تفاوت احساس گناه سالم و احساس گناه ناسالم

در روانشناسی غربی، معمولا کمتر در خصوص گناه با این معانی صحبت می­شود، و تلاش این روانشناسان و مشاوران، عمدتاً در جهت حذف هر گونه «احساس گناه» است، بدون اینکه تمایزی بین «احساس گناه سالم» و «احساس گناه مرضی و ناسالم» قائل شوند. در روانشناسی با نگاه اسلامی و دینی، بین احساس گناه سالم و احساس گناه مرضی و ناسالم، تمایز وجود دارد. بی­ تردید «احساس گناه» می­ تواند جنبه ­های «سالم» داشته باشد و البته در شرایط خاصی می­ تواند «بی­ فایده یا حتی مضر» باشد که نیاز به توضیح دارد.

یک شاخص مهم سلامت فرد، بروز احساس گناه در صورت عمل نکردن به هنجارهای اخلاقی است که می­ تواند محرک مناسبی برای رفتار اخلاقی محسوب شود و کارکردهای مفیدی برای بهداشت روان فرد به ­همراه داشته باشد.

اولین نکته، آگاهی فرد از اشتباه خود است. در مقابل، اگر فرد با غفلت و بی­ توجهی به خطای خود عمل کند و با مکانیزم­های دفاعی، رفتارش را فرافکنی یا توجیه کند، می­ توان گفت که به نوعی رفتار مرضی دچار شده است.

دومین تأثیر احساس گناه که پس از آگاهی از آن، حاصل می­ شود طلب آمرزش و بخشش از خداوند است[و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه (هود، 3)]. این حالت باعث می­ شود فرد، ارتباط گسترده ­تری با خداود برقرار کند و از عواطف مثبت در این باره، از جمله آرامش و خشنودی و امیدواری برخوردار شود. از این ­رو، گفته شده است خداوند توبه­ کننده را دوست دارد (بقره، 222).

سومین تأثیر، سعی فرد در جهت اصلاح رفتار و ابعاد روان خویش و تلاش برای مهار عواطف و رفتارها در آینده است.

چهارمین اثر، جبران مشکلات پدیدآمده در مورد خویشتن و دیگران است. به ­این­ ترتیب، نه­ فقط فرد مشکلات گذشته­ اش با دیگران را حل می­ کند، بلکه در آینده نیز رابطه خشنودکننده ­تری با دیگران خواهد داشت.

بی ­تردید بروز نکردن احساس گناه در فرد پس از اشتباه اخلاقی، فرد را از همه مزایای پیش­گفته محروم می­ کند و حتی او را در دام اشتباهات فزاینده می­ افکند. اینکه در متون اسلامی افراد را از ارتکاب گناه­ های کوچک بر حذر می­ دارند، به همین بی­ توجهی فرد به گناه و جبران نکردن آن باز می ­گردد.

قرآن، بروز احساس گناه با چنین کیفیتی را مقدمه ­ای برای اصلاح اعلام کرده[برای نمونه آیات زیر را می­توان شاهدی بر این امر دانست: مائده، 39؛ انعام، 54؛ طه، 82؛ نحل، 119] و به موارد آن اشاره کرده است. برای نمونه بروز احساس گناه در حضرت آدم (ع) و همسرش (اعراف، 23) پس از خوردن میوه ممنوعه و اخراج از بهشت، احساس گناه برادران یوسف، سال­ ها پس از انداختن او در چاه (یوسف، 91 و 97)، احساس حضرت موسی (ع) پس از برخورد نامناسبی که با یکی از قبطیان داشت (قصص، 16)، احساس گناه جادوگران دربار فرعون به علت مقابله جادوگرانه با پیامبر خدا (طه، 73؛ شعرا، 51)، احساس حضرت داود (ع) پس از قضاوتی عجولانه (ص، 25)، و احساس ملکه سبأ پس از آگاهی از شیوه نامناسبش در گذشته (نحل، 44)، در قرآن تصریح شده و همه این موارد را مقدمه­ ای برای اصلاح و رشد و کمال افراد اعلام کرده است.

اگر احساس گناه بدون ارتکاب اشتباه اخلاقی پدید آید، بی­ تردید مرضی و نابهنجار است. به ­نظر می­رسد برداشت بسیاری از افراد از احساس گناه مربوط به همین نوع آن باشد[برای نمونه، برداشت کتاب زندگی بدون احساس گناه به چنین موردی بازمی­گردد.]. افزون بر این، حتی اگر پس از ارتکاب اشتباه اخلاقی، فرد دچار احساس گناه شدید و افراطی شود، یا احساس او بیش از حد طولانی شود و سرزنش بسیاری را متوجه خود کند، یا احساس گناه به ناامیدی و رکود در فرد منجر شود، این احساس نابهنجار و برای سلامت روان مضر خواهد بود. افزون بر این چهار مورد، از متون اسلامی پنجمین مورد برداشت می­ شود و آن غفلت از اشتباهات و بروز احساس گناه در زمانی است که جبران اشتباه، نامقدور است.


منبع: شجاعی و حیدری، 1389؛ نظریه های انسان سالم، با نگرش به منابع اسلامی، صص 438-436.