شب ِ درد است، شب ضجه و بی تابی ها شب ِ دلخون شده از ناله ی مرغابی ها

شب ِدلشوره ، شب ِ بغض، شب ِ دل نگران
شب ِبی میلی ِ لب های موذن به اذان

معنی داغ پدر را چه کسی می فهمد
دامن و حلقه ی در را چه کسی می فهمد


کوفیان گر چه که از غصه ی او دلشادند
"دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند"
-
نخل خم شد سر ِ هر کو چه و لالایی خواند
چاه در گوش زمین قصه تنهایی خواند


نه فقط کعبه ترک خورد که مولا آمد
آن شب از فرق علی کعبه به دنیا آمد

آن شب از فرق علی کعبه پلی زد به بهشت
چه مراعات نظیری ست علی ،کعبه، بهشت

نفس سرد خدا، سر زده در صور دمید
"و زمین بار امانت نتوانست کشید"


حسین غیاثی

منبع