تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوباره عاشقی و مخالفت خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:star12
آخرین ارسال:star12
پاسخ ها 9

دوباره عاشقی و مخالفت خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    star12 آواتار ها
    سلام
    سلام سلام به همه دوستان و مشاوران عزیز همیاری.
    من دوباره اومدم . البته اومدن همانا و مشکلات جدید همانا
    مطمینم که دوستای عزیزم منو یادشون نرفته . به خصوص با زندگی پر فراز و نشیبی که داشتم.
    راستش اومدم دوباره بگم توی همین یه سالی که نبودم چه اتفاقایی که نیوفتاد. و بازم به کمکتون نیاز دارم.
    نمیخام یه بار دیگه شکست بخورم.
    و اما موضوع اصلی
    فک میکنم یادتون باشه که من قبل از نامزدیم عاشق برادر دوستم بودم. و این عشق و علاقه و خواستن با مخالف خونواده هامون و شاید اشتباه ماند بی سرانجام موند.
    اما مثل اینکه سرنوشت ما قراره باهم رقم بخوره و ما دی ماه سال 93. دقیقا 4 ماه بعد از طلاق رسمی من دوباره باهم وارد رابطه شدیم تا به همین حالا
    البته باید بگم که ایشون دقیقا توی یه شرایط جسمی بد من یه روز با من تماس گرفتنو گفتن جلو در خابگاه هستن و همین باعث دیدن ما و شروع دوباره زندگیمون شد.
    و اما حالا خداروشکر خانواده من دیگه اصراری به ازدواج با کسی ندارن با وجود خاستگارایی که هست( البته به خاطر یه خاستگار خیلی پافشاری ازسمت مادرم بود که همون باعث شد ما باهم حرف بزنیم و من از اونا بخام به ماجازه بدن منتظر عشقم بمونم و خداروشکر فعلا موافقت کردن.)
    اما حالا با مخالفت بسیار شدید خونواده ایشون رو به رو هستیم. بسیار شدید(تاکیید)
    و اما شرایط فعلی هردومون
    من دانشجو سال دوم و ترم 4 هستم.
    ایشون کارشناسی رو گرفتن و آموزشی سربازیشون رو تموم کردن و الان تقریبا دوماه از امریه سربازیشون میگذره که در اداره منابع طبیعی یکی از شهرهای نزدیک شهرمون مشغول هستن.
    و الان من بازم به کمکتون احتیاج دارم که بتونم همیار کسی باشم که دوستش دارم و مطمینم که اونم دوستم داره و هردو میخواهیم به هم برسیم و صاحب یه زندگی توام با آرامش باشیم.
    من چطور میتونم به ایشون کمک کنم که بتونه خونوادشو راضی به این وصلت کنه؟
    چه زمانی برای حرف زدن با خونوادش خوبه؟
    و البته ایشون بعضی موقع ها واقعا ناامید و ناراحت و خسته میشه و من چطور میتونم بهش کمک کنم که امیدوار باشه و تلاش کنه تا به اون چیزی که میخوایم برسیم؟

    ممنونم از وقتی که برام میزارید.

    منتظر سوالات و راهنمایی های شما عزیزان هستم.
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام.
    ممنون که دوباره به ما اعتماد کردی. لطفا به سئوالات زیر پاسخ بده:
    1- دلیل مخالفت خانواده ایشون چیه؟ ( خلاصه)
    2- نظر ایشون درباره طلاق شما چیه؟
    3- ملاکهای هر دوی شما برای زندگی مشترک و انتخابتون چیه؟
    با تشکر
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  3. دوباره عاشقی و مخالفت خانواده  سپاس شده توسط مهدوی

  4. ارسال:3#
    star12 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    سلام.
    ممنون که دوباره به ما اعتماد کردی. لطفا به سئوالات زیر پاسخ بده:
    1- دلیل مخالفت خانواده ایشون چیه؟ ( خلاصه)

    به خاطر اینکه من یبار نامزد کردم.
    البته قبلشم بخاطر این بود که من یه مدت کوتاهی با پسر خاله ایشون صحبت میکردم. و اونا عقیده داشتن بین پسرخاله ها بهم میخوره.
    البته قبل از همه این جریانا مادرشون منو برای ایشون در نظر داشت.
    حالا اینا دلیل مخالفت شدید خونوادشونه.

    2- نظر ایشون درباره طلاق شما چیه؟

    نظری ندارن، ما اولین باری که همو دیدیم راجب اتفاقاتی که برامون توی یه سال گذشته افتاده بود حرف زدیم و تموم شد، ایشون اصلا راجب این موضوع حرفی نمیزنن، حتی همه شرایط من رو هم میدونستن وقتی اومدن سراغم. فقط بهم گذشت سخت گذشت بهش خیلی.

    3- ملاکهای هر دوی شما برای زندگی مشترک و انتخابتون چیه؟

    خب منکه اخلاقیاتشو دوس دارم.
    از نظر من مرد باید اهل کار باشه،
    راستگو و مستقل باشه، و بشه بهش تکیه کرد.
    اون چیزایی که من دوست دارم همه رو داره.

    در مورد ایشونم تا جایی که من شناختمش ایناس:
    چیزیو ازش پنهون نکنم،
    راجب حجابم حساسه، آرایش نباید داشته باشم، خلاصه فقط زیبایی هام باید برای اون باشه.
    نیازی نمیبینه من شاغل باشم، ترجیح میده مخارج خونه به عهده خودش باشه، ولی با درس خوندنم مشکلی نداره.
    تا به حالا تو هیچ زمینه ای تضاد نداشتیم، معمولا عقاید و انتخاب هامون شبیه به هم بوده.
    فقط یه چیزی هست که باعث میشه گاهی صدای من دربیاد اینم اینکه اول کارشو میکنه بعد به من میگه اینکارو کردم یا اینجا رفتم، همیشگی نیس ولی اکثرا هس.
    یه چیز دیگه هم اینکه هر وقت من میگم خب الان منتظر چی هستی برای اومدن به خاستگاری خانوادش در رده اول قرار دارن، یجورایی میترسه برای بیان این موضوع و نگرانه.
    با تشکر
    الان که سرباز وعلاوه بر اون تو شرکت پدرش مشغوله، ولی راجب شغل آیندش هم راجب استخدامی توی اداره صبحت شده، هم یه کافی شاپ وفست فود که علاقشه، متاسفانه الان پس انداز آنچنانی نداره و باید یه مدتی صرف کنه برای پس انداز.
    به نظر خودم چون الان استقلال مالی نداره، اونقدر خودش رو قوی نمیبینه برای رو به رویی با خونوادش
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    star12 آواتار ها
    ببخشید یه مقدار حرفام طولانی شد، یا اگه جوابا کامل و واضح نبود.
    منتظر سوالا و راهنمایی هاتون هستم.
    ممنونم
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    star12 آواتار ها
    سلام عزیزان همیاری.

    ببخشید ولی چرا کسی نیست؟

    من خیلی وقته منتظرم.

    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    سلام
    احساس می شه هر دوی شما زمان بیشتری رو باید برای گفتگو سپری کنین تا با روحیات، سلایق و خصوصیات همدیگر بیشتر آشنا بشین
    اما بنظر من صلاح نیست بدون در جریان گذاشتن خانواده ها و بدون حضور آنها با هم گفتگو کنین. چون زمانی که شخص سومی بین دختر و پسر نباشه و حضور شخصی دیگر رو احساس نکنن، ناخودآگاه عواطف و احساسات به جای گفتگوی جدی و رسمی و منطقی بر هر دو غلبه می کنه و اونها رو از موضوع اصلی خارج می کنه.
    پیشنهاد می شه شخصی که خانواده ایشون اون رو قبول دارند و مورد اعتماد هست با خانواده شون صحبت کنن تا فقط در رابطه با گفتگوی شما کسب اجازه کنند
    در مورد اینکه آقا پسر از گذشته شما حرفی نمی زنن و راضی هستند هم بیشتر باید مورد بررسی قرار بگیرن چون تصمیمی که الان گرفتند از روی احساس و هیجان نباشه. به این دلیل این مطلب رو اشاره کردم تا پس از ازدواج در زمان مشکلات و اختلافات، گذشته شما به رخ کشیده نشه.
    پاسخ با نقل و قول

  8. دوباره عاشقی و مخالفت خانواده  سپاس شده توسط elnaz.t

  9. ارسال:7#
    star12 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدوی نمایش پست ها
    سلام
    احساس می شه هر دوی شما زمان بیشتری رو باید برای گفتگو سپری کنین تا با روحیات، سلایق و خصوصیات همدیگر بیشتر آشنا بشین
    اما بنظر من صلاح نیست بدون در جریان گذاشتن خانواده ها و بدون حضور آنها با هم گفتگو کنین. چون زمانی که شخص سومی بین دختر و پسر نباشه و حضور شخصی دیگر رو احساس نکنن، ناخودآگاه عواطف و احساسات به جای گفتگوی جدی و رسمی و منطقی بر هر دو غلبه می کنه و اونها رو از موضوع اصلی خارج می کنه.
    پیشنهاد می شه شخصی که خانواده ایشون اون رو قبول دارند و مورد اعتماد هست با خانواده شون صحبت کنن تا فقط در رابطه با گفتگوی شما کسب اجازه کنند
    در مورد اینکه آقا پسر از گذشته شما حرفی نمی زنن و راضی هستند هم بیشتر باید مورد بررسی قرار بگیرن چون تصمیمی که الان گرفتند از روی احساس و هیجان نباشه. به این دلیل این مطلب رو اشاره کردم تا پس از ازدواج در زمان مشکلات و اختلافات، گذشته شما به رخ کشیده نشه.

    سلام، شما موضوع صبحت با حضور شخص سوم، اونم از جانب خوانواده ایشون رو مطرح کردید که باید بگم واقعا نشدنیه. چون اونها نه تنها موافق این وصلت نیستن بلکه به شدت مخالفن، حتی طوری که مادشون وقتی یبار چند ماه پیش متوجه شد رفت اداره بابام و خواهرشونم رفت محل کار مامانم و عکس از پیامای ما نشون داد و فلان که دخترتونو جمع کنین، اون اگه نخواد برادر منم نمیخاد و این حرفا که منم با مامانم حرف زدمو اونم متقاعد شد و این موضوع رو به ایشونم گفتم و ایشون هم با خونوادش صحبت کردن تا صداها خوابید.
    راجبه گذشته هم میتونم بگم 99درصد مطمینم مشکلی پیش نمیاد با شناختی که ازش دارم. ولی خب بازم اگه راهی باشه که 100 در100 باعث اطمینانم بشه استقبال میکنم.
    الانم من بیشتر صبحتم روی این موضوع هس که چطور میتونیم خونوادشو راضی کنیم و چه زمانی برای حرف زدن راجب این موضوع با خونوادش بهتره تا کمتر موضع گیری و بحث و شاید دعوا پیش بیاد؟!
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    زمان مناسب رو خود ايشون بايد تعيين کنن
    زماني که سعي کنن هنگام مطرح کردن موضوع و گفتگو راجع به شما باپافشاري و اصرار بيش از حد همراه نباشه
    با خانواده شون با دلايل منطقي و استدلال بيان کنند که علاقه من تصميم من از روي عقلانيت هست و نياز به حمايت اونها دارند.
    سعي کنين ارتباطتون رو کاهش بدين تا حساسيت اونها کم بشه تا در زمان مناسب به هرکدام از اعضاي خانواده که ارتباط صميمي تري دارند موضوع رو مطرح کنند.
    ابتدا خانواده رو معطوف کنند به آشنايي اوليه همديگر. نه پافشاري براي ازدواج
    پاسخ با نقل و قول

  11. دوباره عاشقی و مخالفت خانواده  سپاس شده توسط elnaz.t

  12. ارسال:9#
    star12 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدوی نمایش پست ها
    زمان مناسب رو خود ايشون بايد تعيين کنن
    زماني که سعي کنن هنگام مطرح کردن موضوع و گفتگو راجع به شما باپافشاري و اصرار بيش از حد همراه نباشه
    با خانواده شون با دلايل منطقي و استدلال بيان کنند که علاقه من تصميم من از روي عقلانيت هست و نياز به حمايت اونها دارند.
    سعي کنين ارتباطتون رو کاهش بدين تا حساسيت اونها کم بشه تا در زمان مناسب به هرکدام از اعضاي خانواده که ارتباط صميمي تري دارند موضوع رو مطرح کنند.
    ابتدا خانواده رو معطوف کنند به آشنايي اوليه همديگر. نه پافشاري براي ازدواج
    ممنونم از راهنماییتون. متشکرم.
    پس فعلا فقط باید صبوری کرد تا وقتش بشه.
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  13. دوباره عاشقی و مخالفت خانواده  سپاس شده توسط elnaz.t

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •