تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mohammad2012
آخرین ارسال:ساشا.ک
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

وسواس فکری دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت دوستان عزیز                                                                                                                                                               مدتیه یعنی بعد از ازدواجم و خصوصا دوره اخیر به شدت وسواس فکری در مورد آینده زندگی عذابم میده تا جایی که برای رهایی از این افکار فال حافظ میگیرم و وقتی فالم بد باشه خیلی عصبی میشم و حتی با همسرم دعوا ممکنه بکنم چون فک میکنم اون کس دیگه رو دوست داره..( توی فالم نوشته بود ) همش توی این وسواس هستم و حتی به طلاق و جدا شدن ازش فکر میکنم چون حس میکنم اینده نداریم باهم. از کاراش عصبی میشم از لجبازی هاش و نمیتونم از فکرش خارج بشم همش افکار منفی میاد سراغم / هزار تا اتفاق خوب بیفته نمی بینم ولی یه اتفاق بد رو خیلی روش مانور میدم. واقعا خسته شدم از دست خودم و از دست این زندگی مشترکم.یه توضیح هم بدم در باره ازدواجم که 25 سالمه و خانمم 21 سال 8 ماهه عقد کردیم و هنوزم عقدیم من و ایشون هر دو دانشجو هستیم و البته فامیل . تو این 8 ماه دو سه بار تا نزدیک طلاق رفتیم و برگشتیم و  تنش داشتیم که تازگی یعنی بعد از عید یکم بهتر شده ولی خانمم هنوز لجبازی و یکدندگی میکنه باهام بهم میگه خیلی دوستت دارم ولی حرفم رو گوش نمیده. مدتی قبل بهم گفت سیگار کشیده در حالی که بهش گفته بودم سمتش نره ولی اصلا گوش نداد. قسمم داده به مادرش نگم ولی میترسم دوباره بره سراغش لطفا در این مورد هم راهنماییم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محیا مودت آواتار ها
    بی خیال فال حافظ بشید لطفا
    چون  درست در نمیاد
    و اما در مورد بقیه چیزا نمیدونم چی بگم  بهتره مشاورا راهنماییتون کنن
    ولی حافظو واقعا گفتم اکثرن درست در نمیاد.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محیا مودت' pid='6149' dateline='1367925191'
    بی خیال فال حافظ بشید لطفا
    چون  درست در نمیاد
    و اما در مورد بقیه چیزا نمیدونم چی بگم  بهتره مشاورا راهنماییتون کنن
    ولی حافظو واقعا گفتم اکثرن درست در نمیاد.

    ولی واسه من خیلی وقتا درست درومده .. تا چند روز پیش خوب میومد فال هام ولی دیروز کلا حافظ باهامون بد شده بود. مشکلم فال نیست مشکلم وسواس فکریه که همش فک میکنم یه مشکلی توی زندگیمون پیش میاد و قراره چند سال دیگه جدا بشیم.. همش به خودم میگم خوب الان جدا شیم بهتره تا چند سال بعد . البته یه رفتارایی هم میبینم ازش که اینطوری میگم رو هوا هم نمیگم...

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام آیا به جز اینکه توی فال نوشته بوده به شما علاقه مند نیست دلیل دیگه ای دارید؟مثلا سردی و بی عاطفیگی ارتباط با شخص دیگری حتی اگر قبل از ازدواج باشه و برای شما تعریف کرده باشه؟این فکر که اون به شما خیانت میکنه چه وقتایی بیشتر توی ذهنتون میاد و
    آیا تلاشی میکنید که این فکر رو از ذهنتون بیرون کنید و نشه؟در ضمن از شما خواهشمندم به خودتون برچسب نزنید ممکنه مشکل از هرجایی ناشی بشه و اینکه فقط یه فکر تو ذهنتون هست وسواس نیست.....
    آیا همسرتون هم چنین تجربه هایی دارند؟چون گفتید بعد از ازدواج این مشکل پیش اومده
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام وقت شما بخیر

    اول در مورد حافظ
    گاهی اوقات ما انسانها دوست داریم از آینده و از غیب خبر دار بشیم و دست همه برامون رو بشه ، و چون برای رسیدن به این هدف راهی نداریم ، دست به دامان فال ها و رمالی ها میشیم که گاهی اوقات از سندیت کارمون بی اطلاعیم.
    دوست عزیز ، حضرت حافظ شخص عارفی بوده و غزلیاتش هم غزلیات عرفانی هستن ، تفسیر این غزلیات هم کار اساتید فن عرفان هست نه دکترای ادبیات که این اشعار رو با امیال دنیوی مخلوط کردن ؛ پس لطفا اشعار حافظ رو به دید ظاهر برای خودتون قبول نکنید و این تفاسیر هم نپذیرید.

    اما در مورد وسواس فکری که برایتون اتفاق می افته.
    این مطلب ریشه های زیادی ممکنه داشته باشه اما قبل از هر گونه تفسیر چند تا سوال.

    (شرط مشاوره موفق صداقت هست ، پس لطفا با صداقت جواب بدین ، اینجا کسی شما رو متهم نخواهد کرد)

    شما در دوران مجردی شکست عاطفی تجربه کردید ؟؟؟
    در نهاد خانواده فشار های روانی خاصی رو تحمل نکردین ؟؟؟
    تا به حال شده که شخصی در حق شما خیانت کنه ، شخصی که خیلی بهش اعتماد داشتین؟؟؟
    چطور شد که همسرتون رو برای ازدواج انتخاب کردین؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'sina' pid='7854' dateline='1369082506'
    سلام وقت شما بخیر

    اول در مورد حافظ
    گاهی اوقات ما انسانها دوست داریم از آینده و از غیب خبر دار بشیم و دست همه برامون رو بشه ، و چون برای رسیدن به این هدف راهی نداریم ، دست به دامان فال ها و رمالی ها میشیم که گاهی اوقات از سندیت کارمون بی اطلاعیم.
    دوست عزیز ، حضرت حافظ شخص عارفی بوده و غزلیاتش هم غزلیات عرفانی هستن ، تفسیر این غزلیات هم کار اساتید فن عرفان هست نه دکترای ادبیات که این اشعار رو با امیال دنیوی مخلوط کردن ؛ پس لطفا اشعار حافظ رو به دید ظاهر برای خودتون قبول نکنید و این تفاسیر هم نپذیرید.

    اما در مورد وسواس فکری که برایتون اتفاق می افته.
    این مطلب ریشه های زیادی ممکنه داشته باشه اما قبل از هر گونه تفسیر چند تا سوال.

    (شرط مشاوره موفق صداقت هست ، پس لطفا با صداقت جواب بدین ، اینجا کسی شما رو متهم نخواهد کرد)

    شما در دوران مجردی شکست عاطفی تجربه کردید ؟؟؟
    در نهاد خانواده فشار های روانی خاصی رو تحمل نکردین ؟؟؟
    تا به حال شده که شخصی در حق شما خیانت کنه ، شخصی که خیلی بهش اعتماد داشتین؟؟؟
    چطور شد که همسرتون رو برای ازدواج انتخاب کردین؟؟؟

    --------------------------------------------------------------------------------------
    دوران مجردی شکست عشقی شدید نخوردم ولی یک بار خواستگاری کردم از کسی که جواب رد داد و چند روزی ناراحت بودم و تموم شد.
    در خانواده واقعا فشار روانی روم زیاد بوده همیشه و خیلی احساس کمبود میکردم توی چند زمینه از جمله مالی( با اینکه اوضاعم بد نیست ولی راضی نیستم)، و حتی کمبود احساسی چون اختلاف سنیم با پدر و مادر حدود 40 سال بود. 
    کسی به من خیانت تا الان نکرده و به هر دوستی اعتماد کردم و به هر کسی که اطمینان کردم واقعا خوب بوده و بدی ازش ندیدم زیاد
    همسرم فامیلمونه یعنی در واقع نوه عموم میشه که تقریبا بهم پیشنهاد شد و منم قبول کردم و اونم همین وضعیت رو داشته . 
    حقیقتش خانمم یکمی افکارش به قول معروف روشنفکر انه است و اینکه از وقتی یه بار بهم گفت قبل ازدواج از یکی از پسرای فامیل خوشش میومده ولی البته الان میگه تورو واقعا دوست دارم و تو ازون خیلی بهتری و .... ولی شاید همینم دلیل میشه...
    نکته دیگه اینکه چند وقت پیش واقعا بین دو راهی طلاق و ادامه مونده بودیم  حتی تا پای طلاق هم رفتیم و اون موقع خواهرم برام استخاره گرفت از قم که گفته بود خوب نیست و منم گفتم هر چی خدا بخواد و توکل به خودش کردم و واقعا خودش برگشت سمتم من رهاش کردم و حتی گوشیمم خاموش کردم ولی با کلی التماس برگشت و ازم خواست که ادامه بدیم و گفت دوسم داره و عاشقمه و ازین حرفا...
    الان که دارم می نویسم واقعا عاشقانه باهام برخورد میکنه ولی به همین دلیلایی که گفتم خیلی باهاش بد رفتاری میکنم و دلش رو میشکنم. همش منتمو میکشه میگه شدی مث دخترا ولی بازم منت میکشه. همش میگه چطوری بهت تکیه کنم و ازین حرفا... 
    بعضی وقتا واقعا دعوا ها بدی بینمون میشه و حتی بهش فحش میدم با اینکه اصلا اینطوری نبودم. میدونم همش به دلیل همین وسواس لعنتیه ولی دست از سرم بر نمیداره یه کار کوچیک ازش میبینم مثلا از لباس یه پسر تو خیابون تعریف میکنه ازش عصبانی میشم خیلی روش حساس شدم و فک میکنم به مردا نظر داره.. اصلا اینطوری نبودم .
    بعضی وقتا ارزوی مردن میکنم چون خیلی دارم میرنجونمش ....
    اولای ازدواجمون قضیه بر عکس بود اون همش باهام دعوا میکرد و من منت میکشیدم حتی اوایل میگفت ازت بدم میاد و بی محبت بود بهم ولی از یکی دو ماه قبل کم کم بهم علاقه پیدا کرد و حالا قضیه برعکس شده و اونم فک میکنه من تلافی میکنم ولی اینطوری نیست فقط علاقشو باور ندارم ....
    اخه اوایل ازدواج میگفت ابراز علاقه هام واقعی نیست زیاد و ازین حرفا ولی الان خیلی عوض شده واقعا عاشقانه باهام برخورد میکنه و خودم دارم تیشه به ریشه زندگیمون میزنم.
    اتفاق بدتری که چند روز قبل افتاد دعوایی بود که باهم کردیم جلوی مادرش توی خونشون  طوری که کلی سر هم داد زدیم و مادرش هم خیلی ناراحت شد.. خیلی بچه بازی دراوردم میدونم .. 
    تا دیروز دعوا میکردیم که یهو ( واقعا ناگهانی) باهام مهربون شد و زنگ زد و کلی مهربون شد همین کاراش برام عجیبه که تا ده دقیقه قبلش فحش و دعوا و.. بعد یهو خوب میشه همش فک میکنم تظاهره..
    رفتم مشاوره گفت وسواس فکری داری چون گفت پول که میخواستی بهم بدی سه بار شمردی ولی راستش حوصله مشاوره رفتن مستمر رو ندارم میخوام خودم خودمو اصلاح کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام
    دوستان درمورد مضرات فالواثرات بدآن درزندگی گفتن

    من اینجا لینک فن توقف فکر رو براتون میذارم
    امیدوارم با خوندن اون  وعمل کردن به دستوراتشافکارمنفی تون از بین برن
    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D9%81%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D9%81%DA%A9%D8%B1?highlight=%D9%81%D9%86+%D8%AA%D 9%88%D9%82%D9%81+%D9%81%DA%A9%D8%B1
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'areya' pid='7974' dateline='1369212174'
    سلام
    دوستان درمورد مضرات فالواثرات بدآن درزندگی گفتن

    من اینجا لینک فن توقف فکر رو براتون میذارم
    امیدوارم با خوندن اون  وعمل کردن به دستوراتشافکارمنفی تون از بین برن
    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D9%81%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D9%81%DA%A9%D8%B1?highlight=%D9%81%D9%86+%D8%AA%D 9%88%D9%82%D9%81+%D9%81%DA%A9%D8%B1
    مرسی تکنیک توقف فکر رو خونده بودم ولی خوب اجرا کردنش یکمی سخته برام.

    خانمم خیلی لجبازی میکنه و منم واقعا زود از کوره در میرم و نمیتونم خودمو کنترل کنم در برابر لجبازیاش و بنابراین خیلی دعوامون میشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز بهتره رو راست باشید
    اول اینکه شما هنوز ازش بخاطر دعواها و قهر های اوایل دلگیرید و دوم اینکه ناخودآگاه علاقه ی شدیدی نسبت بهش دارید و اینکه دوست دارید یه کار خیلی خاص براتون انجام بده و واقعا نسبت بهش علاقه نشون بدید
    درمورد وسواس فکری تکنیک های زیادی هست
    1.توقف فکر که بجای افکار منفی افکار مثبتو جایگزی کنید و سرگرم کار دیگه ای بشید
    2.فریاد ذهنی که زمانی که خواست فکر ناجوربه ذهنتون بیاد با صدای بلند البته در دلتون استپ بدید یعنی توی ذهنتون تصورکنید که دارید سرخودتون داد میزنید
    3.ورزش
    4.نماز یا خوندن یک آیه از قرآن
    5.اگر خیلی شدید بود داروهایی هم هست که با تجویز روان پزشک قابل مصرفه اما درمورد شما یه مقدار دلخوری پیش اومده که مرورزمان حل میشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='8223' dateline='1369589400'
    سلام دوست عزیز بهتره رو راست باشید
    اول اینکه شما هنوز ازش بخاطر دعواها و قهر های اوایل دلگیرید و دوم اینکه ناخودآگاه علاقه ی شدیدی نسبت بهش دارید و اینکه دوست دارید یه کار خیلی خاص براتون انجام بده و واقعا نسبت بهش علاقه نشون بدید
    درمورد وسواس فکری تکنیک های زیادی هست
    1.توقف فکر که بجای افکار منفی افکار مثبتو جایگزی کنید و سرگرم کار دیگه ای بشید
    2.فریاد ذهنی که زمانی که خواست فکر ناجوربه ذهنتون بیاد با صدای بلند البته در دلتون استپ بدید یعنی توی ذهنتون تصورکنید که دارید سرخودتون داد میزنید
    3.ورزش
    4.نماز یا خوندن یک آیه از قرآن
    5.اگر خیلی شدید بود داروهایی هم هست که با تجویز روان پزشک قابل مصرفه اما درمورد شما یه مقدار دلخوری پیش اومده که مرورزمان حل میشه

    بله درست گفتین من هنوز ازش دلگیرم سعی میکنم بهش محبت کنم ولی واقعا برام سخت شده و همش حس میکنم میخواد بهم خیانت کنه خیلی سعی میکنم خودمو اروم کنم ولی این ارامش تا وقتیه که یه بحث کوچیک بینمون بشه و خانمم طبق معمول از حساسیت های مردونم روش استفاده میکنه و حس غیرتمو تحریک میکنه . اونجاست که احساس بدی بهش پیدا میکنم و حتی بعضی وقتا دلم میخواد کتکش بزنم ولی خودمو کنترل میکنم . 
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •