منبع کنترل(مکان، جایگاه کنترل) از نظر جولیان راتر

منبع کنترل1
به عنوان یک سازه روان شناختی یکی از خصوصیات شخصیتی است.

این مفهوم به اشکال مختلف در سراسر تاریخ بشر عنوان شده است. در تراژدیهاي یونان باستان عقاید بسیاري در مورد درماندگی انسان به واسطه قضا و قدر به چشم می خورد. شکسپیر 1در نمایشنامه هاي خود هم به سرنوشت و فلسفه جبري (عاشقان بدشانس)و هم به آزادي اراده (دروغ در بخت ما نیست، بلکه در خود ماست) توجه داشته است.

فلاسفه مفهوم منبع کنترل را به شکل جبر و اختیار، جامعه شناسان به صورت خود مختاري در برابر از خود بیگانگی و روان شناسان به صورت رفتارگرایی در برابر خودگرایی مورد بحث قرار داده اند.

با وجود این آغاز مفهوم منبع کنترل به عنوان یک سازه روان شناختی که براي تبیین شخصیت به کار می رود به شکلی رسمی به چند دهه گذشته برمی گردد.

این مفهوم از سوي جولیان راتر2 مطرح شده است، او از این اصطلاح براي نشان دادن اعتقادات افراد درباره منبع یا مکان نیروهاي کنترل کننده در زندگیشان استفاده می کند.

کنترل به عنوان یک متغیر رفتاري یا به طور روشن تر توانایی تأثیرگذاري و دستکاري محیط در نظر گرفته می شود. در حد افراطی آن، یا فرد تنها خودش را در مقابل رفتارهایش مسئول می داند و یا آنکه رفتارهایش را خارج از تسلط خود می داند .

1. locus of control

2. Julian B. Rotter

منبع: پایان نامه بررسی رابطه جهت گیري مذهبی با منبع کنترل دانشجویان دانشگاه پیام نور نیشابور- بهاره کوثری