با سلام من حدود ده ساله که ازدواج کردم و چون ازدواجم کاملا سنتی بود بعد از عقد و ب مرور زمان متوجه شدم با همسرم و خانواده اش اختلاف فرهنگی زیادی دارم ک همین باعث مشکلات فروانی برای من شد تمام این سالها با جنگ اعصاب و مشکلات گذشت تا دو سال پیش بچه دار شدم و اختلاف و مشکلاتم با همسر و خانواده همسرم خیلی شدید شد طوری ک چند بار ب قصد جدایی و قهر ب منزل مادرم اومدم و هر بار خودم مجبور ب برگشتن ب منزل شدم مدتهاست ک حس میکنم هیچ کششی ب همسرم ندارم و فقط ب خاطر از دست ندادن پسرم دارم تحمل میکنم چون خودم بچه طلاقم و نمیخوام سرنوشت پسرم هم مثل من باشه انقدر درگیری با خانواده همسرم و خودش دارم ک فوقالعاده عصبی و تند و بد خلق شدم تحملم کم شده ضعف اعصاب دارم و انقدر این روزا خسته ام ک گاهی ب فرار یا خودکشی هم
فکر میکنم نمیدونم دیگه چیکار کنم همسرم اصلا درکم نمیکنه و مدام عیبهامو ب روم میاره ومن هیچ گونه آرامشی ندارم منو دیوونه خطاب میکنه و حتی حاضر نیست با من ب مشاوره بیاد واقعا ب کمک نیاز دارم چه کنم ب آرامش برسم