تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ارامش20
آخرین ارسال:alishojaee
پاسخ ها 45

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    اگر خواستی بگو تا دقیقا بهت بگم چرا همسرت از شما داره فرار می کنه ؟ چرا عذر خواهی های شما رو نمی پذیره ؟ و از همه مهمتر چرا تا الان چیزی در ارتباط با جدا شدن به شما نگفته ؟

    جواب اینها چی میتونه باشه مخصوصا اخرین سوال؟!

    قبل از اینکه جواب این سوال رو بهت بدم لازمه که کمی تو رو با ذهن انسان آشنا کنم .

    ذهن انسان رو دو تا عامل کنترل میکنه . اولین عامل مواردی هستند که در ذهن به عنوان موارد منفی و ناراحت کننده شناخته میشن و دومین عامل مواردی هستند که ذهن از اون ها خوششون می یاد و دوست داره بیشتر از اون داشته باشه . یعنی به بیان ساده تر انسان از چیزی که نسبت به اون احساس منفی داشته باشه ، فرار میکنه دقیقا مثل خودتون که از عذر خواهی کردن فرار میکنید و این رو خودتون هم نمی دونید و در مقابل وقتی ذهن انسان از چیزی خوشش بیاد با اشتیاق به سمت اون می ره باز هم مثل خود شما که با اشتیاق به سمت حل مشکلت داری حرکت می کنی که این رو هم هنوز به طور کامل متوجه نشدی .

    اما جواب سوالاتت :
    همسر شما در ابتدا فردی عاشق بوده و شما را با تمام خصوصیات خوب و بدتان دوست داشته و مسلما حاظر بوده که برای شما هر کاری انجام بده و این یعنی عشق . اما چرا حالا داره از شما فرار میکنه ؟
    به این علت که شما با شخصیت خیالی که از خودت درست کردی و محبت های یک کسی رو که عاشق شما بوده ، حاظر بوده برای شما هر کاری کنه رو ، پس زدید . کم کم ایشون از محبت کردن به شما احساسش تغییر کرده و در ذهنش به این طریق شکل گرفته که " اگر بهت محبت کنه ، بی محبتی تو رو می بینی و ناراحت میشه " . در این لحظه ذهن انسان به طور خودکار تصمیم می گیره که اگر می خوای ناراحتی نبینی پس باید محبت نکنی . و این روند هر بار ادامه داشته تا اینکه به جایی رسیده که دیگه از شما فرار می کنه و از محبت کردن به شما می ترسه . میترسه چون فکر می کنه که اگر به شما محبت کنه مجبوره دوباره رفتارهایی رو که دوست نداره از شما ببینه رو تحمل کنه به همین علت که مدام داره از شما فرار میکنه و این رو روی حساب دروغگویی به هیچ وجه نزارید .

    اما چرا تا الان با شما از جدایی حرفی نزده ؟
    جواب یک کلمه است :
    چون هنوز عاشق شماست و من به شما این رو تبریک می گم و همین طور به همسرتون واقعا افتخار میکنم .
    ویرایش توسط niloofarabi : 2016_09_11 در ساعت 13:01
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    میدونید اقای شجاعی فر قبلا هربار که اعتماد بنفس داشتم وجودم محکمتر بود و ناخوداگاه اطرافیانم بهم احترام بیشتری میزاشتن اینو تو رفتارشون میدیدم.درصورتی که من فقط این حس اعتماد بنفسمو تو وجودم داشتم بدون اینکه بخام به زبون بیارمش...


    احساس میکنم حتی وقتی که از دیگران دور بودم و این حسو تو وجودم داشتم بازهم تاثیرات خودشو داشت.به نظرتون درست میگم؟همچین چیزی میشه واقعا؟

    بله دقیقا ، اعتماد به نفس بزرگترین سرمایه یک انسانه . شما اگر حتی فردی باشی که اعتماد به نفس نداشته باشی ، باز هم با اینکه از دیگران دور هستی همواره داری پالس های منفی از ذهن خودت ساطع می کنی اما زمانی که اعتماد به نفس داری ، قدرت داری ، محکم و با اراده صحبت می کنی ، به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی از مشکلات گله و شکایت نمی کنی و همواره در حال تلاش برای رسیدن به موفقیت هستی و با ایمان گام برداری ، دیگران بخوان یا نخوان ؛ از شما دور باشن یه نزدیکتان باشند ، شما رو دوست داشته باشن یا نداشته باشن ، غریبه باشن یا آشنا ؛ در همه حال به شما توی دلشون افتخار می کنند و شما می تونی این احساس رو به راحتی در چهره هاشون ببینی همانطوری که خودت هم تا به حال اون رو تجربه کردی .

    می خوام چند نکته اساسی بهت بگم تا از همین حالا اعتماد به نفس رو وارد زندگی ات کنی :

    اول از همه خوش پوش و با حجاب صحیح باش . این دو عامل در کنار هم قدرت اعتماد به نفس شما رو چندین برابر میکنه .

    دوم از همه مشکلاتت رو درون خودت بریز و تا جایی که می تونی خودت اونها رو حل کن. و هرگز با انسانی که می دونی نمی تونه به شما کمک کنه درد و دل نکن . و اگر هم خواستی از کسی کمک بگیری ، محکم و با اراده کمک بگیری نه اینکه خودت رو ضعیف نشان بدی .

    سومین عامل ، با برنامه و با هدف زندگی کن . این عامل مهم ترین چیزی که به شما قدرت اعتماد به نفس میده . انسان بی هدف ، اگر همه دنیا رو هم داشته باشه باز فردی است که نمی تونه از زندگی اش لذت ببره و این یعنی اعتماد به نفس نداره . پس یک هدف بزرگ برای خودت انتخاب کن . در قدم بعدی اون رو به اهداف کوچکتر تقسیم کن و بعد برای رسیدن به اولین هدف کوچیک خودت برنامه ریزی کن و بلافاصله شروع کن .
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

  3. بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا.  سپاس شده توسط ارامش20

  4. ارسال:23#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    بارها وبارها پیامتونو میخونم خیلی کمک کنندست به من.احساس میکنم میتونم یه ادم نو بشم...واقعااا ممنون
    لازمه که به شما بگم ، من تا الان هیچ گاه توی زندگی ام به کسی امید واهی و دروغی ندادم و همین طور راهکار واهی و پوچ .

    پس مطمئن باشید که شخصیت شما را بهتر از خودتون ارزیابی کردم و می دونم که چه توانایی هایی دارید و چه قدر راحت می تونید با کمی تلاش به تمام چیزهایی که می خواهید برسید و این رو تاکید می کنم ، من بهش ایمان دارم که اگر تصمیم بگیری که زندگی ات رو و رفتارت ، اعتقاداتت و احساس و دیدگاهت رو عوض کنی به زودی در شرایطی زندگی خواهی کرد که هیچ گاه نمی تونی تصورش رو هم بکنی
    ویرایش توسط niloofarabi : 2016_09_11 در ساعت 13:02
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

  5. بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا.  سپاس شده توسط ارامش20

  6. ارسال:24#
    بله کاااملا حرفاتون درسته...کاملا!!
    بله ایشون چندبار خودشون بمن گفتن که بخاطر این ازت فرار میکنم که هربار میام پیشت ازم گله وشکایت میکنی.من هم گفتم بخاطر کاراییه که خودت مرتکب میشی و منم مجبورم...

    ایکاش این محبتو ازاول صادقانه داشتم.من فقط به این دلیل بهشون کم محبت میکردم ومغرور بودم که ایشون ازم رو نبینه و حساب ببره.اما انگار نتیجه عکس داد.



    ولی اقای شجاعی فر از یک چیز الان درحال حاضر میترسم.واونم اینه که با توجه به دعوای شدید و بحثی که تلفنی با پدر ایشون داشتم و کار ناشایستی که ازمن سرزد که من شب رفتم شهرشون همسرم فکر جدایی رو نکرده باشه.چون اگر احتمالا پدرش اینو ازش بخاد ب حرف اونا گوش میده من ازین موضوع میترسم ونگرانم که نکنه این چندروز که باهام هیچ تماسی نگرفتن نظرشون راجع به من عوض شده باشه...چون این اولین دعوا و جرو بحثمون از طرف من نبود خیلی جاها شکایت و گله داشتم و قهر باهمسرم...متاسفانه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:25#
    پس در قدم اول باید اعتماد بنفس پیدا کنم
    افکار منفی رو از خودم دور کنم
    هدف داشته باشم و خوشبین باشم
    اگر میشه برام موارد باقی رو تکمیل کنید
    .....

    بنظر شما چقدر طول میکشه برای من که پراز احساسات منفی بودم تا خودمو به یک فردی با افکار و اعتقادات واقعی نو تبدیل کنم و
    بعد اون بتونم هرچه زودتر با همسرم تماس داشته باشم و مشکلمو خودم حل کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:26#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    شما نیاز داری قبل از هر کاری یک خونه ت---- ذهنی اساسی انجام بدی ، خودت رو آزاد کنی از تمام احساس های منفی که دور و برت رو گرفته اند


    من به کمک نیاز دارم تا از همه افکار منفی رها بشم.یکباره نمیشه.لطفا کمک کنید

    لازمه که برای این کار اول از همه یاد بگیری ذهنت رو آروم کنی و برای اینکه ذهنت رو آروم کنی :

    یک آهنگ مدیتیشن دانلود کن
    در یک اتاق نیمه تاریک بشین / چند نفس عمیق بکش / و فقط روی تنفست تمرکز کن / و با هر دم و بازدم چند لحظه ی کوتاه نفست رو حبس کن و خیلی آرام اون رو بیرون بده و کم کم ذهنت خودت رو روی تنفست و بعد روی آهنگی که داری گوش می دی منتقل کن . و به هیچ چیز دیگه نیاز نیست فکر کنی . این کار رو حتما حتما چند دقیقه قبل از خواب انجام بده و بعد با خیال راحت بخواب .

    2 - یه دفتر باز کن :
    و این جمله رو تا زمانی که آروم نشدی بنویس : " من توانایی حل هر مشکلی رو دارم "

    3- این جمله رو هر روز بنویس ( هر چه قدر که دوست داری )
    من سرشار از قدرت و اعتماد به نفس و توانایی انجام هر کاری رو دارم

    4 - این جمله رو هم هر روز بنویس و با تمام وجوت به خودت افتخار کن و به تمام کسانی که می خواهند تو رو از تصمیمت منصرف کنند بگو .
    من عاشق همسرم هستم و برای بدست آوردن اون حاظرم هر کاری کنم

    از همین حالا با این اقدامات ، تغییر زندگی خودت رو شروع کن ، جملاتی که برات نوشتم چه شما و چه هر کس دیگه ای که ازش استفاده کنه می تونه در کمترین زمان ممکن شاهد تغییر زندگی اش باشه . این جملات ذهنت رو برای موفقیت برنامه ریزی می کنه و کم کم ایده هایی به ذهنت می رسه که با اجرای اونها تمام مشکلات زندگی ات حل خواهد شد
    ویرایش توسط niloofarabi : 2016_09_11 در ساعت 13:02
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

  9. بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا.  سپاس شده توسط ارامش20

  10. ارسال:27#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    پس در قدم اول باید اعتماد بنفس پیدا کنم
    افکار منفی رو از خودم دور کنم
    هدف داشته باشم و خوشبین باشم
    اگر میشه برام موارد باقی رو تکمیل کنید
    .....

    بنظر شما چقدر طول میکشه برای من که پراز احساسات منفی بودم تا خودمو به یک فردی با افکار و اعتقادات واقعی نو تبدیل کنم و
    بعد اون بتونم هرچه زودتر با همسرم تماس داشته باشم و مشکلمو خودم حل کنم؟

    هر زمان که این احساس به شما دست داد که افکار و رفتار شما عوض شده . به احساس خود اطمینان داشته باشید .
    این دو عامل رو به اون فوق العاده توجه کن ...

    اول اینکه برگرد و تمام صحبت هایی که با هم داشتیم رو دوباره مرور کن و تمام اقداماتی رو که بهت گفتم رو روی یک دفتر به صورت مرتب بنویس و برای اونها برنامه ریزی کن تا به جایی برسی که بتونی اون قرار مهم رو بزاری و بهش نشون بدی که یک آدم دیگه ای شدی .
    دومین مورد اینکه اگر اون ببینه که تو برای رسیدن به اون هر کاری می کنی خیلی سریع تر به سمتت می یاد . پس اگر زنگ زدی ولی مثل همیشه جواب داد بدون هنوز تو رو باور نکرده و هیچ تاکید می کنم هیچ علتی دیگه نداره و فقط اگر بتونی چهره خودت رو توی ذهنش عوض کنی مشکلت برای همیشه حل خواهد شد ؟
    اما چه طوری می تونی از خودت یک چهره زیبا در ذهنش بسازی ؟

    با انجام تمام اقداماتی که گفتم + خلاقیت خودت
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

  11. بعد از 4 سال عقد نمیدونم با زندگیم چکار کنم.واقعا تنها شدم...راهنمایی میخام لطفا.  سپاس شده توسط ارامش20

  12. ارسال:28#
    عااالیه عالی.من بهتون تبریک میگم اینبار.وباعث افتخارمنه که باهمچین انسانی صحبت میکنم.واقعا تحسین میکنم..

    چشم.احساس میکنم یه دریچه نو جلوی راهم باز شده منی که همه درهارو بسته میدیدم....من از پس اینکه افکارات غلطو دور بریزم برمیام.امیدوارم بعد اون هم عالی پیش بره و بتونم با همسرم ارتباط برقرار کنم

    اول باید یه دوش بگیرم و زیراب خودمو رها کم وبعد ذهنمو ازاد کنم...
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:29#
    نقل قول نوشته اصلی توسط alishojaee نمایش پست ها
    هر زمان که این احساس به شما دست داد که افکار و رفتار شما عوض شده . به احساس خود اطمینان داشته باشید .
    این دو عامل رو به اون فوق العاده توجه کن ...

    اول اینکه برگرد و تمام صحبت هایی که با هم داشتیم رو دوباره مرور کن و تمام اقداماتی رو که بهت گفتم رو روی یک دفتر به صورت مرتب بنویس و برای اونها برنامه ریزی کن تا به جایی برسی که بتونی اون قرار مهم رو بزاری و بهش نشون بدی که یک آدم دیگه ای شدی .
    دومین مورد اینکه اگر اون ببینه که تو برای رسیدن به اون هر کاری می کنی خیلی سریع تر به سمتت می یاد . پس اگر زنگ زدی ولی مثل همیشه جواب داد بدون هنوز تو رو باور نکرده و هیچ تاکید می کنم هیچ علتی دیگه نداره و فقط اگر بتونی چهره خودت رو توی ذهنش عوض کنی مشکلت برای همیشه حل خواهد شد ؟
    اما چه طوری می تونی از خودت یک چهره زیبا در ذهنش بسازی ؟

    با انجام تمام اقداماتی که گفتم + خلاقیت خودت






    منظورتون اینه دربالا که مثل همیشه جواب نداد دیگه درسته؟ چون معمولا تواینجور مواقع جواب نمیده.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:30#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارامش20 نمایش پست ها
    بله کاااملا حرفاتون درسته...کاملا!!
    بله ایشون چندبار خودشون بمن گفتن که بخاطر این ازت فرار میکنم که هربار میام پیشت ازم گله وشکایت میکنی.من هم گفتم بخاطر کاراییه که خودت مرتکب میشی و منم مجبورم...

    ایکاش این محبتو ازاول صادقانه داشتم.من فقط به این دلیل بهشون کم محبت میکردم ومغرور بودم که ایشون ازم رو نبینه و حساب ببره.اما انگار نتیجه عکس داد.



    ولی اقای شجاعی فر از یک چیز الان درحال حاضر میترسم.واونم اینه که با توجه به دعوای شدید و بحثی که تلفنی با پدر ایشون داشتم و کار ناشایستی که ازمن سرزد که من شب رفتم شهرشون همسرم فکر جدایی رو نکرده باشه.چون اگر احتمالا پدرش اینو ازش بخاد ب حرف اونا گوش میده من ازین موضوع میترسم ونگرانم که نکنه این چندروز که باهام هیچ تماسی نگرفتن نظرشون راجع به من عوض شده باشه...چون این اولین دعوا و جرو بحثمون از طرف من نبود خیلی جاها شکایت و گله داشتم و قهر باهمسرم...متاسفانه

    اول از همه لازمه که بهت بگم گذشته ، گذشته است و فقط کاری که باید انجام بدی عبرت بگیری و دیگه اون رو انجام ندی .

    و برای درست کردن مشکلتون با پدر ایشون ، می تونید زنگ بزنید و بهتر از اون حضوری به سراغش برید و در یک خلوت آرام به دور از هر عامل مزاحمی و خیلی محترمانه عذر خواهی کنید و به ایشون بگید که " من مشکلم رو فهمیدم و می خوام حلش کن و عاشق همسرم هستم و برای بدست آوردنش هر کاری حاظرم کنم . " و چند تا جمله این چنین پیدا کنید و از قبل حاظر کنید و اگر احیانا به شما بی محلی گذاشت و یا توهینی کرد اصلا ناراحت نشید و به روی خودتون نیارید و هرگز التماس هم نکنید که این کار بسیار اشتباهی است . شما اشتباه کردید و حالا هم متوجه اشتباهتون شدید .
    هدفتون باید در این جلسه تلفنی و از اون بهتر حضوری این باشه که بتونید یک درصد ( 1 % ) روی ذهن طرف مقابلتون تاثیر مثبت بزارید و به اون بفهمونید که قصد تشکیل یک زندگی عالی رو دارید و به کمک اون نیاز دارید .

    در این جلسه اگر اعتماد به نفس خودتون رو حفظ کنید حتما موفق از اون بیرون خواهی آمد

    دوستار شما - علی شجاعی فر
    لذت خوشبخت بودن بزرگترین لذت دنیاست . پس اگر این بار هم افتادید ، نا امید نشوید و باز هم

    امتحان کنید . هر بار که این کار را انجام دهید تجربه بیشتری به دست خواهید آورد . آن قدر ادامه

    دهید تا به نتیجه برسید.


    دوستار شما
    علی شجاعی فر - آکادمی موفقیت
    www.academymovafaghiat.com/landingpage
    کانال آکادمی موفقیت
    https://telegram.me/academymovafaghiat

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 08:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •