تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قطع رابطه قبلی و شروع رابطه جدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Mehrane Ahmadi
آخرین ارسال:soma
پاسخ ها 28

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

قطع رابطه قبلی و شروع رابطه جدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.خسته نباشین.من یه دختر 19 ساله ام. از 3 ساله پیش با پسری که ابراز علاقه شدیدی بهم می کرد دوست شدم البته محل زندگیمون تو دو تا شهر دور از هم بود 2-3 ماه پیش فهمیدم که از 1ساله پیش با 1دختر دیگه ام دوست بوده. من واقعا به اون پسر اعتماد داشتم. با فهمیدن این قضیه زندگی من بهم ریخت. نسبت به همه چیز بد بین شدم. تحمل تنهایی واقعا برام سخت بود و اصلا صبور نیستم. واسه فرار از تنهایی و احساس علاقه ای که به یه پسر دیگه پیدا کردم به پیشنهاد دوستیش جواب مثبت دادم و الان 1ماهه که باهاش دوستم. اعتماد کردن به این یکی بعد اون اتفاق تلخ واقعا سخت بود. ولی از هرکسی راجع به این پسر تحقیق کردم ازش تعریف شنیدم و همه گفتن پسر خوبو درستو پاکیه. از نظر کار و خانواده و تحصیلات و وضع مادی و وضع ظاهری همه چیز هایی که من میخوام رو داره. میگه من بهترین دوستشم و خیلی دوسم داره ولی رفتارش این رو نشون نمیده. اخه اون پسری که قبلا باهاش دوست بودم خیلی اهل منت کشیدنو قربون صدقه رفتن بود و خیلی بم پیله میکرد که دائم اس ام اس بازی کنیم و حرف بزنیم. ولی این پسر اصلا اینجوری نیست. تا زنگ نزنم زنگ نمیزنه. تا اس ندم اس نمیده. خیلی کم قربون صدقه میره. بهشم میگم چرا به من زنگ نمیزنی میگه فکر میکنم شاید نتونی حرف بزنی. این چیزا خیلی اذیتم میکنه، نمیدونم اخلاقش اینجوریه یا منو دوست نداره.البته بنده خدا دائم از صبح یا سر کاره یا دانشگاه. شبا هم خسته هست و زود میخوابه. این کاراش باعث میشه حس کنم دوسم نداره.من خیلی ساده و بی تجربه ام و به این اقا خیلی وابسته شدم و دوسش دارم. نمیخوام دوباره شکست بخورم لطفا کمکم کنید. البته اینم بگم با تعریفایی که ازش شنیدم و شناختی که روش دارم اهل دختر بازی نیست. بازم با این وجود موندم که دوسم داره یا بخاطر دلیله دیگه ای باهام دوست شده. قرارمونم از اول این بوده که با هم باشیم ببینیم به درد هم میخوریم یا نه. و به هم دل نبندیم تا یه مدت. اگه به درد هم خوردیم بعد در مورد ازدواج حرف بزنیم. چون تو اطرافیانمون خیلی طلاق وجود داره. نمیخوایم مثل اونا بشیم. البته یه جوریا مطمئنم که دوسم داره ولی از این رفتارش زجر میکشم. ممنون میشم از راهنماییتون...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    شما با شکستی که دفعه اول خوردید،اصلا نباید دوباره با کسی دوست میشدید،شما از کجا میدونید این پسر هم اهل رابطه با دختران دیگر نیست،مگه بعد ار سه سال دوستی با آن پسر قبلی و هدر شدن علاقه واحساساتتون فکر میکردید که با شما چنین کاری رو بکنه بعد از سه سال به راحتی شما رو کنار بذاره و با دختره دیگه ای دوست بشه از نظر من دوستی دختر وپسر به هیچ جایی نمیرسه جز شکست چه قبل از ازدواج وچه بعد از آن مگر اینکه زیر نظر خانواده باشه وخانواده ها از این قضیه مطلع باشن اگر اینطور شد پسر نمیتونه پاشو از گلیم خودش اونور تر بذاره وبه راحتی رابطه اش رو قطع کنه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون از راهنماییتون. نظر دوستمم این هست که برای آشنایی باهاش دوست باش ولی بهش دل نبند ولی واقعا از محالاته...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    خانواده شما چیزی میدونن چه از را بطه قبلیتون ویا از این دوستی جدیدتون؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نظر مامانمو در مورد خانوادشون پرسیدم و بهشون گفتم که این اقا بهم پیشنهاد دوستی دادن ولی من قبول نکردم. مامانم خانوادشونو قبول داره. چون از هر نظر خونواده ی خوبی هستن. ولی از ترس ابرو ریزی میگه باهاش دوست نشو ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    تحصیلاتتون چیه؟ اون آقاچند سالشونه و تحصیلاتشون؟ چند وقته با هم آشنا شدین؟ آیا خانواده ی اون آقا خبر دارن؟ هدفتون چیه؟دوستی، ازدواج یا لجبازی با دوست قبلیتون؟ فکر میکنید در نتیجه ی دوستی با این آقا احساس تنهاییتون از بین رفته یا همیشه باید نگران باشید که این آقا آیا واقعا شما رو دوست دارن یا نه و.....
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من پشت کنکوریم. اون اقا هم کارشناسی میخونن و 21 سالشونه. ما همسایه هستیم و چند ساله همو میشناسیم. ولی تازه 1ماهه که باهاشون دوست شدم. نه من نمیخوام به هیچ وجه خانواده ی ایشون در جریان باشن . مادرشون مدیر مدرسه و فرهنگی هستن. خانوم خوبی هستن ولی با دوستی دختر و پسر کلا مخالفن. واسه همین نمیخوام در جریان باشن. هدفمون یه دوستیه سادست که اگه دیدیم به هم می خوریم به ازدواج فکر کنیم. من ایشون رو دوست دارم ایشون هم ابراز می کنن که دوسم دارن. دقیقا دائم نگرانم که نکنه دوسم نداشته باشه. در صورتی که مطمئنم داره. ولی ناراحتیه من همین خونسرد بودنشه. این که بم زنگ نمیزنه.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    شما چند تا خواهر و برادر دارید؟ رابطه تون با آنها چطوره؟ رابطه تون باپدر و مادرتون چطوره؟ من درکتون میکنم که شما براتون سخت بوده که پسری رو که اینقدر دوست داشتین بهتون خیانت کرده و باعث ناراحتیتون شده، شما چه جور میتونید مطمئن شید که این پسر مثل اون قبلی نباشه؟ آیا شما فکر می کنید که هدف پسرها از این رابطه ها چیست؟آیا شما فکر میکنید از طریق این دوستی که خانواده ها هم اطلاعی از آن ندارند و کاملا احساسیه میتونید کاملا با خصوصیات هم آشنا شید؟آیا به نظرتون شما خود واقعیتون رو بهشون نشون میدین و برعکس اونم خود واقعیشو نشون میده؟ آیا پسری که مادرش اینقدر با اینجور رابطه ها مخالف هستند اجازه می دهد که با دختری که از این طریق آشنا شدن، ازدواج کنند؟ حالا گیریم که ازدواج هم کنند آیا با عاقبت این ازدواج هایی که از طریق ایندوستی ها بوده آشنا هستین؟  
    پیروز باشید
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    من 2تا برادر دارم و تک دخترم. برادرام که هر کدوم در گیر زندگی خودشون هستن. رابطم با مامانم خیلی خوبه ولی نمیتونم احساساتمو بهش بگم.
    فک نمیکنم مثل قبلی باشه بخاطر این که من خودم از بچگی هر روز این اقا رو محل کارش می دیدم ولی کوچکترین نگاه بد یا خطایی ازشون ندیدم و از هر کسی هم که تحقیق کردم گفتن اهل دختر بازی نیست.  هدف اون از این رابطه اینه که بدون در نظر گرفتن احساسات همو بشناسیم. خیلی اصرار داره که باید دوست داشتنمونو کنترل کنیم. آخه اگه دوست هم نباشیم چجوری میشه فهمید به درد هم می خوریم یا نه؟ آخه خانواده ها زیاد موافق نیستن قبل عقد نامزد باشیم. تو چند جلسه خواستگاریم نمیشه به شناخت درستی رسید.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    شما گفتین که نه تماس میگیرن و نه پیام میدن، پس چه جور میخوان باهاتون بیشتر آشنا شن؟شما فکر نمیکنید اون چند ماهی رو که از عمرتون به خاطر رابطه با اون آقا بی هدف گذشت، حداقل باید یه تجربه ای ازش میگرفتین که دیگه اینجور به آقایون اعتماد نکنید؟ اون آقای قبلی هم به نظرتون طوری صحبت نمیکردن که انگار میخوان با شما ازدواج کنند؟ باز هم تصمیم نهایی رو شما میگیرید، فقط من میخواستم بگم که این جوانیتون دوباره برنمیگرده و شما تا میتونید باید بهترین استفاده را ازش بکنیدو از همه ی کارها و افراد هم یک درس و تجربه ا ی بگیرین و بدونید که اون آقا شاید داره شما رو امتحان میکنه ، مخصوصا که تو این زمونه که نمیشه به هیچ کس اعتماد کرد، هر چقدر شما سنگین تر باشید و سعی کنید که موفقیت هاتون رو بیشتر کنید، احتمال این که اون .اقا با شما ازدواج کنند بیشتره.

    پس بهتره بهشون بگید که من اهل این دوستی ها نیستم و اگر واقعا قصد آشنایی برای ازدواج دارین بهتره به طور رسمی اقدام کنید.

    پیروز باشید
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •