تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آشنایی تلفنی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fateme karimi
آخرین ارسال:راهله
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

آشنایی تلفنی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    فاطمه جان من هم مثل شما یکی رو خیلی دوست داشتم نه تلفنی بلکه همیشه با هم بودیم و کلی خاطره از هم داشتیم اما مخالفت مادرم باعث شد همه چیز بهم بخوره و من موندم و کلی خاطره که داغونم میکردن اما چه میشه کرد زندگی ادامه داره و الان بعد دو سال تونستم فراموش کنم باورش برام سخت بود اما تونستم شما هم میتونی.

    خب چرا اینقدر زود از جدایی و فراموش کردن بگیم راه طولانی در پیش داری.خب بزارید خانوادتون برای تحقیق کردن برن سراغ دوستتون و خانوادشون اونوقت یا موافقت میکنن یا نمیکنن.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    مرسی هرچی خدا بخواد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    راهله آواتار ها
    سلام
    اگر همدیگر رو دیدین و پسندیدین و مقداری هم آشنایی نسبت به هم پیدا کردین اجازه بدین که بیاد خواستگاری 
    روی این حرفتون پافشاری کنید و سعی کنید کمتر صحبت تلفنی داشته باشید چون خانم ها با گوشهاشون عاشق میشند آقایون با چشم هاشون
    احتمال شک کردن وجود داره همانطور که شما نمیتونید صد در صد از ایشون مطمئن باشید
    به خصوص که دور از هم هستید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    سلام
    به نظر من اگه واقعا می خواهید بدونید که قصدش ازدواجه به ایشان بگویید :من میخوام رابطه منو وتو زیر نظر خانوادهامون باشه اشکالی نداره من تو رو به خانوادم معرفی کنم که خانوادم هم از رابطه ما مطلع باشن،ببینید چه جوابی خواهد داد؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    سلام امروزبهش گفتم که تادوماه دیگه یعنی نیمه شعبان باخونوادش بیادبرای آشنایی...اونم قبول کرد فقط مشکل اینجاست ک چطور به خونوادش بگه..آخه اوناهم به این رابطه ها اعتقادی ندارن...ماچطوربه خونوادمون بگیم بهتره؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    maryam.azadeh آواتار ها
    فاطمه جان
    من نظر خودمو می گم ولی تا زمانی که به شناخت کامل و قطعی نرسیدی و برات همه چیز صد در صد مسجل نشده و به تمایل صد در صد طرف مقابل نسبت به خودت مطمئن نشدی اصلا دلیلی نداره که بخواهی با خانواده خودت مطرح کنی.
    خودت تامل کن گلم واقعا چه دلیل عقلانی برای اینکار وجود داره؟ الان دنیا پیشرفت کرده و فرهنگ ها رشد کردن امروزه واقعا اینکارها بی منطق و بی معنی هستن.
    شما خودت مختار و تصمیم گیرنده اول و آخر هستی ولی مطرح کردن زودهنگام این موضوع که الان مساله شخصی شما به حساب میاد ممکنه به زیان رابطه شما دو نفر تموم بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    rahaii آواتار ها
    سلام فاطمه جان:

    كار بسيار خوبي كردين اما در مورد اينكه چطوري به خانواده هاتون بگين پيشنهاد من اين هست كه شما اگر امكانش رو

    دارين تو تهران نمايشگاه كتاب برگزار شده قرار بذارين و اونجا همديگرو ملاقات كنيد اينطوري ايشون ميتونند بگن تو نمايشگاه

    كتاب شما رو ديدن و پسنديدن ولي اگر امكانش رو ندارين ايشون ميتونند با دوستانشون سفري رو به شهر شما ترتيب بدن 

    و اين بهانه اي  ميشه براي معرفي شما به خانواده و اقدام به خواستگاري 
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    راهله آواتار ها
    سلام فاطمه خانم
    خیلی کار خوبی کردین 
    وقتی اومدن به شهر شما هر جا که بودن شما هم با یکی دو نفر از کسانی که از این رابطه خبر دارند برید اونجا مثلا اگر پارک یا ساحل دریا بودن بعد اونجا یجوری با خانوادشون صحبت کنید مثلا در مورد دریا هوا و.. 
    بعد دوست بشید و مهمون نوازی کنید دعوتشون کنید خونتون 
    خیلی راه ها هست سخت نگیرید
    شاد باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    سلام
     مریم جان نظر شما هم برای ما محترم هست ولی بهتر نیست که زیر نظر خانواده با هم رابطه داشته باشن نه تنها،اینطوری برای هر دوشون بهتره ،چه اشکالی داره اگه واقعا احساس کردن تفاهمی با هم ندارن زیر نظر خانواده باشه،باید تکلیف این دو تا جوون زودتر مشخص بشه،باید زودتر خانواده ها با هم آشنا بشن تا ببینن از نظر فرهنگی به هم میخورند یا خیر چه فایده ای داره اگه یک سال دیگه هم با هم باشن و  دلبستگی عاطفیشون بیشتر بشه بعد از چندسال خدایی نکرده بفهمن خانواده ها راضی نیستن.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    مرسی بابت راهنمایی..پیشنهادتون خوبه ولی نه برای من چون حدود6ماه پیش خواهربرادرام این موضوع روفهمیدن وبهشون گفتم ک همچی تموم شد..چیکاررررررر کنمممممم؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •