تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چگونگی برخورد با رفتار همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:setare khamoosh
آخرین ارسال:شبنم
پاسخ ها 8

چگونگی برخورد با رفتار همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من واقعا نمیدونم با بعضی از رفتارهای نامزدم چگونه باید برخورد کنم خیلی با خودم فکر میکنم به اینکه آیا من زیادی تئقع دارم یا اینکه نامزدم کم میذارن و کم توجه میکنن
    یکیشو براتون مثال میزنم تا بتونید کمکم کنید خیلی دوست دارم نظرات شما دوستان هم بدونم تا متوجه شم
    مثلا چند روز پیش من جایی بودم غیر از شهر خودمون و نامزدم باهام تماس گرفت و گفت یه کیک پز گیرم اومده اما خرابه میخوام ببینم درست میشه یا نه پریروز خونشون که بودم دیدم کیک پز تو آشپزخونست از نامزدم که پرسیدم گفت آره درست شد منم به خنده گفتم چه خوب پس کیک پز جهازمون جور شد و اون گفت این!!!!!!!!!
    یه خوبشو برای خودمون میحریم من به خواهرم گفتم این برای تو
    و من بهش گفتم عزیزم کیک پز همینه دیگه بهتر و بدتر نداره گفت :اه!!!!!!!!!!!!! من نمیدونستم حالا دیگه اینو به خواهرم گفتم برای اون
    به نظر شما من باید چه برخوردی داشته باشم و چه فکری کنم ؟ نباید اون اول به من میگفت که درست شده و یا اینکه بده به من
    اینم بگم اون کیک پز دست اوله فقط برقش کار نمیکرده که اونم درست کرده
    تو روخدا هم خانمها هم آقایون دیدگاهشون رو در باره این موضوع بگن
    مگرنه اینکه من باید براش مهم باشم و همه چیو به من بگه و مثلا بیاد و اون کیک پز رو به من بده
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    به خاطر این مسایل خوتونو ناراحت نکنید شاید همسرتون توی رو در بایستی گیر کرده و شاید بخاطر اینکه برق اون کیک پز خراب بوده گفته یه بهترشو میگیریم
    به این فکر کنید که توی زندگی  مسایل سخت تر پیش میاد و اگر شما اینطور بخواید حساسیت به خرج بدید نمیشه
    در مورد مشورت عرض کردم در این قضیه من احتمال رو در بایستی و دم دست نبودن شمارو احتمال میدم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام.به نظر من انقد سخت نگیر.سعی کن هم خودت و هم همسری یه حریم خصوصی واسه خودتون داشته باشید که حتی نه شما و نه همسرتون به حریم خصوصی هم راه پیدا نکنید.دلیل نمی شه با ازدواج،دو طرف(زن و مرد)قید خانواده هاشونو بزنن.مرد ها در قید خیلی چیزا نیستن.ینی نمی دونن این مارک خوبه یا نه.حتما فکر می کرده اگر بخواد اونو به شما بده،شاید در شان شما نباشه.
    یه نصیحت از من بشنو:سعی کن همه چیزو راحت بگیری و گرنه خودت از پای در میای
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از دوستان خوبم حرف شما کاملا درسته من خیلی حساسیت به خرج میدم باید سعی کنم کم کم کمترش کنم نامزدمم میگه خیلی مسائل رو سخت میگیرم و الکی بزرگش میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خصلتیه که در ما زنا وجود داره.اما اگر میخواهی خوب زندگی کنی و موفق باشی باید کمش کنی.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام.ایشاالله همتون عاقبت بخیر وخوشبخت باشین.بنده نمیدونستم کجا سوالم رو بپرسم.خدا کنه جاش درست باشه.بنده خانومی23ساله هستم وپنج سالونیمی هست که ازدواج کردم.بنده نمیتونم و احساس میکنم بلد نیستم خواستهامو از شوهرم  طوری درخواست کنم که بهش عمل کنه.منظورم در کل -زندگیمون نیست.ایشون دوشیفت در روز کار میکنن.بنده که خانه دار هستم.در طول این پنج سال هر بار بارهر زبانی باهمسرم صحبت کردم که انقدر کار نکن.گوشش بدهکار نیست.بهش میگم کمتر میخورم  ومیپوشیم.بازم کار بیرون از خانه راترجیح میدهد.ایشون از ساعت 7صبح تا10شب بیرون از خانه مشغول کار هستن.در منزل هم با هم هیچ مشکل خاصی نداریم.با عشق باهم ازدواج کردیم.وخدارا شکر هنوز مثل قبل همدیگر را دوست داریم.بنده همیشه حواسم هم هست که محیط خانه را شاد وباب میل همسرم نگه دارم.ما یک بچه یعنی توراهی داریم باردارم.اما همسرم از اوایل ازدواجمان هم همین طوری برای کار در بیرون از خانه خیلی تلاش میکرد اما هر چه از سالهای اوایل ازدواجمان میگذرد بیشتر به کار در بیرون از خانه وابسته میشود.بنده الان مشکلم این است که نمیتوانم متوجه همسرم کنم که عزیز من کمی کارت را کم کن.من به وجود تو در خانه هم نیاز دارم.شما هرجوری که بگی امتحان کردم که نشد.این را هم بگویم شیفت دوم کارشان مغازه لوازم خانگی پدرشان هست ومیتوانند  مثلا در هفته یکی دو روز نروند اما به حرفم گوش نمیکنند.به خدا بنده همسری هم نیستم که ول خرج باشم یا هرچه احتیاج داشتم در اسرع وقت از همسرم بخوام.شاید خودش نداند که خیلی احتیاجاتی دارم که اصلا بهش نمیگویم.همسرم 26 ساله هست.واین راهم بگویم که بد جوری به وجودش در خانه نیاز دارم.اما دریغ.بنده تک بچه هستم وشهر زندگیم با پدر ومادرم یکی نیست.نمیدونم چرا همسرم روز به روزبه جای این که بهتر بشود بدتر میشود.چند بار بهش گفتم  مدیونی اگر همسری هستم که برایت از جای کم میگذارم نگویی بهم گفت نه تو خیلی هم خوبی.ازت راضیم.امامن سخته برام که همسرم تادیر وقت خونه نباشه  وکم ببینمش.حالا از شما دوستان تقاضا دارم بهم کمک کنید.تا شاید بتونم از طریق راه حل های شما به همسرم بفهمانم که این روش زندگیر نیست.خواهش میکنم هرکسی این متنو میخونه کمک کنه بهم چون خیلی این مسئله برام غیر قابله تحمل شده.التماس دعا.یاحق
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    کجایین دوستان؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    شبنم آواتار ها
    سلام بهاره جان به همیاری خوش امدید
    عزیزم یک تایپیک جداگانه برای خودتون باز کنید تا مسائلتو ن با مسائل صاحب تایپیک قاطی نشه خوشبخت باشید عزیزم


    سلام ستاره جانم
    عزیز دلم این حرفها تو زندگی ارام ارام به مشکلاتی تبدیل می شه که یکهو چشم باز می کنید می بینید کلی از زندگی عقب افتادید و بینتون کلی فاصله افتاده
    مادرانه بهتون میگم سر مسائل کوچک با هم بحث نکنید تمام اختلافات بزرگ از همین مسائل کوچک درست شده
    اگر کیک پز را به خواهرشون دادند این دلیل بی توجهی به شما نیست ان لخظه شاید به فکرشون نرسیده که با شما درمیان بگذارند همانطور که بهتون گفتند یکی بهترش را براتون می خرند ان کیک پز هم جایی نرفته خونه خواهر همسر عزیزتون هست تازه به نظر من باید می گفتید خب خیلی خوب کاری کردید که به فکر خواهرتون هستید حتما اینطوری صلاح دونستید
    تو زندگی برای اینکه بتونید زندگیتون و همسرتون را مدیریت کنید باید به سیاستهای زنانه اگاه باشید
    انشالله تو زندگی به همسر عزیزتون همیشه خوشبخت باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •