تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پنهان کردن روابط قبل از ازدواج(کمکم کنید) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:royan
آخرین ارسال:s.esmailzadeh
پاسخ ها 8

پنهان کردن روابط قبل از ازدواج(کمکم کنید)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    23 سالمه.قبلا چندتا رابطه دوستی داشتم .و شخصی رو دوست داشتم که بنا به دلایلی ازدواجمون ممکن نشد و جدا شدیم.و متاسفانه بکارتم رو از دست دادم.
    الان میخام با یکی از خاستگارام ازدواج کنم که کاملا ایده آلهای همدیگه رو داریم.و علاقه زیادی هم به هم داریم.و من گذشتمو پنهان کردم .اما طی اتفاقاتی ایشان از دوستیهای گذشتم باخبر شدن.الان که همه منتظر ازدواج ما هستن روابطمون تیره شده و ایشون ازم میخاد همه چی رو تعریف کنم از گذشته.از 1طرف دوسش دارم و همه ایدا الامو داره و میترسم جدا شه .از طرف دیگه میترسم اگه حتی منو ببخشه در اینده دچار مشکل شیم .(ایشون خودش هم روابطی در گذشته داشتن ولی برای همسر ایندش این روابط رو بد میدونن) لطفا کمکم کنید 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    برای یکی از آشنایان بنده مشکلی پیش آمده که نیاز به راهنمایی فوری دارم
    فرد مذکور مریم، مجرد 26 ساله است که روابط عمومی بالایی دارد
    یکی از آشنایان که پسر روانی تحت درمان و معتاد به شیشه داشته از مریم درخواست کمک کرده. مریم با صحبت با این پسر توانسته تا حدودی او را بهبود دهد. ولی پسر ابراز علاقه شدید میکند و به مریم مشکوک است و هر پسری به مریم زنگ بزند یا مریم به او زنگ بزند را پیدا میکند و با عنوان کردن مطالبی آبروی مریم را میبرد
    پسر مورد نظر ظاهرا از ارتباط قبلی مریم با نامزدش مطلع است و تهدید میکند که اگر
    مریم به او پاسخ مثبت ندهد آبروی او را بین همسایه و خانواده میبرد
    هرچه مریم اصرار دارد که برای هم مناسب نیستند پسر دست بردارد نیست
    و یک بار با راه انداختن دادو بیداد در محل مزاحم مریم شده و یکی از خواستگاران مریم را زده
    مریم از ترس رفتن آبرویش پیش والدین، و به دلیل فشارهای روحی و گیردادن ها پسر دیازپام و قرضهای مختلف مصرف کرده و یکبار رگ خود را زده که خوشبختانه اتفاقی نیفتاده
    تمام این مسائل از دید خانواده مریم پنهان بوده و پسر هم خانواده ای ندارد
    خانواده مریم، او را مقصر میدانند که پسر را به خودش وابسته کرده

    مریم بازهم به من گفته که تنهاراه خودکشی است
    راه حل شما چیست؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    لطفا مشكل خود را در تاپيك جداگانه مطرح كنيد تا مشاوران و دوستان كمكتون كنند و از نوشتن در تاپيكهاي ديگر اعضا خودداري

    كنيد 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    رویان جان این مسایل برای آقایون خیلی جدیه و بهتر بود در این مورد بهشون توضیح می دادید
    اما اینکه بکارتتونو از دست دادید و دروغ بردار نیست
    اما بهتره قبل از گفتن یه مقدمه چینی کنید و ازش قول بگیرید که بتونه با قضیه کنار بیاد و بهش اطمینان بدید که همه چی تموم شده و ایشون در زندگیتون هستید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='5234' dateline='1367250277'
    سلام
    رویان جان این مسایل برای آقایون خیلی جدیه و بهتر بود در این مورد بهشون توضیح می دادید
    اما اینکه بکارتتونو از دست دادید و دروغ بردار نیست
    اما بهتره قبل از گفتن یه مقدمه چینی کنید و ازش قول بگیرید که بتونه با قضیه کنار بیاد و بهش اطمینان بدید که همه چی تموم شده و ایشون در زندگیتون هستید




    من تمام گذشتم ناخاسته بوده و اصلا ادم هوس بازی نبودم.امشب جریان دوستی ها رو کامل گفتم(فقط دوستی)اما انگار بدتر شد و محکوم شدم.هرچی گفتم اخلاقه الان مهمه انگار فایده نداره.
    نمیدونم سعی کنم اروم شه یا بزارم جدا شه.چون میدونم اگه ازدواج کنیم فراموش نمیکنه و ذهنش درگیره که من با کی بودم و چه کاری کردم...
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    من اگه جای تو بودم
    تمامی آثار گذشته ام رو پاک میکردم
    و خالصانه توبه میکردم
    و خودم رو برای یه خواستگاری که هیچی ازم ندونه آماده میکردم

    ببین این آقا الان حتی اگه بگه برام مهم نیست
    بعدا چه تضمینی هست که گذشته ات رو به روت نیاره؟؟؟؟؟

    هر چند میدونم پسندیدی ایشون رو
    ولی اگه بیخیالش بشی و راه دیگه ای رو در پیش بگیری بهتره
    برای داشتن آینده ای بهتر شاید باید از یه سری موقعیتها گذشت

    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام رویا جان
    حالتو میفهمم چون منم یه همچین مشکلی دارم و نمیدونم چیکار کنم اما میدونم نباید بگی به طرف مقابل چون مطمئن باش هرچقدرم روشنفکر و منطقی باشه و دوستت داشته باشه براش قابل هضم نیست و بدون شک یه جایی توی زندگی به روت میاره این چیزارو پسرا برا خودشنو بد نمیدونن ولی برای دختر بد میدونن،من یه دوست داشتم که یه رابطه ساده قبل ازدواجش داشت و شوهرش در جریان بود نمیدونی الان توی زندگی تا هرچی میشه بهش میگه و به روش میاره با اینکه خودپسره هم همین روابط رو داشته میدونم خیلی برات سخته چون همه چیشم پسندیدی ولی بیشتر فکر کن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%86

    دوست عزیز به لینک بالا مراجعه کنید راهنمایی که در مورد ادوست عزیزمان مهتاب خانم کردم در مورد شما هم این راهنمایی ها صدق میکند پس دوباره برای شم توضیح نمیدم
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •