من ۲۱سالمه ویه دختر سه ساله دارم من و شوهرم با علاقه باهم ازدواج کردیم خیلی هم دیگرو دوس داشتیم و برای بهم رسیدن همه مشکلات کنار گذاشتیم واین زحمتا باعث شده بود اصلا به شوهرم شک نداشته باشم ولی پارسال شاهد رفتارای عجیب شوهرم میشدم گوشیشو پنهون میکرد ساعت یک به بعد میومد خونه اولاش دعوا شد که چرا اینکارارو میکنه ولی اون اصن انگار نه انگار اگه خونه هم بود کاری میکرد یه دعوا دیگه شروع میشد یه چند بار خواستم به گوشیش نگا کنم که گف به گوشیم دس نزن و دوس ندارم بهم شک کنی ودس پیشو گرفت منم برا یه مدتی دیگه ول کردم گفتم شاید خودش درس شه میگفتم از من سرد شده ولی هی به شکای خودم میگفتم امکان نداره به من خیانت کنه تا چند روز پیش اتفاقی گوشیش و کنارمن جا گذاشت برداشتم نگا کردم با چند تا دختر چت کرده خواستم به رو خودم نیارم که خودش فهمید موضوع رو پیش کشید که تو گوشیم چیزی دیدیو اونا زود گذرن تو واسه من مهمی اونا چیزی نیستن دوستی سادس و از این حرفا که حرصمو بیشتر دراورد ولی بخاطر دخترمون بهم قول داد که از این کارا نمیکنه منم چیزی نگفتم ولی بازم رفتارای قبلشو داره ولی من دیگه میترسم به گوشیش نگا کنم که نکنه بازم .چون دوسش دارم