--روش های استنباط آموزه های تربیت در سیره امام علی(ع)عنوان چکیده مقاله ای است به قلم حجت الاسلام و المسلمین علیرضا اعرافی، رییس پژوهشکده حوزه و دانشگاه که جهت ارایه در نخستین همایش تربیت در سیره و کلام امام علی(ع)تهیه و تدوین شده است.دراین مقاله شیوه های دسترسی و کشف گزاره ها و نظریه های تربیتی مورد کنکاش قرار گرفته و روش شناسی در پژوهش های دینی با موضوع حضرت علی(ع)مورد بررسی قرار گرفته است.

بررسی و استشکاف قواعد و روش های تربیتی از کلام،مرام،رفتار و گفتار مولا علی(ع)در همایش تربیت در کلام و سیره امام علی(ع)،که به مناسبت سال آن پیشوای عارفان و صالحان برگزار خواهد شد مطمح نظر است و این مهم،هنگامی به درستی حاصل خواهد آمد،که به روش شناسی پژوهش در این زمینه عنایت و توجه شایسته معطوف گردد. در این مجال کوتاه،برای گشودن باب بحث و بررسی،به چند نکته مهم اشاره می نماییم:

نکته اول.به منظور دسترسی و کشف گزاره ها و نظریه های تربیتی از نظرگاه هر متفکر و مربی،از چند شیوه می توان بهره جست:

الف.تفسیر متن:در این روش،به سخن و کلام مربی مراجعه شده و همه گزاره ها و توصیه های وی در قلمرو تربیت،مورد توجه و بررسی و تفسیر قرار می گیرد.مثلا در مورد امیر المؤمنین علی(ع)،به نهج البلاغه مراجعه و سخنان و توصیه های تربیتی حضرت در خطبه و نامه ها و حکمت ها،مانند وصیت نامه به امام حسن(ع)،تفسیر و براساس آن، اصول و مبانی و روش های معینی استکشاف می شود.

تفسیر متن،در جای خود،به چند گونه متصوّر است و مبتنی بر اصول و قواعدی است که در علم اصول از آن بحث شده است.

ب.تحلیل متن:مقصود از تحلیل متن،در برابر تفسیر،تحلیل محتوای متن و بررسی نقش و عملکرد گوینده متن در مقام تربیت و اثرگذاری بر مخاطبان است؛به عنوان نمونه،یک بار به نامه 31 و وصیت نامه مولا به فرزندانشان مراجعه می کنیم تا بنگریم که ما را به چه اصول و روش های تربیتی توصیه می کند(روش تفسیر متن)و بار دیگر از منظر بیرونی،چگونگی اثرگذاری حضرت در این وصیت را مورد ارزیابی قرار می دهیم و در واقع به محتوای گفتار نمی نگریم،بلکه به چگونگی کلام و سخن گفتن می پردازیم.این گونه نگرش را«تحلیل متن»می گویند.

هنگامی که از منظر تربیتی به هر متن دینی و از جمله نهج البلاغه بنگریم،با روش تفسیر،گزاره های معین و محدودی که حاوی مطلبی دربارهءتربیت باشد،در دایره بحث داخل می شود؛اما با روش تحلیل متن به مفهوم بالا،دایره بحث بسیار گسترش می یابد؛چراکه بیشتر خطبه ها و نامه ها،در مقام تربیت و هدایت و سازندگی دیگران صادر شده است و دقیقا ازاین رو،می توان چگونگی و اصول و قواعد حاکم بر گفتار تربیتی امام را به تحلیل و بررسی نشست.برای مثال این که در وصایای حضرت بر چه محورها و محتوایی بیشتر تاکید می شود؟از آنجا آغاز و به کجا می انجامد؟ و از چه روش ها و شیوه های تاثیرگذاری بهره گرفته می شود؟

کاربست این روش در متون دینی،که شان و نقش تربیتی و هدایتی دارند،می تواند راهگشای ابواب جدید،در ساحت های گوناگون تربیت باشد، و البته میزان و چگونگی اعتبار و حجیت این روش،به مباحث گسترده تر و بنیادی تر بستگی دارد.

ج.رفتارشناسی:دو راه پیشین،به گفتار و متن،و تفسیر آن اختصاص داشت.در این روش،به بررسی رفتارها و سیره های عملی پرداخته می شود و از آنجا که امام علی(ع)و دیگر پیشوایان معصوم دارای نقش الگویی هستند و علاوه بر این نکته عام،برخی از اعمال آنان،به ویژه در موقعیت تربیت از آنان سر زده است،تامل و مداقه در سیره تربیتی آنان،راهنمای کشف قواعد و روش های تربیتی از دیدگاه آنان خواهد بود.

د.بازشناسی نتایج رفتار و شناخت دست پروردگان:

شیوه دیگر در طریق معرفت اندیشه های هر مربّی،ارزیابی نتایج عینی و ملموس فعالیت های وی و بازشناسی پرورش یافتگان مکتب او و دست پروردگان وی در خانه و جامعه است که این امر نمود و ظهور دیگریاز شان تربیت وی خواهد بود.

درخصوص امیر مؤمنان(ع)،علاوه بر سخنان و سیره مولا،با خیل عظیم شاگردان و اصحاب وی و بازتاب ها و نتایج اعمال تربیتی حضرت مواجه هستیم و از این نهج البلاغه هم می توان بهره گرفت و با شناخت آنان،به زاویای دیگری از شیوه و راه تربیتی آن امام همام دست یافت.

نکته دوم.نکته مهم دیگری که نباید مورد غفلت قرار گیرد،تفاوت امامان و پیشوایان معصوم با سایر متفکران و مربیان است؛زیرا هر متفکری،دارای هویت مستقل و ناپیوسته به دیگران است؛در صورتی که از دیدگاه دینی،اهل بیت و ائمه(ع)،اولا مفسران وحی و قرآن و شریعت هستند،و ثانیا همه در حکم واحد هستند و به هم پیوسته،و ازاین رو در روش اجتهادی و استنباطی،کلام و رفتار آنان،کلام و سیرهء شخص واحد تلقی شده و به صورت یک مجموعه و کل واحد نگریسته می شود.

بنابراین پیش فرض،اعتبار نهایی و حجیت آرای تربیتی هریک از این پیشوایان و اسوه ها،به عنوان نظریه اسلام است و آن هم در گرو با هم دیدن و جمع همه گزاره های مرتبط با موضوع مشخص،از همه ائمه(ع)خواهد بود.ازاین رو هرآنچه در باب تربیت و هر موضوع دیگری از نهج البلاغه استفاده شود،در واقع به عنوان اسلام اعتبار دارد و باید با همه سخنان دیگر معصومان(ع)و نیز قرآن کریم جمع و تفسیر شود.

نکته سوم.در مواجهه با هر متنی،و از جمله نهج البلاغه،دو رویکرد و روش تفسیری امکان دارد:

الف.در رویکرد اول،براساس اصول و قواعد معتبر و فارغ از هر نظریه و فرضیه ای،درحد امکان به تفسیر متن پرداخته می شود و مدلول و محتوای آن به دست می آید.این روش و رویکرد،برپایه همان مفاهیم درون متن و تقسیم و تنظیم درونی استوار است.

ب.در روش دوم،مفاهیم و نظریه های استکشاف شده در حوزه های گوناگون معرفت بشری،بر متن عرضه می شود و کوشش می شود موضع متن دینی در آن زمینه،استخراج شود.

این رویکرد،اولا بر روش اول مبتنی است و ثانیا موجب شکوفایی بیشتر متن می شود.برای مثال تئوری معینی در روانشناسی،علوم تربیتی،اقتصاد و...هنگامی که بر متون دینی عرضه شود،این نگرش مقایسه ای،عرصه های نوینی را در برابر معرفت دینی قرار می دهد.اگر یک مکتب خاص تربیتی را با اصول و قواعد و مفاهیم آن،از موضع متن نهج البلاغه و دین مورد ارزیابی قرار دهیم،می توانیم موقف موافق، مخالف یا مشروط دین را به چنگ آوریم و از این رهگذر،بر غنای معرفت دینی بیفزاییم.

این روش با آنچه مرحوم«شهید صدر»در مباحث تفسیری،به نام «روش موضوعی»نامیده اند،قرابت دارد؛البته کاربرد این روش،براساس روش معتبر اول ابتنا یابد و با دقت تمام،از تحمیل بر متن و تفسیر به رای پرهیز شود.

از زاویه این رویکرد،بسیاری از مسایل و تئوری ها و مفاهیم مهم تعلیم و تربیت و هر علم انسانی دیگری را می توان بر نهج البلاغه و متون اسلامی عرضه کرد و معارف نوینی را استحصال کرد.

نکته چهارم.اشتراک لفظی یکی از وجوه شناخته شده در مغالطات است و حکیمان همواره،ما را از فروافتادن در آن برحذر داشته اند.توجه به این مغالطه،هنگامی که موضوعات و عناوین نوین و مطرح شده در حوزه علوم انسانی و اجتماعی،بر متون دینی عرضه و با مفاهیم متناظر در منابع دینی سنجیده شود،از اهمیت بیشتری برخوردار می شود.بسیاری مفاهیم روانشناختی،اجتماعی،تربیتی و مانند آنها وجود دارد که با وجود مشابهت های فراوان با مفاهیم متناظر دینی،دارای تمایزات و دقایق ظریف هستند و ازاین رو«تحلیل و تطبیق مفهومی»در روانشناسی این گونه پژوهش ها،از جمله در قلمرو مسایل تربیتی در کلام و سیره مولا علی(ع)جایگاه مهمی دارد که در اصل مقاله،نمونه هایی یادآوری شده است.

نکته پنجم.از محورهای برجسته دیگر در این ساحت،مساله «اقتضائات تربیتی»معارف دینی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است و ضوابط و قیودی دارد.

نویسنده:
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا اعرافی، رییس پژوهشکده حوزه و دانشگاه

منبع :