تاریخ روانشناسی در اسلام و ایران(ابـوبکر مـحمد زکـریای رازی)

ابـوبکر مـحمد زکـریای رازی(313-251 ه.ق)
از بـزرگترین و مـبتکرترین پزشکان اسلامی و مؤلفین پر ‌‌کـار‌ کـه جنبه پزشکی او بر سایر جنبه‌های علمی او غلبه داشته و اگر‌ او‌ را‌ پزشک‌ترین پزشک تاریخ پزشکی ایـران بـدانیم اغراق نیست. مقام و منزلت پزشکی او تا بـدانجا رسـید‌ که بـر نـظرات جـالینوس نقدها نوشت و کتب مـورد قبول و معتبر جالینوس‌ را ترجمه و برای‌ شاگردان‌ خود و نسلهای بعدی به یادگار گذاشت.

رازی قدیمی‌ترین پزشک دوران اسـلامی اسـت که کتابها و جزواتی در زمینه بیماریها و بـهداشت روانـی نـوشت و نـجوه درمـانهای چشمگیر و تحسین‌انگیز او در‌ تـاریخ ثـبت گردیده است.

کتابهای "طب النفوس‌"یا "طب الروحانی‌"رازی از قدیمترین کتابهایی است که به توصیف حالات روحی آدمی و درمـان آنـها اخـتصاص داشته است.(-در‌ ضـمن‌ رازی جزوه‌هایی تحت عنوان:"درباره عادتی که بصورت طبیعی در‌ می‌آید"نوشته‌ که مرور بر آن توجه خواننده را به فرضیه بازتاب شرطی Sherington معطوف می‌دارد.)

رازی تألیفات و تجارب فراوانی در مورد بـیماریهای‌ کـودکان‌ و درمـان آنـها داشـت کـه از این لحاظ او را باید پدر تخصص بیماریهای کودکان نیز دانست. هنچنین رازی به مبانی اخلاقی در طبابت سخت پای‌بند و از طبیب‌نمایانی که طب‌ را‌ وسیله سوداگری قرار داده بودند گریزان و در رنج بود. شاید براساس همین نـگرش بود که جزوه‌هایی در زمینه اخلاق و آداب پزشکی فراهم آورد و به یکی از شاگردان‌ خود‌ که به سمت پزشک ویژه یکی از امرا منصوب گردیده بود هدیه کرد. این جزوه حاوی یک سلسله اخلاقیات پزشکی و جـنبه‌های روانـی در رابطه پزشک و بیمار می‌باشد. رازی جزئیات‌ دیگری‌ شگفت‌آور‌ رازی داستانهای بسیاری موجود است‌ که‌ با‌ گذشت زمان و افزوده شدن شاخ و برگهایی بر آنها شکل واقعی خود را از دست داده است.از جمله درمانهای چشمگیر رازی که معروفیت تاریخی یافته‌ و صـرفا‌ جـنبه درمان روانی داشته یکی درمـان امـیر منصور سامانی است‌ که متبلا به رماتیسم مفصلی بوده و کلیه پزشکان معالج وی در آن کار مانده بودند تا اینکه‌ رازی‌ به‌ فراست از تحریک هیجان و خشم و بـرون ریـختن آنها برای‌ درمان‌ امـیر اسـتفاده کرد(چهار مقاله عروضی).

نمونه دیگر درمان کنیزکی است از اندرون امیر که دچار عرق‌ النساء‌ ناگهانی‌ شد و چون در دسترس وی هیچ دارویی نبود دست به تدبیر‌ نفسانی‌ زد‌ و با تحریک هیجان و شرم دخترک را درمـان نمود.


چـون بماند از علاج‌ جسمانی‌ ‌
دست‌ زدء بر علاج نفسانی


این حکایت را جامی شاعر نامدار فارسی‌گوی در کتاب سلسله‌ الذهب‌ به نظم درآورده است. به نظر چنین می‌رسد که رازی با آگاهی که از‌ عادت‌ و طبیعت انسانی و کم و کـیف آن داشـته است، بازتابهای شـرطی را در درمان بیماران‌ بکار‌ برده و به تلقین اعتقاد فراوان داشته است. از این رو می‌توان او را‌ اولین‌ پزشک‌ ایرانی دوران اسلامی دانـست که نوعی رفتاردرمانی را در درمان روزمره خود بکار می‌گرفته است. او‌ همچنین‌ در روانـپزشکی بـه تـأثیرات روحی معتقد بوده و گفته است که:"مزاج جسم‌ تابع‌ اخلاق‌ نفس است و طبیب جسم باید طبیب نفس بـاشد".مطلبی ‌ ‌کـه در اکثر کتب درباره رازی‌ آمده‌ است‌ اینکه او در واپسین زمان حیات از اثر چشم درد کـور شـد‌ و هـیچگونه درمان و عمل جراحی از نپذیرفت عذرش این بود که دیگر نمی‌خواهد چشم به این‌ جهانی‌ کـه از آن سیرشده و ناپایداری آن ار دریافته بود بگشاید به‌ قول‌ کلیم کاشانی:


وضع زمانه قابل دیدن دوبـاره‌ نیست‌ ‌
رو‌ پس نکرد هر کـه از ایـن خاکدان‌ گذشت


و این نشانه‌ای از افسردگی ناشی از آن است که‌ در‌ اواخر عمر با آن دست‌ به‌ گریبان بوده‌ است. شاید‌ هم‌ با وقوفی که از بیماری و روند‌ آن و حالت خود داشته کوری خود را غیر قابل بـرگشت می‌دانسته‌ و به همین دلیل به عمل جراحی‌ رضا نداده است.احتمال دیگر‌ اینکه‌ ترس و وسواسی که او‌ را‌ از سوار شدن به قایق و رفتن به عیادت امیر منصور سامانی بازداشت‌ در‌ مورد درمان خود به دسـت‌ شـاگردانش‌ بر‌ او مستولی گردیده‌ بود.جالب‌ اینجاست که رازی با‌ وجودی‌ که خود توصیه کرده بود که:"طبیب باید بیمارش را به بهبود و سلامت امیدوار‌ گرداند‌ ولو آنکه خود امیدی به بهبود‌ بیمار‌ نداشته باشد"خود‌ او‌ بـه‌ عـلت افسردگی در آخرین‌ لحظات عمر برخلاف آنچه که گفته بود عمل کرد و نومیدی او تا بدانجا رسید‌ که‌ مصداق کامل این شعر شد.


روزی‌ علاج‌ مردم‌ بیمار‌ کردمی‌
اکنون چنان شدم‌ کـه‌ نـدانم دوای خویش

منبع: محرری، 1373؛ نگرشی بر تاریخ روانپزشکی و تاریخچه روانپزشکی در ایران

اختصاصی همیاری