تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواستگاری و مخالفت خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:parmida
آخرین ارسال:parmida
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خواستگاری و مخالفت خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من پارمیدا 29 سالمه و اهل شیرازم و با پسری به نام بابک از کرج، 3 سال پیش اشنا شدم. از لحاظ روحیه، اخلاقیات، درک و شعور با هم جور هستیم. مهمترین مشخصه بابک منطقی بودنشه. خانواده بابک با ازدواج ما کاملا موافق هستند اما خانواده من یعنی پدرم حتی اجازه نمیده که اونها واسه خواستگاری بیان خونمون. کارشون منطقی نیست نمیتونم قبول کنم. پدرم دوری راه رو بهانه کرده و همچنین میگه چون غریبه هستند نمیشناسیمشون. از لحاظ کار و تحصیلات هم بابک،منطقی هست شرایطش. پدرم کلا تو مسِئله خواستگاری خیلی سختگیره یعنی شاید بشه گفت خیلی غیرمنطقیه اما به هرحال پدرمه و اون باید رضایت بده. میخواستم بدونم به نظر شما من چجوری باید راضیش کنم؟
    خیلی ازتون ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    اگر ا با  مهربانی وبه طور غیر مستقیم با واسطه  کسی که ذی نفوذ هست مثل مادر و یا پدر بزرگ و مادر بزرگ و......انجام بدین و به پدر بفهمانند که سخت گیری بیجا اشتباه است.( البته اگر سخت گیر بی جا باشد) ولی اگر سخت گیریی بجا باشد ، بهتره به حرف پدرتون گوش بدین  . یااینکه شرایطی رو فراهم کنید که پدرشما شناخت بیشتری نسبت به آقا بابک پیداکنن
    به هرحال چاره ای نیست الا اینکه  تفکرات ایشونرابه دلایل مخالفت مثل  دوری راه وغریبه بودن خواستگارکمی تغییر بدین البته نه شما کسی که ذی نفوذ هست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام .
    دوست عزیز ابتدا آشنایی شما از کجا شروع شد؟


    دلایل خود شما برای ازداوج با بابک چیه ؟
     تفاوت سنی چقدر میباشد؟

    دلیل مخالفت پدرتان فقط دوری راه  هست؟ نظر افراد دیگر خانواده چی هست ؟

    خانواده بابک با ازدواج شما راضی هستند ؟

    بابک چه چیزی را برای دلیل بر ازدواج با شما میداند؟

     
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام همشهري عزيزم
    باب آشنايي شما خيلي مهمه
    من فوق ليسانس روانشناسي هستم اگر لايق بدوني بيشتر بگو تا اگر بتونم كمكت كنم اميدوارم تصميم خوبي بگيري عزيزم
    به نظر پدر گراميت احترام بذار
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    سلام چطوری با هم اشنا شدید؟
    پدرتون به غیر از دوری راه چه بهانه ای دارن؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    zy59 aziz, in avalin bari nist k pedaram ba ezdevajam dare mokhalefat mikone. dafe ghabl hodude 3 sal pish mikhastam ba yki az khastegaram ezdevaj konm k sharayete mali, tahsilati, ejtemayie khyliiii khubi dasht khanevadeie khyli khubi ham bodan, pesare manteghi o khubi ham bod, ma sare hamechiz b tavafogh residim hata gharar gozashtim vase azmayeshe khoon, ama pedaram sare mehrie hamechizo kharab kard. badan ham az karesh pashimun shod ama dg faydeyi nadasht v kar az kar gozashte bod. taze un khastegaram ham k mikhast biad khunamun ba inke ghazie kamelan sonnati bod o khunevadegi madaram badaz 4 mah harf zadan ba pedarm tunest razish kone k ejaze bde bian khastegari. ama ba hameie in harfha man pedaramo khyli doost daram, doos daram razi bashe bkhatre hamin daram az shoma komak migirm k chejuri razish konm
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    موج آبی عزیز همونطور که قبلا هم گفتم تنها بهانه پدرم دوری راهه و راه اشناییمون دانشکاهه
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام

    پارمیدا خانوم لطفا فارسی تایپ کنید تا به مشکلتون رسیدگی بشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام از پاسخهای همتون ممنونم.
    arya:من پدربزرگ یامادربزرگ ندارم. مامانم هم با بابام زیاد صحبت کرده یعنی راستشوبخواین سوال منم همینه که چجوری با بابام حرف بزنیم وراضیش کنیم؟
    آقای اسماعیل برزگر:
    بابک ازمن 3سال بزرگتره وتودانشگاه باهم اشناشدیم. هم من وهم بابک  شعور، شخصیت، اخلاق ومنطقی بودن واسمون خیلی مهمه و جزء ملاکهای  ازدواجمونه ماهمدیگروخیلی درک میکنیم هرمشکل یااختلاف نظری هم که پیش بیاد رو کاملا منصقی حلش میکنیم. خانواده بابک با ازدواجمون کاملا موافق هستن ومنوخیلی دوست دارن. تنهادلیل مخالفت پدرم راهه دور بودنشونه. مادرم موافق، برادر کوچکم ممتنع چون میگه باید بیان خونمون تابعد بتونه نظربه، برادربزرگه ترجیح میده دخالت نکنه تابعدها پدرم بهش گیر نده که مثلا تقصیر توشد.
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •