تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




فزرند طلاق بودنم چرا باید ازدواجم رو تحت الشعاع قرار بده؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Mitra.B
آخرین ارسال:ehsan6651
پاسخ ها 4

فزرند طلاق بودنم چرا باید ازدواجم رو تحت الشعاع قرار بده؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دختری هستم۲۰ساله.یک خواهر دارم.پدرومادرم زمانی ک من ۵ و خواهرم۱ساله بود جدا شدند.با مادرم زندگی کردیم.یک زندگی سخت اما یاد گرفتم مستقل باشم و خوب زندگی کنم.همیشه هم اعتمادبنفس داشتم و موفق بودم.بطوریکه مادرای دوستام همیشه میگفتن کاش دختر ما بودی..حالا از بین هم دانشگاهی‌هام خواستگاری دارم ک واقعا ایده آله بخصوص از نظر ایمان و نجابت ک ملاک اصلی منه و واقعا دوسش دارم.موضوع طلاق رو مطرح کردم ایشون مشکلی نداشتن اما خانوادشون تا فهمیدن شدیدا مخالفت کردن بدون اینکه حتی منو بشناسن و از نزدیک با من همکلام بشن!!.فقط میگن بچه طلاقه و بدرد پسرمون نمیخوره.ضمن اینکه سطح خانوادگیشون از نظر مالی بالاتر از ماست و تک پسر هستن.ما همدیگه رو خیلی دوس داریم و از انتخاب خودمون برای ازدواج مطمئنیم.اما ایشون خیلی خیلی نظر خانواده براشون مهمه و میگن اگر مخالف باشن ایشون هم نمیتونن برخلاف میل خانواده کاری کنن.اکثر بحثای بین ما بخاطر همین مسئله‌ست.
    لطفا راهنمایی کنید ما چطوری خانواده ایشون رو راضی کنیم؟ ی خانواده مذهبی هستن و میشه گفت زیاد ب حرف اطرافیان توجه دارن!! یعنی زندگیشون بر پایه حرفای دیگرانه ولی بسیار خانواده خوب و اصیلی هستن.ما خیلی وقته دنبال راهی برای جلب رضایتشون هستیم نمیخوایم هم بگیم برن پیش مشاور فقط میخوایم خودشون متوجه تفکر اشتباهشون بشن و دیدگاهشون نسبت ب من تغییر کنه و قلباً منو بپذیرن. خیلی خیلی ب راهنماییتون در این زمینه نیاز دارم.ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    آنچه بیش از شرایط شما برای تان حائز اهمیت بیشتری است، «چگونگی برخورد» خود شما با مساله است. درست همانگونه که در کودکی با جدایی والدین مواجه شدید و سعی کردید محکم، مستقل، و با اعتماد به نفس با مشکلات مقابله کنید، الان هم نیاز به چنین اقدامی دارید. لازم نیست خانواده خواستگارتان یا حتی خود او را مجبور به پذیرش و قبول خودتان بکنید. این کار شدنی نیست. اما رفتار شما می تواند در تجدید نظر ایشان موثرتر واقع شود.

    دلیل اینکه خانواده ایشان بدون دیدن تان، این ازدواج را به صلاح ندانسته اند، می تواند ناشی از دو دلیل عمده باشد: 1. تصورات قالبی پیرامون «فرزندان طلاق»؛ 2. فرار از دردسرها و احتمال مشکل.

    فرزندان طلاق در عین برخی تشابهات، می توانند کاملا منحصر به فرد و متفاوت باشند. برخی وابسته هستند، برخی خودساخته. برخی منفعل و تحت تاثیر هستند، و برخی فعال و اثرگذار. شرایط، زمینه ها، اطرافیان، قدرت اراده و اختیار و سبک زندگی، خُلقیات، صفات شخصیتی، انگیزه ها و ... در فرزندان طلاق متفاوت است، کما اینکه در فرزندان دیگر نیز چنین است. اما آنچه منجر به قضاوت سریع(و احتمالا نادرست) دیگران می شود، تصورات قالبی درباره این فرزندان است، بدون اینکه ویژگی های خاص آنها و شرایط شان مورد بررسی قرار گرفته باشد.

    شما چه بکنید؟

    به طور کلی، بهتر است برخی مسائل در ابتدا مطرح نشود. این حق خواستگاران شماست که بدانند شما فرزند طلاق هستید، اما برای بیان این موضوع باید رویه اصولی در پیش بگیرید. اجازه دهید هر خواستگاری که مطرح شد، ابتدا با خانواده خود به منزل خانواده شما بیاید و شما و خانواده را از نزدیک ببیند. می توانید در صورتی که پدرتان در قید حیات هستند و موافق حضور در جلسات خواستگاری هستند، از ایشان بخواهید در جلسه اول حضور داشته باشند. در پایان جلسه نخست، و پس از صحبت های اولیه شما با خواستگار، خانواده شما می توانند مساله را با خانواده خواستگار در میان بگذارند. اما زمانی که برای خواستگار ناآشنا در همان ابتدا مساله فرزند طلاق بودن مطرح می شود، ممکن است منجر به واکنش آنها شود و از همان ابتدا پا پس بکشند.

    اما در شرایط فعلی، یک مقدار خود را از مساله جدا کنید. الان راه اثبات خودتان این نیست که پافشاری کنید تا آنها شما را بپذیرند؛ بلکه رفتار عاقلانه و منطقی شما موثرتر است. شما سعی کنید از دید والدین خواستگارتان و خود ایشان به موضوع نظاره کنید. نگرانی های آنها را درک کنید و به آنها فرصت بدهید. سعی نکنید به اجبار آنها را راضی کنید که به خواستگاری بیایند.

    حل این مساله را به عهده خواستگارتان بگذارید. به شکل منطقی (نه به شکلی که حس دلسوزی او را برانگیزانید) به ایشان بگویید که: «گرچه از واکنش خانواده شما خرسند نیستم، اما به آنها تا حدودی حق می دهم. من نمی توانم کسی را مجبور کنم تا شرایط من را بپذیرد، اما شما احتمالا می توانید از روشهایی منطقی استفاده کنید تا دست کم خانواده خود را راضی کنید پیش از شناخت، قضاوتی نداشته باشند. این امر بر عهده شماست. در صورتی که در مدت زمانی معین(زمان را تعیین کنید؛ مثلا دو هفته، یک ماه) موفق شدید ایشان را راضی کنید تا برای شناخت اقدام کنند، با خانواده من تماس بگیرید. در غیر این صورت بهتر است ادامه ندهیم تا بی جهت وابستگی و توقعات بیجا دامنگیرمان نشود.»

    در زمانی که به ایشان فرصت می دهید، ارتباط خود را با ایشان به حداقل ممکن برسانید تا ایشان متوجه جدی بودن مساله بشوند و اگر قرار است اقدامی انجام دهند، تاخیر نکنند.

    این رفتار می تواند زمینه مساعدتری را فراهم کند. هم شما از مساله قدری جدا شده اید؛ هم خواستگارتان محکی می خورد تا خود را نشان دهد؛ و هم برای خانواده ایشان فرصتی است تا درباره شما بیشتر فکر کنند.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خیلی ازتون ممنونم حرفاتون کاملا درست و بجاست.سعی میکنم حتما عمل کنم. فقط گاهی ممکته تحت تاثیر احساسات درست عمل نکنم.من دوست ندارم بعدها حسرت بخورم که اگر در فلان زمان فلان کار رو انجام میدادم شاید میشد و اینکه کم کاری از جانب من بوده.. دلم میخواد اگرم قرار نیست این موضوع جامه عمل بپوشونه ، واقعا نشدنی باشه ینی تلاش خودمون رو انجام بدیم بقیه‌ش توکل بخدا... توی این ماه عزیز لطفا دعام کنید. هرچی خدا بخواد من تسلیمِ محضم ولی تلاشمم میکنم تا جایی عزتم حفظ میشه بتونم این موضوع رو از راه درستش حل کنم.ب امید خدا....ممنون از شما:-)
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    خواهر عزیز من پسری هستم که شرایط مشابه خواستگار شما رو دارم،الان نزدیک به سه سال هست که با مخالفت خانواده ام دارم کلنجار میرم حتی خواستگاری انجام شده اما فقط واکنش منفی به خاطر فرزند طلاق بودن ايشون،نشون دادن
    این مساله فقط برای شما نیست،نگران نباشید خدا بزرگه،ای کاش این دید منفی بچه های طلاق برداشته بشه،چون این بچه ها هیچ تفاوتی ندارن و فقط درگیر کم لطفی والدینشون در یک برهه زمانی شدن.چیزی که برای همه ممکنه اتفاق بیافته
    دختری که من خواستگارشم با وجود اینکه پدرش دوبار طلاق گرفته و از مادرش 7 سال دور بوده الان اسطوره اخلاق و نگرشش به زندگی من هستش.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •