تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قفل کردن اعضا در هنگام ناراحتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:setareh_soheyl
آخرین ارسال:aram
پاسخ ها 8

قفل کردن اعضا در هنگام ناراحتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام خدمت تمامي عزیزان،
    خانمي هستم 28 ساله، 2 سال پيش در زماني که باردار بودم(استراحت نسبي برايم تجويز شده بود) به طور ناگهاني خبر فوت پدرم را (که بسیار به ایشان وابسته بودم)بهم دادند. همان موقع دست و پايم کرخت و زرد شد و در هم قفل کرد.دهانم کج شد.هق هق و ناله داشتم ولي گريه نبود. به سختي نفس مي کشيدم واحساس خفگی داشتم.با تجويز پزشک 4 روز آمپول هاي آرام بخش و شل کننده به بنده تزريق شد. الحمد لله از زايمان زودرس در امان ماندم. ولي استراحت مطلق را تجربه نمودم. و ناجوانمردانه از کارم هم به خاطر استراحت مطلق شدن ، اخراج شدم. ور در کل روزهای خیلی سخت ودردناکی را تجربه نمودم و هیچ گاه به من اجازه تخلیه احساساتم داده نشد. از 2 سال پيش تا به حال هر بار که در مجلس غم حاضر مي شوم يا گريه ام ميگيرد. دوباره همان حالت ها بهم دست مي دهند. در ضمن بعد از آزاد شدن عضلات، لرز مرا ميگيرد و بسيار خسته و کوفته مي شوم. و وجودم درد ميکند. خيلي از اين اتفاق خجالت ميکشم. وهنگامي که اين حال بهم دست مي دهد هيچ کاري از دستم بر نمي آيد. اطرافم را شلوغ ميکنند و ناشيانه برخورد ميکنند. مثلا ديروز دهانم را بستند که صدايم را نامحرم نشنود. حس کردم دارم خفه مي شوم. از شما پزشک محترم خواهشمندم علت؟ درمان؟ و درصورت نياز به چه پزشکي بايد مراجعه نمايم ؟و نحوه کمک اطرافيان را در آن لحظه برايم شرح دهيد. باتشکر فراوان ستاره
    پاسخ با نقل و قول

  2. قفل کردن اعضا در هنگام ناراحتی  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:2#
    سلام
    پس چرا هیچ کس به داد من نمی رسه!!!!
    راه حلی ، پیشنهادی، جوابی، لنگه کفشی !!!!
    آی مردم! من حالم بده!

    پاسخ با نقل و قول

  4. قفل کردن اعضا در هنگام ناراحتی  سپاس شده توسط A@92

  5. ارسال:3#
    سلام ستاره خانم
    به عنوان یکی از اعضای تالار همیاری ایرانیان حضورتون رو به جمعمون خوش آمد میگم. راستی روزتون هم مبارک.
    اینجا تالاره روانشناسیه، ولی من فکر نکنم مشکل شما مرتبط با تخصص های این تالار باشه و شما بهتره گذشته از اینکه به پزشک مراجعه میکنید(برید پیش یک پزشک عمومی تا شما رو راهنمایی کنه و متخصصی رو بهتون معرفی کنه) به سایت های پزشکی مراجعه کنید. به نظر بنده اونجا بهتر جواب میگیرید.
    البته این به این معنی نیست که دیگه اینجا نیاید ها، اگه بد برداشت کنید دیگه بی دیگه مجبور میشم یک همچین چیزی رو بهتون پیشکش کنم.
    باز هم تبریک و خوش آمدید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    پیش از آنکه خبر فوت پدرتون رو بشنوید، چنین مشکلی نداشتید؟

    قبلا در مواجهه با چنین موقعیتهایی چگونه برخورد می کردید؟

    گفتید که فرصت تخلیه شدن پس از فوت پدر رو به دست نیاوردید. در این باره مقداری بیشتر توضیح بدهید(مثلا آیا الان میتونید برای ایشون گریه کنید؟)

    آیا حضور در مجالس غم، خاطرات فوت پدرتون رو براتون به همراه داره؟

    شرایطی هست که در اون، حالاتِ خفیف تری از این مشکل رو بروز بدهید؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    باسلام و ضمن تشکر فراوان از اینکه بالاخره دیده شدم.
    آقا سامان از پاسخ شما متشکرم.بنده هیچ علاقه ای به مصرف دارو ندارم. چون خاطره وحشتناکی از تجویز اشتباه پزشک دارم به همین خاطر به پزشک مراجعه نمی کنم.
    با تشکر از شما جناب آقای عزیزی
    نه من پیش از فوت پدرم اصلا چنین مشکلی را نداشتم.
    برای مصیبت ائمه و  یا شهدا و... خیلی راحت اشک می ریختم و تخلیه می شدم. همانطور که قبلا  هم عرض نمودم در آن زمان بنده بارداری پرخطر داشتم وبعد از آن شیردهی، در نتیجه اطرافیان به بنده اجازه گریه نمی دادند.
     
    الان وقتی به یادم پدرم میافتم غم وسنگینی خیلی زیادی را در خودم احساس میکنم و نمیتوانم گریه کنم.بغض کهنه ای راه گلویم را می بندد.و ... خلاصه مثل سابق نیستم. در نتیجه نمیخواهم باور کنم که دیگر پدر ندارم
     
    بله شرکت در مراسم غم ، مرا به یاد پدرم می اندازد. گویی خودم در سر صحنه آن جنایت(قتل پدرم) حاضر بوده ام.البته ما هنوز حق پدر را که اثبات شهادتشان بود را نتوانسته ایم بگیریم. وهمین غم ما را چند برابر میکند.
     
    در دومین سالگرد که همین چند روز پیش بود کمی خفیف تر از دفعات قبل بود.
     
    در ضمن بسیار از شما عزیزان متشکرم که پاسخ بنده را دادید
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    نخستین کاری که باید انجام بدهید، اینه که از حالت انکارِ فوت پدر خارج بشید. درواقع این انکار مرگ پدرتون، زمانش از حد معمول طولانی تر شده و حالت شوک هنوز در شما وجود داره. پس نخستین کاری که میتونه به شما کمک کنه اینه که با این مساله مواجه بشید تا بتونید با گریه کردن و تخلیه هیجانی، از این مرحله عبور کنید.

    زمانی رو معین کنید و با خودتون خلوت کنید. میتونید بر سر مزار پدر حاضر بشید و سعی کنید گریه کنید و خودتون رو تخلیه کنید. حتی اگر زمانش طولانی شد، یا نیاز بود چند بار مراجعه کنید تا گریه تون بگیره. اینکه شما بتونید هیجان طبیعی و سالم گریه کردن برای پدرتون رو انجام بدید، میتونه اولین گام برای مواجهه درست با موقعیتهای اینچنینی باشه. ابتدا این کار رو با تمرین انجام بدید(تلاشتون رو بکنید).
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    باسلام
    چشم! ان شا الله شروع میکنم. اولین قدم رو تا راهنمایی های بعدی تون.
    توکل به خدا
    اجرتون با حضرت زهرا(س)
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    aram آواتار ها
    خانم ستاره سهیل عزیز همانطوری که دکتر عزیزی هم گقتن تخلیه در مواقع عزاداری خیلی مهمه و در کل فلسفه تعزیه هم همینه که این تخلیه صورت بگیره و اطرافیان شما هم کار بسیار اشتباهی کردن که اجازه گریه رو به شما ندادن. شما باز سعی کنین که گریه کنین. یک روش درمانی هم در هومیوپاتی برای این حالات وجود داره اگه در دسترس بودین من حتما دارو به شما می دادم که بعد از استفاده از آن دارو فردی که دچار این حالت بعد از غصه می شه کاملا باز شده و تخلیه می شه اگه به هومیوپات دسترسی دارین توصیه می کنم که حتما مراجعه کرده و دارو بگیرین.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •