تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با پدرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:h_kh
آخرین ارسال:asaal-e-tanhaa
پاسخ ها 5

مشکل با پدرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت دوستان. مشکلی دارم که خواهش میکنم راهنماییم کنید چون واقعا تحت فشار روانی شدیدی هستم. جوانی مجرد و 30 ساله هستم که در خانواده ای متوسط به دنیا امده ام. از کودکی پدرم به طرق مختلف به من گیر میداد و مرا جلوی جمع مسخره میکرد. الان هم دچار افسردگی و بیماری جسمی شده و با توجه به شرایطش زندگی را برای من جهنم کرده است. من هیچ مشکلی ندارم نه اعتیاد نه سیگار نه مشکل اخلاقی دیگه که بخواد بهونه ای برای پدرم باشه. صبح زود میرم سرکار و عصر که میام باید غروپرشو تحمل کنم. خسته شدم. به حدی که ارزوی مرگ دارم. دوست دارم خودکشی کنم. دارم دیوونه میشم.مادرم هم بیمار و رنجور است. من اخرین فرزند خانواده ام و تنها. کمکم کنید که با اخلاق پدرم چکارکنم. شرایط ازدواج هم ندارم. برادر دومم غصه من را میخورد که چه زجری میکشم. گناه من چیه؟ کمکم کنید .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    خواهشا راهنمایی کنید. من اگه مشکل نداشتم این حرفارو نمیزدم. کمکم کنید.ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    سلام.
    اول سرزنش میذارید اسمشو یا هرچی: "خودکشی اشتباهه محضه.... هیچ چیزم اثبات نمیکنه"
    اول چندتا سوال:
    پدرتون چندسالشه؟ ایا افسردگیش به تایید پزشک رسیده؟ قرص مصرف میکنن؟ یا هردارویی؟
    رفتارش با برادر دیگتون چطوره؟
    و سوال اخر البته در حد یه توصیف:
    تصور میکنیم امروز عصر از سرکار برگشتید:
    میشه دقیقا بگید بحث یا غر زدنش چه جوری شروع میشه؟ یه روز کاملشو شرح بدید الان از سر کار اومدی :
    دقیقا چه اتفاقی می افته؟
    راستی چرا شرایط ازدواج نداری؟ جواب سوالتمو بدید تا جایی که بتونم مینویسم. فقط امیدوارم سریع بخونید کامنتمو چون از هفته بعد سرم شلوغه و خیلی کم میام نت و شاید نیامو. اما خوشحال حداقل در حد ارام کردن هم ب کسی کمک کنم

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام بابت پاسخ
    پدرم 77 سالشه-چهار برادر و یک خواهر دارم که متاهلند-به اونا هم اگه شرایطش باشه گیر میده ولی نه به اندازه من- به هر حال مراعات سنشونو شاید میکنه ولی خیلی غر میزنه. بیشتر توی جمع منو ضایع میکنه.مثلا من که تا 5 و 6 عصر سرکارم وقتی قبض تلفن یه مقدار زیاد میاد به من گیر میده که صبح تا شب پشت کامپیوتره و با اینترنت کار میکنه.
    شرایط روحی و روانی مناسب برای ازدواج ندارم همچنین اقتصادی.البته کسی هم پیدا نکردم.
    زندگی خیلی بهم سخت میگذره. حالت جنون پیدا کردم. باید چه کنم؟
    تا بحال روانپزشک نبردیمش. ولی خصوصیات یه ادم افسرده و پریشونو داره.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    asaal-e-tanhaa آواتار ها
    <em><font size="4">حدس میزدم فاصله سنیتون زیاد باشه.... ببینید هرچی سن میره بالا تحمل میاد پایین... و مخصوصا طرف خونه باشه شاغل نباشه یا حتی برعکس تو این سن زیاد با کاری سنگین رو ب رو باشه....<br>به نظر من اول شما مراعات سن کن....<br>و بعد شروع کن به فکر کردن<br>میدونی ادم بی تربیت با ادب بارت میاره ادمکی که داد و هوار میکنه ارامش بهت القا میکنه<br>البته اینا متضاد برداشت کردنو هرکسی برداشت نمیکنه<br>وقتی کسی بیمار هست هر چی میگه میگن بیخیال بیماره یه چیزی میگه دست خودش که نیست<br>ب نظر من شما باسد درک کنی پدر رو<br>اینکه تحملش اومده پایین و این به دنبال سن &nbsp;بالاشون طبیعی ب نظر &nbsp;میاد.... &nbsp;<br>وقتی غر میزنه کاملا اروم رفتار کن<br>میگه نت زیاد میای بگو چشم دیگه نمیرم....<br>وقتی رو اتیش بنزین بریزی تندتر میشه اما اگه کاری ب کارش نداشته باشی کمتر میشه حتی اگه اب بریزی خاموشه خاموش میشه<br>این صدق میکنه به ما و رفتار ما ادمها<br>با دیگران...<br>همه مثل هم نیستن<br>... اما خب هستن ادمهایی که دست خودشون نیست زود جوش میارن زود قهر میکنن و کلی رفتار دیگه<br>این ماییم که باید با ارامش خودمون اونهارو هم ب ارامش دعوت کنیم<br>شما که ماشالله سر کار میری قطعا درامدم داری<br>به جای استفاده از تلفن خونه یه وای فای بگیر<br>برا هرچی ایراد میگیره سریع لبخند بزنو بر حل اون اقدام کن<br>باور کن کم کم درست میشه<br>وقتی دیگه ایرادی نباشه کمتر گیر میده<br>من خودم کسی رو میشناسم که نه تا این حد اما کیم اخلاقش تنده شایدمک الته بیشتر اونم هم سن پدر شماست<br>وقتی بهانه میاره .... وقتی عصبی میشه گیر میده بقیه فقط سکوت میکنن خیلی سریع ارام میشه<br>یا سعی میکن ب چیز دیگه ای سرشو گرم کنن و از فکر اون بیاد بیرون<br>از نظر خودش ایرادی نداره رفتاراش<br>شما باید صبور باشی<br>از امروز سعی کن<br>اولش سخته تحمل زیادی میخواد<br>اما کم کم میبینی عادت کردی<br>راجب ازدواجتم ب نظر من ازدواج کنید مشکلتون کامل حل میشه<br>چون اول اینکه کمتر میبیندی همو<br>دوم اینکه صاحب خونواده که بشی دیدت ب زندگی عوض میشه<br>یا خودت دنبال یه دختر خوب و قانع باش یا ب مادر یا خواهر بگو<br>باور کن خدا تموم راه هارو براتون هموار میکنه<br>خیلیا از صفر زندگی رو شروع کردن<br>و الان بهترین ماشین زیر پاشونه من موردو زیاد دیدم<br>پس فکر مشکل اقتصادی رو فراموش کن<br>مشکل روحیتم با اومدن یه دختر و محبت اون علاقه ب اون کم کم از بین میره<br>با دید قشنگ زندگی رو ببین<br>سخت نگیر<br><br></font></em>
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •