تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پیوندی که پایدار نموند. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم41
آخرین ارسال:مریم41
پاسخ ها 3

پیوندی که پایدار نموند.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام حضور مشاوران خوب تالار و جناب دکتر عزیزی و سایر دوستان که متن منو می خونن.
    حدود ده روزه که از شکست عشقی ام و خیانت کسی که بعنوان همسر وارد زندگیم شد باخبر شدم، حالم خوب نیست. بی اختیار با چیزهای مختلف که هیچکدوم پایدار نیستن خودم رو سرگرم می کنم، ولی واقعیت اینه که با اتمام هر کار و فعالیت دوباره یاد روزهایی که با اوداشتم میفتم و اتیش می گیرم. همه روز های ماه رمضون پارسال رو تقریبا با اوگذروندم، اگر هر روز پیشش نبودم ولی با پیام و زنگ و حس لحظه به لحظه با او بودن را داشتم.خدای من اون بود که منو گذاشت و رفت ولی به این فکر می کنم اون این روزها چه حالی داره؟ آیا داره اذیت میشه؟ چطوری با اینهمه خاطرات میخواد کنار بیاد؟ احساس گناه می کنم. واقعیتش چیزی که بیش از رفتنش و از دست دادنش آزارم میده ، ابهاماتی است که در درک این رابطه و فرو ریختنش دارم ، نمیدونم کدوم اشتباه من و کدوم کار من باعث شد که اون رفت؟ می ترسم دوباره بهم پیام بده و من دوباره به سمتش امید ببندم و برم و این آغاز بدبختی های بعدی ام باشه. شدیدا درمورد فکر کردن به اون و عشق به اون آسیب پذیر و درمونده ام.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    اگر امکان داره توضیح بیشتر از نحوه آشنایی، دلیل بهم خوردن رابطه تون بفرمایین و همین طور چه توقعات و اهدافی رو از ارتباط با ایشون داشتید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام ممنون از پاسختون آقا یا خانم مهدوی ، حدود یک سال و نیم گذشته در بهمن 93 در سایت همسریابی بصورت اینترنتی با این آقا آشنا شدم. حدود 20 روز طول کشیدتا به ایشون شماره تلفن بدم و ارتباط از سوی دو طرف حساب شده ، سنگین و با صبر و بردباری و احترام متقابل بود. بعد از دو هفته از شماره دادن ،اولین دیدار مون رو داشتیم. اولین دیدار رو وقتی داشتیم او را فردی با پوشش ساده و سنگین، گرچه کمی مسن ولی با دلی جوون، با آگاهی و ادبیات غنی و کسی که متأثر از اخلاقیات و ارزشهایی که از اونها سخن می گفت. بود یافتم. نه ماشین داشت نه حقوق بالا و یه پسر پشت کنکوری که سخت در حال خوندن بود. و مدعی بود قراره رتبه از 1 تا 10 کشور رو بیاره و به محیط آروم نیاز داره و خودش هم یه آزمون مصاحبه در دانشگاهی که وابسته به حوزه علمیه تدریس می کرده برای ارتقاء از سطح 2 به 3 را در برنامه اش داشت که معلوم نبود در دو سه ماه اخیر ، دقیقا چه تاریخی ازش میخوان به اونجا بره. اون در اصل یه حوزه ای بود. هم تحصیلات حوزه ای و هم دانشگاهی داشت. و یکسالی بود که برای تدریس به اون شهر و دانشگاه نرفته بود، ولی از همنجا حقوق می گرفت گفت خیلی دوست داره بعدا برای زندگی به همان شهری که دانشگاه محل تدریسش هست برای زندگی بریم در صورتی که بنده موافق باشم ،همسرش هم عملا 10 سال از زندگیش رفته بود.هر چند حدودا کمتر از این مدت از جدایی شون گذشته بود.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •