تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بزرگترین تصمیم زندگی ام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aram-75
آخرین ارسال:hedie72
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

بزرگترین تصمیم زندگی ام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'star12' pid='5863' dateline='1367689609'
    دقیقا میفهمم چی میگی آرام جان.
    منم وقتی از مامانم خواستم بریم مشاور گفت خودش یه پا مشاوره و شروع کرد به حرف زدن.
    خوب عزیزم بالاخره باید یه کار کنی. خوب چرا با مامانت حرف نمیزنی؟حرف زدم مامانم هم نمیدونه چیکار کنه میدونه حق با منه میگه هر دوتون لجبازین
    از مامانت بخواه با بابات حرف بزنه.

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    star12 آواتار ها
    مامانا بلدن چه جوری باباهارو آروم کنن و باهاشون حرف بزنن.
    ولی خوب منم نمیتونم با بابام حرف بزنم چون همیشه تبدیل به بحث میشه واسه همینم وقتی بابام چیزی میگه سکوت میکنم خودش اروم میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    اما بابای من آروم نمیشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    محیا مودت آواتار ها
    بهتره فعلا تصمیم عجولانه نگیری که بدتر از الان زندگیتو میبازی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    ممنون از همکاری سایر دوستان عزیز

    آرام جان شما الان تو سنی هستی که ممکنه با یه تصمیم احساسی در آینده پشیمون بشی وبه اون زندگی که هدفت هست نرسی،پس بهتره ازدواج رو ابزاری برای رفع مشکلات خانوادگیت قرار ندی چون این راه تنها پاک کردن صورت مسله هسش و شما در نهایت به آرامش در زندگی نخواهید رسید پس عزیزم بجای این تصمیم عجولانه با منطق تصمیم بگیر و سعی کن این مشکل رو برطرف کنی نه یه مشکل به مشکل قبلت اضافه کنی

    آرام جان راه حل پیشنهادی بنده اینه که مواقعی که پدرتون میخواد باشما سرمسله ای صحبت کنه سعی کنید بیشتر سکوت کنید و بانظرات مخالف ایشون رو تحریک نکنید؛یقین داشته باشید با سکوت شما نه تنها اتفاقی نمیفته بلکه رابطتون ممنکنه خیلی خوب بشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    آفرین به دوستای کاربر ماشااله همتون دارید مشاور میشینا

    دوست عزیز شما برای فرار از مشکلات نمیتونید آینده خودتون و یه بنده ی خدارو که قراره همسرت بشه خراب کنید
    نمیتونی صورت مسئله رو پاک کنی که شما با پدرت مشکل داری باید ببینی ریشه ی مشکلاتت چیه حتی شده صادقانه بشینی و دعوت به آرامش و بحثش کنی بهتره حتی بهش بگو من میخوام به خاطر این مسایل آیندمو خراب کنم؟آیا راضی میشی ازدواج کنم؟ بدون هیچ حس و تمایلی؟
    به نظرت مشکلاتت تموم میشه بدتر میشه بیشتر میشه و حادتر
    ایشون پدر شما هستن و هیچ کس به اندازه پدر فرزندشو دوس نداره و اگر هم انتقادیا دلخوری هم دارن به خاطر یک سری مسایل هست
    به نظر من یک روز از مادرت بخواه شما دوتا رو تنها بذاره و خیلی صمیمی و مودب برو کنارش و باهاش حرف بزن و حرف های دلت با داد فریاد درست نمیشه سعی کن بحثو کنترل کنی ازش عذر خواهی کنی
    و در نهایت به قول معروف آتش بس

    موفق میشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام. من تازه عضو این سایت شدم "delkhaste ". به یه مشاور نیاز دارم واسه ازدواج... که خصوصی با خودشون مشاوره کنم.

    لطفا کمکم کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    محیا مودت آواتار ها
    دل خسته جان باید برا خودتون تاپیک ایجاد کنید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    عزیز بنظر من حتما برو پیش مشاور و حرفاتو بزن و راهنمایی بگیر البته نه فقط یک یا دو جلسه.بیشتر.باید بگم ازدواج از طریق فرار از خانه یعنی دور شدن سم هست و با پای خودت از چاله میری درون چاه.کلا این وید که من بهترین کاره ازدواج برای مشکلی که الان دارم کاملا غلط هست.راه حل این نیست.همه ما با خوانواده مشکل داریم کلی باید از راه درست وارد بشید.سعی کن وقتی میبینی پورت داره جر و بحث و شروع میکنه خیلی اروم از اون محیط بری بیرون .بعد تز مدتی وقتی دیدند که شما اینکارو پیکنی خودشون با شما ملایمتر مبشن.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام 

    اگر امکان مشاوره برات هیچ رقم فراهم نیست چندتا پیشنهاد دارم امتحان کنی بد نیست:

    اول اینکه سنت برای ازدواج مناسب نیست پس الان فکرشو نکن چون حداکثر بخوای 4-5 سال دیگه پیش پدرت بمونی ولی اگه خدای نکرده همسرت فرد مناسبی نباشه یا باید تمام بقیه عمرتو عذاب بکشی یا شکست خورده برگردی پیش پدرت که احتمالا مشکلت جدیتر میشه

    اولین پیشنهادم اینه که یک مدت سعی کن کمتر جلوی دید پدرت باشی (داخل خونه نه اینکه از خونه بزنی بیرون چون خودش دلیل دعوا میشه)

    تمام سعیتو بکن دانشگاه قبول بشی چون چند مزیت داره:
    اول اینکه کمک میکنه از پدرت فاصله بگیری وتنش کمتر بشه
    دوم اینکه فرصتهای معقولتری برای ازدواجت پیش میاد و اونوقت دیگه به سن مناسبتری برای ازدواج رسیدی
    سوم هم اینکه فرصت شغلی پیدا میکنی و استقلال مالی و موقعیت تحصیلیت شاید نگاه پدرتو عوض کنه

    یک پیشنهاد دیگه هم دارم اگر اختلافتون خیلی جدی و روی مسائل حساس نیست حداقل تو 5 تا 10 مورد پشت سر هم سعی کن با پدرت همکاری کنی و حرفشو تایید کنی ( میدونم گاهی خیلی سخت میشه مخصوصا اگر حرف زور باشه !!) به پدرت احترام بیشتر بگذاری هر کدومتون که به خونه وارد میشید بهش سلام کنی ( حتی اگر قهر بودید و جواب نداد مهم نیست) ببین نتیجش چی میشه برامون تعریف کن

    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •