تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رهایی از فشارهای روحی و افسردگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مرینوس
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

رهایی از فشارهای روحی و افسردگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنونم بابت توضیحات شما

    همه ما انسانها نیازهایی داریم. این نیازها، صرفا نیازهای کمبود و جسمانی نیستند. صرفا نیاز ما به آب و غذا و مسکن و ... محدود نمی شوند. نیازهای روانی، و نیازهای معنوی هم از جمله نیازهای ما محسوب می شوند. بسیاری از این نیازها واقعی هستند، اما بسیاری از آنها را ما خود به صورت کاذب ایجاد می کنیم یا اینکه در جهت دهی هایمان دچار اشکالاتی می شویم. به نظر شما آیا فردی که اعتیاد به اینترنت دارد، یک نیاز واقعی به اتصال مداوم به اینترنت دارد؟
    آیا می توان گفت فرزند انسان زمانی که متول می شود، نیاز به استفاده افراطی از اینترنت دارد؟!

    مسلما نه.

    پس این عطش برای استفاده مداوم از اینترنت از کجا سر برآورده است که حتی گاهی نیازهای اساسی فیزیولوژکی نظیر تشنگی و گرسنگی را به تاخیر می اندازد تا به اینترنت اتصالش برقرار باشد و قطع نشود؟!

    احتمالا از آنجایی که نیازهای اساسی خود را به شکل مطلوب و صحیح برآورده نکرده است. او نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن داشته اما نتوانسته متعلق خوبی برای محبت کردن و دریافت محبت صحیح شناسایی کند. او نیاز به برقراری ارتباط با دیگران داشته، اما چون شکست خورده ارتباط خویش در دنیای مجازی خود را که به او حس شایستگی و پیوندجویی می دهد، حفظ می کند و سفت می چسبد! او نمی دانسته وقت خود را چگونه پر کند تا به بطالت نگذرد، و اکنون آنقدر وقت گذرانی می کند که دیگر وقتی برای فکر کردن به این امور برایش باقی نباشد! بله، یک انسان می تواند تا این حد یک نیاز کاذب در خود به وجود بیاورد، یا اینکه نیازهای صحیح خود را از راههای غلط ارضا کند تا اسیر شود.

    اکنون به روابط گذشته خود نگاهی بیندازید. نیاز به پذیرفته شدن، نیاز به دریافت محبت، نیاز به دوست داشتن، نیاز به دوست داشته شدن، نیاز به احترام و ... غیرعادی نیستند. این نیازها نیستند که مشکل ایجاد می کنند، بلکه جست و جوی نادرست ما جهت ارضای این نیازهاست که کار را خراب می کند.

    کسی که نیازی دارد، نیازش را به سوی فرد غنی می برد، نه فردی که خود منشا مشکلات است. هنر ماست که جهت دهی کنیم نیازمان را به کدامین سو بگردانیم. اگر ما نیاز خود را شناختیم، و راه ارضای صحیح آن را نیز شناختیم، دیگر در این زمینه مشکل چندانی باقی نمی ماند. اما نشناختن نیاز، یا عدم ارضای مطلوب و صحیح آن دردسرساز است.

    کمی از بالا به رابطه خود نظاره کنید. کافی است یکی دو قدم عقب بروید و این منظره را ببینید.

    آیا کسی که خود نیازمند دیگری است، و هم اکنون برآورده کننده نیازهای عاطفی همسر خویش است، گزینه مناسبی برای ارضای نیازهای شماست؟

    کاری ندارد در رابطه ای که تعهدی در آن وجود ندارد، یک فرد دیگری را کاملا پذیرا باشد و هیچ عیب و ایرادی از او نگیرد! زمانی که تعهد به میان آمد، آنگاه هنر است که فرد عیب جو نباشد و سازگار باشد!

    ما توصیه نمی کنیم شما بروید و رابطه دیگری را آغاز کنید(اصولا پیشنهاد اینگونه روابط در دستور کار ما نیست. هر اقدامی راه صحیح خود را می طلبد). پیشنهاد ما در ابتدا این است که ابتدا خودتان تکلیفتان را با خود روشن کنید.

    آیا قصد دارید تغییر کنید؟

    آیا اهدافی در سر می پرورانید؟

    آیا چیزهایی وجود دارد که بخواهید از آنها رها شوید؟

    آیا انگیزه کافی برای اقدام دارید؟

    از شما می خواهم یک بار دیگر ارسال قبلی بنده را مطالعه نمایید و مواردی که از شما خواسته بودم، اینجا بنویسید.

    اهداف؟

    موانع پیش رو(به شکل دقیق و شفاف. مثلا اگر افکارتان است، کدام افکار؟ توصیف کنید)
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام دوباره و ممنون
    راستش وقتی متن شما رو خوندم گریه کردم به خاطر تمام سختی های زیادی که کشیدم و الان اینجور تنها و طرد شدم، از اینکه هر کاری می کنم از نظر دیگران اشتباه هست، راستش من تو خونه و با خانواده هم احساس تنهایی می کنم همش سرزنش میشم منم ازشون دوری می کنم ، شما گفتین همه ی این نیازها طبیعیه ولی من هیچوقت نتونستم برای رفع این نیازها کاری بکنم اگر هم راهی رفتم همش اشتباه بوده،ولی خیلی درد داره طرد شدن . کسی که 5 سال براش وقت و زندگی و عشق گذاشتی حالا خیلی راحت میره دنبال زندگی خودش و نمی تونی با خودت کنار بیای که این همه سختی چرا تموم نمیشن چرا همه می تونن بگذرن و برن دنبال زندگیشون ولی من نمی تونم


    در مورد سوالات شما
    من واقعا هدفی تو ذهنم نیست و نداشتم شاید به نظر شما خنده دار یا حتی قابل سرزنش باشه با اینکه درس خوندم و دانشگاه رفتم ولی هیچوقت نه درس نه شغل هیچکدوم برام مهم نبودن فقط میخواستم تو زندگیم یه عشق واقعی داشته باشم فکر می کردم بالاخره پیداش کردم ولی .....


    با همه ی وجودم میخوام تغییر کنم از این آدم وابسته تنها و ضعیفی که هستم رها بشم ولی چرا نمی تونم چرا نمی تونم از این عشقی که اینقدر دردناکه بگذرم. دوست دارم همیشه غمگین باشم می ترسم خوشحال باشم خیلی وقته رنگ شادی رو ندیدم راستش می ترسم می ترسم.... سایه این عشق همیشه و همه جا با منه و نمیزاره از چیزی لذت ببرم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنون بابت توضیحات شما

    توضیحاتتون خوب و کمک کننده بود.

    اهداف همین مواردی هست که خودتون بهش اشاره کردید:

    1. رها شدن از وابستگی، تنهایی و ضعف

    2. شناسایی روش های درست ارضای نیازهای طبیعی

    3. ایجاد تغییر در خُلقیات و رها شدن از غمگینی

    4. قوی شدن و توانایی کنار گذشتن رابطه ای که به مشکلات شما دامن میزنه

    بنا به دلایلی، هدف اصلی شما یافتن عشق در زندگی تعریف شده، و بنا به دلایلی طریقه رسیدن به این هدف هم به شیوه های خاصی تعریف شده اند.

    برای رسیدن به این هدف، هر آنچه از دیدگاه خودتان موجه بوده انجام داده اید، و حالا که نتیجه خواسته دلخواه شما نبوده، احساس دلسردی می کنید. شاید احساس شکست و ناامیدی. اما آیا نمی توان به گونه دیگری به مسائل نظاره کرد؟!

    شما می توانید با ایجاد تغییرات گام به گام در برخی باورهای مخرّب، و برخی رفتارهای آسیب زا، به تدریج احساسات و خُلقیات مثبتی در خود ایجاد کنید.

    زمانی که همّ و غمّ زندگی صرفا یک مساله می شود، آسیب پذیری افزایش پیدا می کند. دلیل واضح است. اگر به آن نرسیدیم و نشد، ضربه ای که وارد می شود، سنگین تر از معمول است.

    اگر فردی ده ها دوست خوب داشته باشد، با از دست دادن یکی از آنها غمگین می شود، اما می تواند این غم را تحمل کند، چون دوستان دیگری نیز دارد. اما اگر تنها یک دوست داشت، با از دست دادن او غم بسیار بیشتری را متحمل خواهد شد. همینگونه است زمانی که تمرکز در زندگی صرفا روی یک بُعد باشد. زندگی عشق هست، اما صرفا عشق نیست. در زندگی شادی هست، غم هم هست. در زندگی کار هست؛ در زندگی تفریح هست؛ در زندگی خدا هست؛ در زندگی دوستان هستند؛ در زندگی پیشرفت هست؛ در زندگی رابطه با خانواده هست؛ در زندگی لذت بردن از طبیعت و خلقت هست؛ در زندگی مطالعه هست؛ در زندگی ورزش هست؛ در زندگی کمک به دیگران هست؛ ... . می توان اهداف را وسیع تر کرد؛ می توان گستره دید را وسعت بخشید؛ می توان در تنگنا باقی نماند؛ می توان در زندگی رشد کرد و متوقف نشد...

    شما گام نخست را برای تغییر کردن برداشته اید و آن درخواست کمک است. اما این تازه شروع کار است. به تدریج لازم است گام های مؤثر بعدی نیز برداشته شوند تا تغییرات را لمس کنید.

    حالا می خواهیم با کمک شما، اهدافی را که نوشته ایم تکمیل و بازسازی کنیم. لازم است مشخص شود خانم مرینوس زمانی که به هدف نخست دست می یابد، چگونه فردی است؟ چطور عمل می کند؟ چطور با دیگران رفتار خواهد کرد؟ چگونه فکر می کند؟ و چه احساساتی را تجربه خواهد کرد؟

    لطفا جملات زیر را تکمیل نمایید:

    من زمانی که از وابستگی رها شوم....

    من پس از اینکه از ضعف عبور می کنم و قوی می شوم می توانم...

    برای اینکه بتوانم از پس مشکل تنهایی ام بر بیایم لازم است...

    لطفا عجله نکنید و خوب روی جملاتی که می خواهید بنویسید تمرکز و فکر کنید. ما گام به گام پیش می رویم. پس، با آرامش سعی کنید اهداف خود را بنویسید و خود را به صورت ذهنی در آن حالات جدیدِ پس از تغییر مجسّم کنید...
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 09:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •