رویکرد جوامع اسلامی نسبت به نابهنجاری­ ها و بیماری­ ها(اختلالات) روانی

طرز تفکر عالمانه همراه با بردباری تحسین­ برانگیز جامعه اسلامی نسبت به امور غیرعادی، باعث شد که تاریخ کشورهای اسلامی از ظلم و شقاوت حاکم بر سرنوشت بیماران روانی که در اروپای قبل از قرن هیجدهم معمول بود، مصون بماند.

در همان قرون تیره و تاریکی که در اروپا بیماران روانی را به جرم همدستی با شیطان و جادوگری گروه­ گروه به آتش می­ کشیدند، همین افراد در کشورهای اسلامی از حمایت قانونی و طبی برخوردار بودند و حتی در صورت شدت بیماری و عدم تحمل جامعه در بیمارستان­ هایی به نام «مارستان» بستری می­شدند. در قرن پنجم هجری در یزد مرکز پزشکی بزرگی به نام «دار الشفاء» وجود داشت که بخش های مختلفی از جمله بخش اعصاب به نام مجلس یا محفل المجانین، مجهز بود. همچنین در بسیاری از بیمارستان­های اسلامی ایران از قصه گویان و نقالان برای مشغول نگاه داشتن بیماران استفاده می­کرده ­اند. بنا به روایت ذخیره خوارزمشاهی، از گوشه­ های مختلف موسیقی در حالات روانی بهره ­برداری می ­شد. همچنین با نگاه­داری بیماران در باغ­ های سرسبز و اتاق­هایی که جریان ملایم آب در آنها روان بود، درمان را تسریع می­ کردند. البته، در این میان باورهای عامیانه ­ای نیز در مورد علل و عوارض بیماری­های روانی در بین توده مردم رواج داشت که ادامه همان باورهای عامیانه ایرانیان پیش از اسلام بود، اما این باورهای عامیانه درباره رابطه بیماری­های روانی با جن­گیری یا حلول شیطان در جسم مریض، هرگز به واکنش­های خشونت ­آمیزی که در اروپا دیده می ­شد، نینجامید. آنان حتی سنگ زدن و تحقیر بیماران روانی را رفتاری کودکانه تلقی می­کردند و در حقیقت، این کودکان بودند که دیوانگان را سنگ می­زند، نه افراد بالغ و عاقل(محرری، 1373).

اولین بیمارستان روانی در سال 792م در بغداد تاسیس شد و سپس در دمشق و حلب از سوی افراد دیگر دنبال گردید. در این بیمارستان­ها، درمان بیماری روانی، نسبت به سرزمین­های مسیحی، جنبه ­های انسانی­ تری داشت. از شخصیت­ های برجسته پزشکی این دوران، ابن سینا(908-1037م) بود که «سلطان پزشکان» نامیده می ­شد. در نوشته­ های وی از اختلالاتی همچون هیستری، صرع، عکس العمل­ه ای هیجانی و مالیخولیا، مطالبی دیده می­ شود(کلمن، ترجمه هاشمیان، 1376؛ به نقل از سالاری­فرو همکاران، 1390).

تعالیم عالیه قرآن شریف و سایر کـتابهای مـذهبی از‌ قبیل‌ نهج الفصاحه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و متون‌ اسلامی فارسی معتبری چون اخلاق ناصری و کیمیای سعادت، الانسان الکامل، اندیشه‌های مـدینه فـاضله، مـرصاد‌ العباد‌ و سایر نوشته‌ها و اشعار‌ عرفا، و‌ گرایش‌ به پاکی و آدین‌ جوانمردی که هـمگی مـتأثر‌ از‌ کـتاب آسمانی است هم جنبه شناخت نفس را داشته و هم جنبه اصلاح و درمان‌ رفتارهای غیر عـادی و تـعیین راه و رسمی بهتر‌ برای‌ خوب‌ زیستی، روان درستی و پیشگیری‌ از بیماریها و اختلالات و انحرافات روانی(محرری، 1373).

منابع:

محرری، 1373؛ نگرشی بر تاریخ روانپزشکی و تاریخچه روانپزشکی در ایران

سالاری فر و همکاران، 1390. بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی

کلمن، روانشناسی نابهنجار و زندگی نوین؛ ترجمه کیانوش هاشمیان


اختصاصی همیاری