تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل ارتباط با همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:misagh
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 2

مشکل ارتباط با همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام . وققتتون بخیر.
    خانمی ۳۵ ساله ام که مدت دو سال است ازدواج کردم. با همسرم حدود دوازده سال اختلاف سنی دارم متاسفانه در ازدواجم احساس رضایت نمی کنم و حتی گاهی به شدت از همسرم متنفر می شوم. فکر می کنم برای همسرم مهم نیستم البته ایشان تلاش دارد به سبک خود این را به من بفهماند مثلا برای تولد من انگشتر خریده اما این برای من مهم نیست دوست دارم درکم کند کنارم باشد با هم دوست باشیم .از قبل از ازدواج دوست داشتم با همسرم مثل دو تا دوست باشیم اما بعد از ازدواج می بینم اینطوری نشد حقیقت اگر بخواید یک جورایی ازش می ترسم جرات ابراز هر نظری را ندارم ( البته این شاید برمی گرده به ویژگی خودم که از بچگی از دعوا و صدای بلند می ترسیدم و وقتی می بینم همسرم تند برخورد می کنه کوتاه میام و نظر و احساسم رو نمی گم). به خاطر ازدواجم با او با وجود این که نمی خواستم مجبور شدم از خانواده ام جدا شوم و به شهر دیگری بیایم همسرم با وجود این که می تواند به شهر محل سکونت خانواده من بیاید ولی زیر بار نمی رود .او حتی با برخوردهای تندش به من اجازه ابراز دلتنگی هم نمی دهد اجازه بیان این که به شهر محل سکونت خانواده ام برویم را به من نمی دهد درحالیکه پدر و مادر همسرم به رحمت خدا رفته اند و ایشان بیکار هستند و مشکلی برای آمدن ندارند و از آن طرف من در شهر خودم شاغل بودم و پدر و مادرم الحمدلله در قید حیات هستند و من فرزند ارشد خانواده ام هستم و به من نیاز دارند اما قبول نکردند و نمی کنند .این مسئله باعث شده که بین من و همسرم روز به روز فاصله ایجاد شود فکر می کنم که برایش اهمیتی ندارم. جدیدا خیلی به طلاق فکر می کنم البته جرات بیان اون را هم ندارم .نمیدونم چی کار کنم می دانم بخش زیادی از مشکلات به خاطر خودم است اگر من فرد جسور و شجاعی بودم و می تونستم خودم و احساسم و بیان کنم و با حرف زدن کمی خودم تخلیه کنم شاید از نظر روحی وضعم بهتر می بود ولی با ضعفی که خودم دارم و اخلاقی که همسرم داره دارم بیشتر به طلاق می رسم. البته این ئ بگم که همسرم با وجود اینکه قلب مهربانی داره نمیدونم چرا در برخورد با من سعی می کنه احساسش پنهان کنه . خواهر همسر می گفت که اون تحمل دیدن اشک زن رو نداره ولی من دیدم خیلی راحت اشک من و می بینه محل نمی زاره. بیشتر بحثها و ناراحتی ما به خاطر رفتار او و انکار من و احساس من بوده اما همیشه هم مجبور میشم من برای آشتی پا جلو بذارم همه اینها داره کم کم باعث حذف من میشه باورتون شاید نشه بعضی وقتا به خودکشی هم فکر می کنم اما تا حالا جرات نکردم.خودم این و خوب می دونم اون چیزی که من و به این مرحله رسونده اینه که من و احساسم توسط همسرم دیده نمیشم که بلکه انکار می شم.
    لازم به ذکر است من و همسرم هر دو تحصیلکرده ایم و فوق لیسانس داریم
    منتظر راهنمایی شما هستم ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل ارتباط با همسر  سپاس شده توسط golnazjoon

  3. ارسال:2#
    سلام بزرگوار
    ازدواج مفهومی گسترده است ولی تنها انتظار ما در ظاهر قضیه اینه که زوجین با هم تفاهم داشته باشن.
    ولی تفاهم چیه؟ اصلا چطور میشه تفاهم داشت؟
    تفاهم یعنی توانایی تحمل تفاوت ها

    همینطور هم که از اسمش پیداست علیرغم ساده بودن رسیدن به این نقطه قطعا سخت هست ...باید,وقت گذاشت براش و مهارت آموزی کرد....
    پس به یکباره و یک شبه نمیشه بهش دست یافت...
    هوشمندی و مدیریت یکی از مهارت هایی هست که به نظر من زوجین و خصوصا زوجه باید داشته باشه
    تعیین حدود شخصی و خانوادگی و ترسیم این خطوط با توافق طرفین خیلی مهم هست.
    چیزی که من به شخصه میتونم برداشت بکنم اینه که شما حدود و مرز های خانوادگی تون روبه عنوان یک زوج مستقل ترسیم کردید و اجازه دخالت , توهین و ... رو به دیگران برای ورود به حریم تون نمیدید ولی......
    در ترسیم حدود شخصی مشکل دارید....این مساله وقتی نمود پیدا میکنه که شما به عنوان یکی از طرفین خواسته تون رو بیان میکنین ولی احساس همسرتون شما و خصوصا نظرتون رو نادیده میگیرند...

    خلاصه مطلب اینکه مثل یک سایه در زندگی شدید که از همسرتون تقلید میکنین....
    پس تفاوت ها در نظر گرفته نشدند....

    بهترین سلاح شما میتونه منطق شما باشه.....انتظار هم نداشته لاشین حتما با همه خواسته های شما موافقت بشه ولی میتونین در مورد خواسته ها و نیاز هاتون به عنوان یک فرد مستقل نظرتون رو به همدیگر بگید....

    بیشترین سهم مشاجره ها در زندگی زناشویی اطلاع نداشتن از انتظارات همدیگر هست....
    انتظارات باید به زبان آورده بشن و نباید فکر کرد که من وظایف و انتظارات همسر وخودمو میدونم ! این یک خطای شناختی و تله در زندگی زناشویی هست.....باید هوشمندانه رفتار کرد و گرفتار این قبیل تله ها نشد....

    پس در وهله اول پیشنهاد میکنم دو سه روزی سعی کنین همسرتون رو تونجوری که هست بپذیرید....این توانایی تون رو بالا ببرید و سعی کنین اصل تفاهم فعلا از طرف شما رعایت بشه و احساسات منفی نسبت به همسرتون رو از بین ببرید....
    در وهله دوم یک جلسه با همدیگر ترتیب بدید که بشینید و تمامی انتظاراتتون رو به همدیگه بگین....البته این هم قانون خاص خودش رو داره
    تو این جلسه نباید دنبال مقصر بگردید.....دنبال ره چاره باشین
    سعی کنین کمی همدیگر و تفاوت ها رو درک بکنین و به یک نقطه اشتراک برسید...
    این جلسه در فضای باز مثل پار کها و فضای سبز بیشترین تاثیر مثبت رو خواهد داشت
    سعی نکنین عجولانه برخورد کنین و تمام انرژی تون رو برای دفاع از خود و تحمیل عقایدتون به همدیگه بکنین
    به همدیگر فرصت بدید یک انتظار شما و یک انتظار ایشون
    اولویت با بزرگترین موانع رسیدن به تفاهم بتشهو وقت خودتون رو با مسایل کوچک هدر ندهید


    این جلسه حداقل هر ماه یک بار صورت بگیره


    امیدوارم احساس زیبای تفاهم در زندگیتون رو داشته باشین و از با هم بودن لذت ببرید

    اجازه ورود افکار منفی رو ندید....چرا که شما الان متاهل و متعهد هستین

    ایام به کام
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •