیدن خجالت میکشه کادو براش دقیقا رنگ شاد بگیر و بخواه که همون فردا شب برا یه شام دو نفره بپوشه و برید بیرون...
    اگه از حرف از زدن جلو مامان باباتون ترس داره
    تو جمع ازش بخواید قشنگترین خاطرشو تو جمع بگه.....
    اگه خجالت میکشه تو بیرون داد بزنه
    ببرش لب دریا
    جنگل
    نمیدونم هرشهری که هستی
    بگو داد بزنه دوست داره
    اینا شاید مسخره بیاد
    اما تنها راهش همینه
    رو ب روش کن از هرچی که خجالت میکشه
    تنها راهش همینه....
    برا رها شدن از یه مشکل باید باهاش رو به رو شد
    هرچی که فکرشو میکنی
    ازش میترسه ازش بخوا انجام بده بهش نشون بده ترس نداره....بهش اعتماد به نفس بده....
    دعوا هم نکن....
    بعضی حرفارو که نمیتونی مستقیم بگی از یه ادم یه دوست فرضی کمک بگیر....
    با این وصف که: اون حرف یا مشکل رو ربط بده به یه ادم فرضی مثلا یه همکار این مورد معجزه میکنه
    من خودم خیلی کمک میگیرم از این مورد....
    دروغ نیست...
    گناه هم نداره...
    من کاری به بقیه ادمای دنیا ندارم....
    هرچی ذهنم بگه درسته من خیلی دوست تر از اینام با خدا
    ...
    یه همکلاسی داشتم تو دانشگا: دختر بدی نبود اما گاهی اشتباهات . و گناه بزرگی میکرد....
    من اصلا مذهبی یا محجبه نیستم... اما خدارو شدیییییییییییییید باور دارم... و عاشق اینم تا اخرین لحظه زندگیم ب همه کمک کنم.... هر موقع تو هر جمعی که اونم بود یا پیش میومد تو سلف دانشگا با هم باشیم....
    همیشه از یه ادم فرضی و اینکه بعد اون گناه چه بالایی سرش اومد....
    راس یا دروغ نمیدونم....
    اما شنیدم خیلی عوض شده....
    و توبه کرده....
    و کلی ادم دیگه...
    این شاید دروغ باشه.... اما ما باعث کمک یه ادم میشیم.... و این از نظر من یعنی خریدن بهشت خدا
    نمیدونم تونستم حرفمو برسونم یانه....
    منظورمو اثبات کنم یا نه
    ....
    از یه دوست خیالی و اینکه همسرش فلان کارارو میکنه براش بگو
    نا خوداگاه یاد خودش میوفته
    اینم میتونه کمکی باشه
    ...
    من مطمئنم پیروز میشید....
    راستی باید خودت خجالتشو بریزی....
    خوشحالم که ذاتش خشک نیست و فقط خجالتیه
    این حل میشه
    فقط صبور باشید.... کم نیار بجنگ.... سنگ تراش با اولین ضربه موفق نمیشه یه تندیس قشنگ بتراشه بلکه اونقد میکوبه میکوبه تا تهش موفق میشه....
    صبور باش....
    برا اینکه ادمها مثل خودت بشن برا صبر پیشه کنی
    ....
    راستی کامنت قبلی گفتید معتقدی ذات ادمهارو نمیشه تغییر داد حتی جزیی....
    اما من میگم میشه تو این دنیا هرچیزی ممکنه
    وقتی کسی که اولش خیلی خوب و مومن بوده میره رو میاره ب گروهاای بد و همین تروریستای لعنتی این یعنمی ذاتش عوض شده
    وقتی کسی که تا دیروز گناه میکرد امروز میره سمت خدا
    این یعنی تغییر کرده
    حواست باشه: میشه حتما میشه
    اما توکل بهش یادت نره
    همه ما مخلوق خداییم. خدایی که از روح خودش تو وجودمون دمیده.... پس همه زمینه خوب بودن خوب موندن و خوب شدن رو داریم.... بستگی ب خودمون داره استفاده کنیم یا نه؟
    فقط خدارو فراموش نکن.
    از همین لحظه شروع کن.... بجنگ برا حفظ زندگیت.... جذاب باش براش...
    انرژی مثبت بده ب زندگیت
    اولینش رو من هدیه میکنم براتون:
    از خدا میخوام هرچی ازش میخوای و باعث لبخند هردوتون میشه ازتون درغ نکنه....
    ارزو میکنم اونقد خوشبخت بشید که یادتون بره یه زمونی چنین دغدغه ای تو زندگیتون داشتید....
    ارزو میکنم خدا همیشه و همه حال تو زندگیتون رد پای پررنگ و همیشگی داشته باشه فقط فراموشش نکن خدارو میگم
    دعاتون میکنم.... منو از دعاتون بی نصیب نذارید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سپاس بیکران از شما، روح زندگی و شادی امیدوارم همیشه مثل همین اعتقاد زیبا به خداوند تو زندگیتون جاری باشه البته شما احتیاج به دعای من ندارید خودتان معدن ایده های ناب و سلامتی هستید و ان شاال.. ادامه دار در تک تک ثانیه های زندگیتون باشه.....همسرم از لحاظ قد و وزن ایده ال و متوسط هس یعنی نه چاق و نه لاغر ،البته گفتم بشون با ورزش میتونید اندامی زیباتر داشته باشین...مشکل این نیس به واقع بنده واقعا فک میکنم وایمان دارم میتونستم با دختری با کلاستر و با فرهنگ تر ازدواج کنم ....خیلی سخته هضمش ولی امیدوارم بعدا پشیمون نشم چون واقعا خانمم از لحاظ فرهنگی پایینتره اینو من نمی گم اطرافیانم میگن، ،یک ساله از عقدم شده ولی همش توی یک ریله ................یکنواختی حرف زدن و کم حرف زدن و بدون عشوه گری داغونم کرده
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    سلام...
    چیزی که دارید همینه..... الان نه زمان فکر کردن ب گذشته است نه زمان افسوس خوردن... نه حتی پا پس کشیدن...
    یا باید قبلش پرس و جو میکردید و ب نتیجه ایده ال میرسیدید....
    یا اینکه همین الان تلاش کنی و نتیجه دلخواهت رو بگیری....
    ببین: فکر کردن ب گذشته فقط از گام برداشتن ب اینده عقبت میندازه.... پاهات سنگین میشه و ب جای زندگی کردن روزات میشه زنده مانی و بعدش نمیفهمی سنت چه جوری گذشت....
    اول اینکه اجازه نده کسی راجب چیزی که متعلق به توئه اظهار نظر کنه... کسی حق نداره ب انتخاب تو ایراد بگیره:
    اول اینکه همیشه انتخابای تاپ تو زندگیت داشته باش....
    دوم اینکه هرچی رو که انتخاب کردید ازش دلسرد نشو....
    من یه عقیده خاص دارم:
    شاید کمتر کسی این ایده رو دنبال کنه
    ببین من معتقدم برا کسی که دوسش داری همه کار بکن... حالا میخواد ابراز علاقه باشه یا کمک
    اگه کنارت موند اگه درست شد که هیچ .... اگه نشد دیگه بیشتر عذاب نده خودت رو....
    تا جایی که ازم بر بیاد ب کسی کمکح میکنم.... وای از روزی که نبینه یا درست نشه دیگه عذاب وجدان نخواهم داشت
    الان شمام تموم سعی خودت رو بکن
    خواسته هات رو با عمل
    گاهی با حرفای قشنگ و بی ریا بهش بزن
    انشالله که درست میشه اما اگه نشد بهت قول مردونه میدم بعدا اگه خدایی نکرده اتفاقی هم افتاد هرگز پشیمون نمیشی که کاش فلان کارو کرده بودم کاش سعی میکردم ....
    با این اصل زندگی کردمو
    الان هیچ عذاب وجدانی تو دلم نیست
    بجنگ برا زندگیت ..... تا بعدها افسوس نخوری....
    حالا داری... به قولی میشه گفت موجودی همینه.... شاید حساس شدی .... اهل سوخت و ساز نیستم
    چون معتقدم قرار یه بار زندگی کنم
    اما ایمان دارم به اینکه تموم تلاشمو کنم
    باقیش با خدا....
    کارایی که گفتم
    انجام بده و حتی بیشتر خیلی بیشتر.... انشالله همون میشه که میخوای... از امروز از این لحظه تو یه پزشکی...
    قرار نیست حتما 7 سال درس بخونی و 4 سال تخصص بگیرری بهت بگن پزشک... ما ادما میتونیم هر جایی یه پزشک خوب باشیم برا درمان کسی که خودش از درمانش عاجزه
    یه روانپزشکی نهفته تو وجود هممون هست.... که میشه باهاش خیلی هارو درمان کرد... حتی یه حس ناب مشاور بودن
    از دید خاصی بهش نیگا کن... فک کن قرار یکی رو تو زندگیش نجات بدی... بهش رنگ بدی.... بهش لبخند بدی
    لذات از ته دل خندیدن بی هیچ خجالتی رو بدی
    پزشک زندگیت باش
    من خودم عاااااااااااااااااااشق پزشک بودنم
    موفق باشید دوست خوبم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام
    ممنونم از حرفها ی نابتون خدا خیرتان دهد.. امیدوارم بتونم به نحو احسن انجام بدم و دلم برگرده و دلگرم ادامه زند گی بشم..واقعا نمیدونم بهترین جمله ای که الان به ذهنم میاد اینکه اگه نتونید چیزهای که دوس داریدو انتخاب کنید مجبورید چیزهایی که دوس نداریدقبول کنیدو دوس داشته باشین... (چیزی که دارید همینه..... الان نه زمان فکر کردن ب گذشته است نه زمان افسوس خوردن... نه حتی پا پس کشیدن...
    یا باید قبلش پرس و جو میکردید و ب نتیجه ایده ال میرسیدید....
    یا اینکه همین الان تلاش کنی و نتیجه دلخواهت رو بگیری....
    ببین: فکر کردن ب گذشته فقط از گام برداشتن ب اینده عقبت میندازه.... پاهات سنگین میشه و ب جای زندگی کردن روزات میشه زنده مانی و بعدش نمیفهمی سنت چه جوری گذشت....)این قسمت بدجور روم تاثیر گزاشته فکر کردن به گزشته و انتخاب عجله ای خودم
    ...کاش خانمم میتونست و میدونست همچین طرز فکری داشته باشه واقها بگم ایشون نمیتونن یک جمله مثل حرفای شما بگن.. الاهو اعلم // بازم ممنون و سپاس
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    حدس میزدم بعد نوشتن جمله : "چیزی که الان دارید همینه" همچین فکری میکنید...
    میدونی اگه لباس بود میگفتم پرتش کن بیرون نو شیک و مارکشو بگیر
    اگه ماشین بود میگفتم بفروش و یه مدل بالا اصلا 2016 بگیر
    اگه دوستت بود میگفتم وبلش کن کلی بهتر از اون هست
    اگه هر کس و هرچیزی بود شک نکن برات دلیل میچیدم رهاش کنی
    اگه حتی موقعیتت هم درست نبود باور کن میگفتم رهاش کن
    اما هنوز زمان هست برا شناخت هم
    و بدتر اینکه اسمت رو دختری هست
    و زندگی ما تا وقتی اون دختر ایراد بزرگ و بارز مث بد بودن مث بودن با کس دیگه مث اعتیاد و کلی چیزای دیگه
    نداره....
    گناه بزرگیه رهاش کنیم
    من مطمئنم همه اینارو درک میکنی
    میدونی:
    داستان خانومت مث هندونه ای میمونه که هنوز قاچش نکردیم
    شاید قشنگی هایی داشته باشه که تا الان ندیدی
    شاید برخوردایی داشته باشه یا حتی ب دس بیاره
    قبل حرف زدن با کسی سابقه چندانی نداشته عاشقش بشیم
    مگ
    ه اینکه حسی گذرا بخاطر تیپ و قیافش باشه
    من میگم تلاشی کن:
    اگه حس کردی شدنی نیست
    بعد تصمیم درست بگیر
    راستی چند سالشه؟
    چه رشته ای میخونه؟ یا خونده؟
    بابت تعریفتون راجب حرفامم ممنون.... تا این حدم نیست بابا... شما لطف دارید
    هر فکری راجبش داشتید رو کنار بزنید از امروز بعنوان یه ادم جدید ببینش
    انشالله حل بشه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •