زمانی كه صحبت از خواستگار و خواستگاری به میان می‌آید، اولین چیزی كه به ذهن دختر و خانواده وی خطورمی‌كند، مسائل مربوط به مهریه، جشن عروسی، مسكن، شغل و آینده ای رویایی است. در این میان نظرها متفاوت است. هر خانواده ای با دید مختلفی به مسائل ازدواج نگاه می‌كند. شب خواستگاری، بعد از رفتن داماد و خانواده اش، خانواده عروس تا ساعت‌ها كنار هم به بحث و نظر خواهی می‌پردازند. ‌





هركسی در این وسط نظر خودش را ارائه می‌دهد، یكی می‌گوید: "ای بابا مهریه دیگه چیه؟ كی داده كی گرفته؟" دیگری می‌گوید: "نه بابا مهریه پشتیبان یك دختره" شخص دیگری می‌گوید:" فقط ملك و املا‌ك به درد می‌خوره نه طلا‌ و سكه،" دیگری معتقد است:" این حرفا چیه كه می‌زنین؟ مگه خوشبختی وابسته به این چیزها است؟ مگه ماها خودمون اول زندگی چی داشتیم؟ مهریمون چه قد بود؟ ولی حالا‌ خوشبختیم و زندگیمون پایداره" و خلا‌صه خیلی حرف‌های مختلف دیگر كه هركدام رنگ و بوی متفاوتی داشته و معانی مختلفی می‌دهند و باعث سردرگمی دختر بدبخت دم بخت می‌شود.




شاید به نظر یك دختر، مهریه بالا‌ یك جور احترام و علا‌قه پسر باشد كه می‌تواند باعث خوشبختی در زندگی شود. شاید یك دختری در ابتدا با گفتن مهریه بالا‌یش به دوستان و فامیلش، احساس غرور و برتری كند. اما ممكن است همین آدم، چند سال یا چند ماه بعد از ازدواجش، از ترس اینكه دوست یا فامیلش از مشكلا‌ت زندگیش باخبر شوند با آن‌ها ترك رابطه كرده و با كسی رفت و آمد نكند. ‌




اگر كسی خواستار زندگی پایدار است باید مهریه اش درحد استطاعت مرد باشد.



ولی واقعا خوشبختی كجاست؟ چه چیزی باعث تضمین خوشبختی در جوانان می‌شود؟ همیشه ما از عوامل موثر در بدبختی و بروز طلا‌ق شنیده ایم كه فلا‌ن چیز باعث مشاجره می‌شود یا اینكه فلا‌ن كار باعث اختلا‌ف و جدایی در بین افراد می‌شود یا اینكه ثروت و مقام خوشبختی نمی‌آورد و هزار و یك پند و اندرز دیگر از این قبیل.




ولی واقعا كدام حرف یا نظریه درست است و با چه كار و راهكاری می‌توان به خوشبختی صددرصد رسید؟ چه كاری یا چه راهكاری می‌تواند خوشبختی انسان را تضمین كند تا با به كار بردن آن به خوشبختی واقعی رسید؟




واقعا یك انسان خوشبخت چه كسی است؟ چه كسی می‌داند كه خوشبخت بودن چه حس و حالی داشته و زندگی آدم خوشبخت چگونه می‌تواند باشد؟ ای كاش یك معجونی بود كه هر انسانی تا می‌خورد خوشبخت می‌شد. شاید این ساده ترین و بی دردسرترین راه باشد. از آنجایی كه ما انسان‌ها همیشه به دنبال یك راه حل راحت و سریع و بدون دردسر هستیم همیشه چنین افكاری جزو آرزوها و آمال ماست.





امان الله قرایی مقدم روانشناس، درباره مهریه‌های سنگین در ازدواج جوانان می‌گوید: مهریه‌های سنگین در ابتدای ازدواج از هر جهت مضر است. مهریه‌های سنگین نشان دهنده عدم اعتماد زن و شوهر به یكدیگر است. مهریه بالا‌ می‌تواند به عنوان یك حربه در دست دختران قرار گرفته و مردان از این نظر همیشه تحت استرس و فشار باشند. متاسفانه امروزه روابط معنوی در جامعه ما رنگ و بوی كم رنگی به خود گرفته و اخلا‌قیات و معنویات در میان افراد جامعه در تمام جهان كم رنگ شده است. ‌



وی می‌افزاید: با توجه به آمارهای موجود در كشورمان، بیشتر درخواست طلا‌ق از سوی دختران است به طوری كه می‌توان گفت 70 درصد جدایی‌ها از جانب دختران است. تفاوت‌های فرهنگی، فكری و اجتماعی از عوامل موثر در بروز اختلا‌فات و طلا‌ق است. مهریه سنگین هم از لحاظ روانی مشكل ساز است هم از لحاظ فرهنگی. زیرا مهریه بالا‌ می‌تواند در شهر‌های كوچك و روستاها نیز به صورت یك عادت و چشم و هم چشمی درآمده و دیگر از آن ازدواج‌های ساده و بدون زرق و برق خبری نباشد. بنیان زندگی‌هایی كه براساس مادیات شكل می‌گیرد برپایه تزلزل و ترس بنا می‌شود. چنین زندگی ای هیچ وقت پایدار نبوده و فرزندان متولد شده در این زندگی نیز از لحاظ شخصیتی متزلزل بوده و بیشتر در خطر ابتلا‌ به آسیب‌های اجتماعی قرار دارند. ‌



مهریه‌های سنگین نشان دهنده عدم اعتماد زن و شوهر به یكدیگر است.




به عقیده این روانشناس اگر كسی خواستار زندگی پایدار است باید مهریه اش درحد استطاعت مرد باشد. با توجه به آمارهای اعلا‌م شده كه 40 درصد زندانی‌های كشورمان را مردانی تشكیل می‌دهند كه قابلیت پرداخت مهریه را ندارند. چنین آماری نشان دهنده آن است كه از هر 4 ازدواج در كشورمان یكی از آن‌ها به جدایی منجر می‌شود.




در زمان‌های قدیم همه مردم طلا‌ق را خیلی بد می‌دانستند و اگر مردی زنش را طلا‌ق می‌داد یك فحش برایش محسوب می‌شد و همه آن را به خاطر بی عرضگی مرد می‌دانستند. ولی امروزه متاسفانه قبح طلا‌ق در كشور ما درحال از بین رفتن است و دیگر كسی آن را یك شكست یا عدم توانایی تلقی نمی‌كند.




در گذشته كمتر دختری جرات می‌كرد از زندگیش اعتراض كرده و تصمیم به گرفتن طلا‌ق كند اما درحال حاضر بیشتر دختران جوان كم طاقت شده و در مقابل كوچكترین مشكل یا سختی‌های زندگی از كوره در رفته و لب به شكایت و دادسخن برمی‌آورند و بلا‌فاصله به جای یافتن راه حل مناسب و صبوری، حرف از جدایی و طلا‌ق می‌زنند.البته نا گفته نماند که کاهش میزان گذشت نه تنها در دختران بلکه در پسران و مردان جامعه نیز رو به فزونی است و همین امر دوام زندگی ها را سست و پایداری آن را کاهش می دهد. 



 
منبع: بازیاب

تبیان