دینامیک شیوع فرسودگی

مسلش و همکارانش پدیده فرسودگی را به عنوان خستگی هیجانی و بدبینی مفهوم سازی کرده ­اند، بدین­ گونه که حس درگیری و فعالیت فرد با حرفه ­اش حالت فرسایشی پیدا کرده و تخریب می­ شود(مسلش و جکسون[1]،1981؛ مسلش ولیتر[2] ، 1997 ).

نظریه فرسودگی فرض را بر این می­ گیرد که این پدیده در زمانی که بین فرد و محیط عدم تطابق وجود دارد، ایجاد شده و گسترش می­ یابد. بر اساس این نظریه، افراد هنگامی در معرض خستگی هیجانی(مؤلفه هسته ­ای فرسودگی) قرار می­گیرند که الزامات و تقاضاهای بیش از اندازه شغلی، با منابع سازگاری ناکافی توام می­ شوند(دمروتی[3] و همکاران، 2001). از جمله پیش­بین ­های معروف و شناخته ­شده فرسودگی در بسیاری از حرفه­ ها و مشاغل، استرس شغلی مزمن است(کوردز و داگرتی[4]، 1993). روی دیگر پدیده فرسودگی، درگیری و مشغولیت شغلی[5] است. مسلش و لیتر(2008) پیوستاری را ترسیم می­ کنند که در یک طرف آن فرسودگی حضور دارد و در طرف دیگرش درگیری و مشغولیت. اینکه یک فرد در کجای پیوستار فرسودگی-درگیری قرار دارد، بستگی به تطابق فرد-محیط دارد. در حالی که فرسودگی با پیامدهای نامطلوب همراه است، درگیری و مشغولیت بازده­ های مطلوبی ایجاد می­ کند.

عوامل فردی، مانند صفات شخصیتی، با عوامل محیطی تعامل می­ کنند و مشخص می­ سازند که آیا یک فرد تحت شرایط کاری خاص، حس درگیری و مشغولیت پیدا می­کند و یا حس فرسودگی. در واقع تفاوت­های شخصیتی است که توضیح می دهد چرا برخی افراد در محیط ­های کاری چالش ­برانگیز، رشد یافته و به کامیابی می ­رسند، اما برخی دیگر همان شرایط را طاقت­ فرسا قلمداد می­ نمایند. به طور کلی، شخصیت نقشی حیاتی در چگونگی تجربه کردن شرایط کاری ایفا می ­کند، و مشخص می­ نماید که آیا از منظر فرد موقعیت استرس ­آور است یا نه(شونک[6]، 2012).


[1]. Maslach & Jackson

[2].Leiter

[3] .Demerouti

[4] .Cordes&Dougherty

[5] .Work engagement

[6] . Schwenke




منبع: پایان نامه تدوین مدل علّی فرسودگی تحصیلی در دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. محسن عزیزی ابرقوئی

اختصاصی همیاری