تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواستگاری و مخالفت خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:parmida
آخرین ارسال:parmida
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خواستگاری و مخالفت خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    zy59:
    این اولین باری نیس که پدرم با ازدواجم مخالفت میکنه. دفعه قبل 3سال پیش بود که به یکی از خواستگارام بله دادم. اون پسر هم شغل خوبی داشت هم ازلحاظ مالی خوب بود هم از لحاظ اجتماعی و جایگاهش توجامعه. پسرخوب و منطقی هم به نظر میومد. خانواده خیلی خوبی هم داشت و خواستگاری کاملا سنتی بود وخانوادگی. قرار ازمایش خون هم گذاشته شد اما بابام سرمهریه همه چیز و خراب کرد و بعدا هم پشیمون شد اما کار از کار دیگه گذشته بود. اون خواستگارم که میخواست بیاد خونمون، مامانم با بابابم 4ماه حرف زد تا بابابم قبول کرد اونهاواسه خواستگاری بیان. اینها رو گفتم تا پدرم رو بهتر بشناسید و کمکم کنید. اما با همه این حرفها پدرم رو خیلی دوست دارم و دلم نمیخواد ناراحتش کنم. میشه راهنماییم کنید که چجوری بابامو راضی کنم؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    پس چرا هیچ کس بهم جواب نمیده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    برای جلب موافقت پدرتون، لازم هست تا نکاتی رو در نظر بگیرید:

    1. پدرها معمولا خیلی ناراحت میشن اگر ببینن دخترشون حرف خواستگار رو به اونها ترجیح میده و به خاطر خواستگارش تو روی پدرش می ایسته

    2. تاثیر کلام افراد دیگری که پدرتون به اونها احترام می گذارند، میتونه خیلی بیش از حرف برخی نزدیکان باشه

    3. برای بیان یک چنین مسائلی باید اصل استدراج رو رعایت کرد. شما باید با سیاست و به تدریج، نظر پدرتون رو نرم کنید.

    خب حالا توضیح موارد:

    برای اینکه مورد اول رو بتونید اجرایی کنید، شما باید با حفظ احترم کامل به پدرتون و با بیان این گفته که پدرجان برای من جلب رضایت شما بسیار مهمه و من قرار نیست بدون اجازه شما ازدواج کنم، محبت پدرتون رو جلب کنید. به ایشون بگید که من همیشه فکر می کردم پدرم پیش از بررسی، قضاوت نمی کنه. اومدن این خواستگار، به معنای بررسی شون هست و نه پذیرش نهایی

    در رابطه با مورد دوم، خانواده تون می تونند با کسانی که روی پدر تاثیر دارند صحبت کنند. از اونها بخوان که در این باره با پدرتون صحبت کنند و راضیشون کنند که خواستگارتون تشریف بیارن

    در رابطه با مورد سوم، میتونید به عنوان مثال اینگونه عمل کنید: مادرتون بیان و مواردی رو از ازدواج غریبه ها مثال بزنند که خیلی موفق بوده اند؛ همچنین مواردی رو که آشنا بودند و ازدواج ناموفقی داشتند. همچنین ر ادامه میتونن مثالهایی از دخترخانمهایی رو مطرح کنند که در نتیجه رد کردن خواستگارها، مجرد مانده اند. مسلما پدرتون ازدواج دخترشون رو به تجردش ترجیح میدن. پس بدون عجله و با حفظ احترام کامل ایشون، این موارد رو رعایت کنید و به پدر این اطمینان رو بدید که اگر این خانواده آمدند و پدرتون واقعا دلیلی منطقی برای ردشون پیدا کردند، شما حرف پدر رو گوش می دهید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام از جوابتون خیلی ممنونم خیلی منطقی بود. راستش رو بخواین من یه مدت تو پروسه گرفتن پذیرش واسه دکترا از اروپا بودم که همه چندماه پیش پذیرش گرفتم و میخواستم برم المان. اما در اخرین مرحله مشکلاتی پیش اومد که قضیه منتفی شد. من به پدرم چیزی راجع به پذیرش نگفته بودم میخواستم وقتی همه چیز اکی شد بهشون بگم تا الکی وقتی هنوز "نه به داره نه به باره " پدرم ناراحت نشه. اما وقتی پاسپورتمو گرفتم پدرم به این قضیه شک کرده بود و کمی نگران شده بود.
    الان دیگه احتمالش خیلی کمه که بخوام برم (تقریبا 10%)  اما میخواستم از این قضیه سوء استفاده کنم. چند روز پیش به پدرم گفتم میخوام دیگه کم کم برم از این کشور. پدرم نصیحتم کرد که خوب نیست و... . منم گفتم که من چیزی واسه از دست دادن ندارم و کسی رو هم ندارم (منظورم شوهربود) که بخوام بمونم. پدرم ناراحت شد اما بعداز چند دقیقه که فکرکرده بودبه مامانم گفته بود که پارمیدا تقصیری نداره. البته هنوز هم راضی نیست برم اما بهم حق داده بود. من میخوام این قضیه رو کش بدم تا خودش به این نتیجه برسه که اگه من ازدواج کنم دیگه همینجا میمونم و رضایت بده. میخواستم بونم نظر شما چیه؟
    خیلی خیلی ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خواهش میکنم

    تا زمانی که بشه از راههای بهتر استفاده کرد، این راه پیشنهاد نمیشه. به نظر بنده پدرتون رو میشه راضی کرد، ولی از راهش. باید این حس رو در پدرتون ایجاد کنید که نظر ایشون برای خانواده دارای اهمیت هست. در کنارش از راههایی که گفته شد، خانواده میتونند ایشون رو غیرمستقیم متوجه برخی تصمیمات اشتباهشون هم بکنند.
    اگر پس از چند روز مشاهده کردید پدر دارند نرمتر میشن، بهشون بگید ممکنه از رفتن به خارج کاملا منصرف بشید. اگر هم دیدید تاثیری نداره، اونوقت مقداری مساله خارج رفتن رو برجسته تر کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    خیلی خیلی از جوابتون ممنونم . مطمئنم با راهکارهاتون به نتیجه میرسم. بازهم ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •