با عرض سلام
خانم من حدود پنجاه روزه که قهر کرده و رفته خونه پدرش،تو این مدت فقط دوبار تونستم ببینمش باهاش صحبت کنم و چند بارم تلفنی
دوساله ازدواج کردیم،همسرم 25 و من 29 سالمه،تو این مدت درگیریهای زیادی داشتیم که الان وقتی بهشون فک میکنم میبینم اکثرن مقصر من بودم،خانمم تا بحال سه چهار بار قهر کرده و به خونه پدرش رفته خونه پدرش یه کوچه فاصله داره،بیشتر درگیریای ما هم بخاطر این بوده که من بهش میگفتم جایی میری فلان ساعت برو فلان ساعت برگرد،این باعث درگیری بوده،یا اینکه با خونوادش زیاد رفت و آمد نمیکردم،با فامیلاشون ،زنگ میزدن میگفتم نمیام ولی ،خانمم الان بهم میگه بهم توجه نمیکردی میگه ارزش نداشتم تو خونه،فقط کارم پخت و پز بوده و هیچ اهمیتی برات نداشتم،میگه هیچ وقت فکر نمیکردم اینطوری باشی،نمیدونستم میام سر خونه زندکی این حور میشی،میگه ازت نا امید شدم،من چند بار وسط دعواهامون حتی خانممو زدم و این باعث شده خیلی ناراحت بشه
الان رفته خونه پدرش میگه یا طلاق یا تا آخر عمر جدا زندگی میکنم،میگه مهریه و ... نمیخام هیچی نمیخام فقط طلاق
ولی من هنوز دوستش دارم،کارام از سر نادونی بوده،خانمم میگه تو از عمد منو ناراحت میکردی در حالی من بلد نبودم رفتار کردن با یه خانمو،چون نه دیده بودم و نشنیده نه دوسست دختر داشتم نه خاهر،من خیلی دلم میخاد برگرده ولی وقتی بیشتر نگاه میکنم میبینم هیچ راهی‌براش نزاشتم،مشاوره هم رفتم گفت باید خانمتم بیاد بهش گفتم برو مشاوره قبول نکرد گفت نمیزارم بقیه برای زندگیم نظر بدن
حالا من موندم و یه حال خراب ،،یه مرد داغون .این مدت که نبوده قدرشو میدونم،میبینم چقد خانم بوده و کارام ناراحتش کرده.
حالا میخام برش گردونم ولی هرچی میگم ،میگه نه!به قول خودش مرغش یه پا داره،خونوادشم میگن هرچی دخترمون بگه،پدرش که اصلا حرف نمیزنه باهام
قبلا هم یه بار ازدواج کرده،جدا شده پسره اذیتش میکرده
آخرین بار هفته پیش دیدمش امروز زنگ زدم ببینمش قبول نکرد ولی باهام حرف زد ،میگفت این زندگی از نظر من تمومه،گفتم فرصت بده گفت قبلا فرصت دادم ولی تو استفاده نکردی
همش میگه برو یه زن دیگه بگیر ،منو فراموش کن
من مهارت ارتباط با همسرو نمیدونستم،الان یه مقدار میدونم و میبینم چقد بد بودم براش
دوستان کمکم کنید چطور برش گردونم،نمیخام جدا بشیم