تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رهایی از فشارهای روحی و افسردگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مرینوس
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

رهایی از فشارهای روحی و افسردگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خسته نباشید
    من 28 سالمه 5 ، 6 ساله که درگیر مشکلات روحی شدید شدم که در طول سال کم و زیاد میشه ولی همیشه همرامه ، اخیرا هم به خاطره رابطه ای که خیلی پیچیده و بی هدف شده دچار افسردگی شدید شدم به شدت عصبی و پرخاشگر شدم شبا به سختی خواب میرم ،به شدت استرس دارم و وسواس شدید پیدا کردم این عذاب و فشار روحی منو از زندگی دور کرده کارای روزانه امو درست نمی تونم انجام بدم چکار کنم تو رو خدا یه راهی پیش پام بزارید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    با سلام
    لطفا به سئوالات زیر پاسخ بدید تا بتونیم اطلاعات بیشتری راجع به مشکل شما به دست بیاریم:
    1- برنامه روزنامه خود را در یک شبانه روز بنویسید. به عنوان مثال: ساعت 7: بیدار شدن. ساعت 7/20 خوردن صبحانه و ....
    2- آخرین موفقیت یا خاطره خوشی رو که داشتید بیان کنید.
    3- در مورد وسواستون بیشتر توضیح بدید.
    4- آیا متأهل هستید؟
    5- نظر اطرافیان درباره روحیه شما چیه؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  3. رهایی از فشارهای روحی و افسردگی  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  4. ارسال:3#
    سلام خسته نباشید
    1. معمولا 7 صبح بیدار میشم فعلا یه کار موقت دارم که دو شیفت هست با اینکه مدرک کارشناسی ارشد دارم ولی کار درستی پیدا نکردم،
    2. ذهن من کلا خاطرات تلخ رو بیشتر تداعی میکنه چیز خاصی تو ذهنم نیست
    3. در مورد وسواس هر چیزی رو ده بار چک می کنم فک می کنم آگه جای وسایل یا لباسم رو عوض کنم یه اتفاق بدی نیافته ، یا بعضی لباس رو نمی پوشم چون فک می کنم لباسی بدشگونی هستن ، جای وسایل رو با وسواس عوض می کنم کسی تغییرش بده عصبی میشم.
    4.نه مجردم میخاستم با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم که نذاشتن اون هم بعد یه مدت با کس دیگه ای ازدواج کرد ، من کلا از ازدواج ترس دارم و ازش فرار میکنم
    5.همه میدونن من به شدت بداخلاق و عصبی شدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    خسته نباشید
    واقعا با هزار امید اینجا پیام میزاریم ولی هیچی
    کاشکی لااقل یه ساعتی تاریخی مشخص میکردین که آنلاین حرف بزنیم
    اصلا هر چی سر میزنی به سایت خبری نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    محسن عزیزی آواتار ها
    با سلام خدمت شما

    ان شاء الله مشاورتان سرکار خانم حسینی عزیز، مشاوره را ادامه خواهند داد.

    در صورتی که برایشان مقدور نبود، در خدمت خواهیم بود.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    سلام و ممنون
    راستش من احتیاج به مشاوره اورژانسی داشتم
    من 5 سال با کسی ارتباط عاطفی داشتم و هنوزم دارم به خاطر مخالفت شدید خانواده ها نتونستیم ازدواج کنیم اون به تازگی عقد کرده ولی هنوز باهم در ارتباطیم اصلا نمی تونم ازش جدا بشم تمام مشکلات روحی که نوشتم هم بعد از این ماجرا تشدید شد. الان هم خواستگاری دارم که شرایطش مناسبه، ولی من نمی تونم از کسی که دوست دارم دل بکنم می ترسم قبول کنم بدتر بشه شرایطم
    از طرفی هم می ترسم در آینده به خاطر بالا رفتن سن و تنهایی پشیمان بشم
    چکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    حدود شش ماه پیش، در سایت موضوعی ایجاد کردید و در آن از مخالفت خانواده ها برای ازدواج تان گفتید. اعضا به شما پیشنهاد داده بودند که رابطه را همانجا قطع کنید. خاطرتان هست؟

    دارم عذاب می کشم

    متاسفانه تاپیکتان را پیگیری نکردید تا در جریان کار شما قرار بگیریم.

    شاید همان توصیه اگر اجرایی می شد، الان وضعیت شما بدین گونه نبود. بله، ما کاملا متوجه سختی کار هستیم، اما این را نیز می دانیم که رها شدن از وابستگی عاطفی شدنی است. اگر تاپیکتان را پیگیری می کردید، همان موقع به یاری تان می آمدیم.

    اینها را نگفتم که شما را سرزنش کنم، بلکه اینها را گفتم تا امروز مثل آن روز نروید و دیگر باز نگردید تا شش ماه بعد. از همین امروز، به جدّ، پیگیر حل مساله خود شوید و رهایش نکنید. اگر اینجا مشاوره ای دریافت کنید، اما عمل نکنید، دودش در چشمان خودتان می رود. وظیفه ما مشاوره دادن در مسیر صحیح است، اما ما نمی توانیم کسی را اجبار کنیم این مشاوره ها را عملی سازد. این انتخاب اوست.

    ما متوجه هستیم که پنج سال رابطه عاطفی، همراه با خاطرات فراوان، ردهای عاطفی، افکار و هیجانات، و ... است. نیک می دانیم که رها شدن از این وابستگی، نیاز به همت و انگیزه، پشتکار، استقامت، هدف، و گذر زمان و توکل دارد.

    باید از خود بپرسید برای چه در این رابطه مانده اید؟

    فردی شما را پنج سال درگیر یک رابطه کرده و آسیب های زیر را به شما وارد کرده است:

    1. فرصت هایتان برای انتخاب همسر را از شما گرفته است.

    2. پنج سال عمرتان را بدین شکل گذرانده است!

    3. احتمالا شما را با خانواده تان درگیر کرده است.

    4. آشفتگی های عاطفی و روانی به بار آورده است.

    5. اکنون با فرد دیگری ازدواج کرده، و هنوز هم با شما در ارتباط است.

    خوب فکر کنید، و ببینید چه عاملی شما را هنوز در این رابطه نگاه داشته است؟

    آیا امید به بازگشت او دارید؟

    آیا می خواهید او از همسرش جدا شود و با شما باشد؟

    آیا قصد انتقام از او دارید؟

    آیا نمی توانید از وی دل بکنید؟ و چرا؟

    این سوالات را از خود بپرسید و پاسخش را برای ما بنویسید.

    در پست ارسالی تان نوشته بودید که مشکلات همراه شما بوده و هستند و کم و زیاد می شوند. سوال این است که آیا پیش از ارتباط داشتن با این آقا هم حالات استرس، افسردگی، وسواس و ... در شما وجود داشت؟ شدت آنها چگونه بود؟ آیا زمینه ژنتیکی در خانواده دارد؟ آیا اقدامی برایشان تا به حال انجام داده اید؟

    شرح حالی از خود بیان کنید که مسائل روشن تر شود.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  9. رهایی از فشارهای روحی و افسردگی  سپاس شده توسط niloofarabi

  10. ارسال:8#
    سلام و ممنون از راهنمایی خوبتون
    من متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی هیچوقت نتونستم به مشاور مراجعه کنم و از طریق سایت شما سعی کردم مشکلاتم رو حل کنم اما چون جواب مشاوره ها و سوالاتی که مطرح می کردم و وقفه طولانی بین سوالات من و جواب های مشاوره های سایت پیش می اومد نتونستم درست پیگیر باشم
    اما واقعا الان میخوام مشکلم حل بشه
    من تمام مشکلاتی رو که شما فرمودید تمام این 5 سال داشتم الان هم دارم ولی کاش می دونستم چه چیزی منو درگیر و پایبند این رابطه کرده که هیچ جوری نمی تونم ازش جدا بشم حتی با وجودی که ازدواج کرده ؟؟؟؟؟؟

    مساله استرس و اضطراب هم من تا سن 19 ، 20 سالگی فوق العاده آدم خونسرد و ریلکسی بودم الان حدود 7 8 ساله که درگیر این استرس شدم مامانم به شدت استرسی هست ولی پدرم بی خیال و راحت دو قطب مخالف هم
    من دوران دانشگاه این مشکلات روحیم شروع شد و هنوز ادامه داره آنجا هم درگیر روابطی شدم که هیچ پایان منطقی و درستی نداشتن و همش شبیه زخم کهنه که هستن و گهگاهی سرباز می کنن
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    در یکی از ارسال های قبلی تون اشاره داشتید که ترس از ازدواج دارید. با این وجود، وارد چند رابطه بی سرانجام شده اید که آخرین این روابط حدود پنج سال به درازا کشیده است.

    ترس از ازدواج می تواند علل متفاوتی داشته باشد. آیا ماندن در این رابطه با ترس شما از ازدواج مرتبط است؟

    در خصوص باقی ماندن شما در این رابطه، کسی که می تواند به ما بیشترین کمک را در شناسایی علت این رفتار بکند، خود شما هستید.

    این احتمال وجود دارد که با وجودی که هیچ دلیلی برای این کار نمی بینید، از جدا شدن وحشت داشته باشید. در این زمینه توضیحات شما کمک کننده خواهد بود.

    ممکن است برخی باورهای نادرست(که شاید الان در آگاهی شما باشد یا نباشد) مساله ساز شده باشند. مثلا این باور که «من فقط باید با فرد خاصی ازدواج کنم». یا «حالا که نتوانستم با فرد مورد علاقه ام ازدواج کنم، دیگر نمی توانم به کسی علاقه مند شوم و خوشبخت نخواهم شد».

    شاید این ذهنیت در شما از قبل وجود داشته که «فرد دوست داشتنی نیستید» و بنابراین درگیر چنین روابطی شده اید. بنابراین بخواهید با برخی رفتارها که دیگران را خشنود می سازد، «دوست داشتنی» بودن خود را اثبات کنید.

    اینها همه احتمالات است. ممکن است درست باشد، و البته ممکن است نادرست باشد. شما لازم است کمک کنید تا بتوانیم مساله را به درستی شناسایی کنیم.

    پس از مطالعه و تامل روی موارد بیان شده در این ارسال و پست قبل، سعی کنید علت ماندن را شناسایی کنید و درباره اش برای ما توضیحات خود را بنویسید.

    علاوه بر این کار، اهداف مد نظرتان از دریافت مشاوره را به شکل عینی، روشن، صریح و شفاف بنویسید. یعنی اینکه چه تغییراتی اگر ایجاد شود، می توانیم بگوییم مشکل(مشکلات) شما حل شده است؟

    تصور می کنید برای حل این مسائل، مانع(یا موانعی) نیز وجود دارد؟ آنها را هم بنویسید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. رهایی از فشارهای روحی و افسردگی  سپاس شده توسط niloofarabi

  13. ارسال:10#
    سلام و خسته نباشید
    من بعد از سالها و شکست های پی در پی این اولین رابطه ای بود که تمام نیاز من به محبت و توجهی که همه این سالها دریافت نکردم حتی از کودکی ، رو پاسخ می گفت یک خلاء روحی عجیبی درونم تمام این سالها وجود داشت و داره که فقط زمانی که تو این رابطه و کنار این فرد هستم پر میشه
    افرادی بودن و هستن که شرایط فردی و اجتماعی و خانوادگی مناسبی دارند که به خواستگاری آمدن حتی سالها صبر کردن ولی من هیچوقت بهشون حس و علاقه ای نداشتم و وقتی بهم ابراز احساسات و محبت می کردند ازشون فرار می کردم.
    دقیقاً همون جمله ای که شما فرمودین: من فکر می کنم کنار هیچکس جز این فرد آرامش راحتی و سبکبالی که دارم نخواهم داشت، شخصیتی که داره باعث میشه من خودم باشم، از اینکه کنار این فرد خودمم راحتم، از اینکه همینی که هستم رو پس نمیزنه و دوست داره
    من دیگه از لحاظ روحی گنجایش رفتن و امتحان کردن یک رابطه ی دیگه رو ندارم، احساس می کنم لبریز شدم از همه چی و همین من رو به شدت پرخاشگر کرده که کوچکترین حرف مخالف یا انتقادی این روزها باعث میشه به شدت عصبانی بشم

    در مورد مشاوره هم : تمام این سالها با وجود شرایط مناسب و فرصت های خوبی که داشتم به هیچ جا نرسیدم و هنوز اول راهی هستم که بودم هیچ موفقیت قابل توجهی نداشتم نه در درس نه شغل نه خانواده همش عقبگرد و شکست. همه ی دوستام به یه جایی رسیدن جز من ، چرا من نمی تونم موفق باشم میخواهم بدونم چرا؟؟؟؟
    تمام موانع شکست های زندگیم خودمم، افکارم شخصیتم تمام این چیزی که از من شکل گرفته در تمام این سالها مانع میشه من پیشرفت کنم یا حتی تغییر
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 08:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •