تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شک به همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:manzar
آخرین ارسال:manzar
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

شک به همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    مرسی زهره جون. نی نیمم خوبه  خودمم تصمیم گرفتم همین کارو کنم.  نتیجه رو براتون میزنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    به عنوان یک مرد و باتوجه به اضهارات شما در مورد همسرتون تصور بنده اینه که همسرتون داره بهتون خیانت میکنه.حالا شاید
    هنوز کار به روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده نرسیده باشه.اما حداقل از نظر عاطفی داره بهتون خیانت میشه.
     این قضیه رو پی گیری کنید و نگذارید اوضاع از این بدتر بشه.امیدوارم با راهنمایی دوستان مشکلتون حل بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    عزیز دلم میدونی که هر فکر و ذهنیتی چقدر روی تو و بچه ات تاثیر میزاره .............
    شما که الان بارداری و به تازگی یه روح پاک از آسمون خدا به بدنت نازل شده در مقدس ترین دوران زندگی ات به سر میبری
    میتونی از این موقعیت استفاده کنی و به جای حساس کردن خودت و فکرهای ناجور برای زندگی ات و دوامش دعا کنی
    شما مسلما تو اعضای خانواده و فامیل کسانی رو میشناسی که رفت و آمد با اونها برای شوهرت و رشد شخصیتی اون بهتر از دوستان و همکاران بی فرهنگش باشه
    اون همکارانشم اگه شوهر خواهر خودشون میومد هیچ وقت بهشون چنین پیشنهادی نمیدادن
    من میگم رابطه و رفت و آمدتونو با خانواده هاتون بیشتر کنید
    تا وقت شوهرت پر شه
    و شمام از این دوران در بیای
    در ضمن
    شوهرتو تا جایی که میتونی با خودت به  دکتر زایمانت ببر
    بذار بیشتر از قبل در جریان به دنیا اومدن بچه ات باشه
    حتی خریدهای نوزادت رو هم با اون برو
    که بیشتر به خودش و زندگی اش بیاد

    واقعا اگه دوستان اینچنینی شوهرت نمیداشت این مسائلو نداشتی

    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    با سلام به تمامی دوستان
    قبلا گفته بودم تصمیم گرفتم به همسرم بگم که من متوجه شدم که توی سایتهای مستهجن  میره . ولی هر کاری کردم نتونستم بگم چون مطمئن نبودم کارم درست باشه. پیش خودم گفتم شاید روش باز بشه.
    جدیدا متوجه شدم تو چت رومهای سکسی هم عضو شده و با اونها چت سکسی داره.واقعا درمونده شدم. از طرفی بهش میگم من مشکلی برای برقراری رابطه ندارم و من هم نیاز دارم ولی کمی بیتوجهی میکنه و میگه الان نمیشه و باید منتظر بمونیم تا 2 ماه بگذره. حتی یکبار بهش گففتم مگه حتما باید رابطه داشته باشیم همین که کنار هم باشیمهم کافیه که قبول کرد.
    مسئله اول اینکه آیا درسته من به روش بیارم که میدونم تمام وقتشو تو این سایتهاست یا نه؟ از کوچکترین عدم حضور من در کنار خودش استفاده میکنه و به این سایتها میره. نظر شما در مورد نوع برخورد با این قضیه چیه؟
    دوما همسرم هفته پیش به  خاطر وقت دکتری که داشتم زود تر به خونه اومد. گوشیش تو اتاق بود و من هم تو اتاق داشتم حاضر میشدم که یه پیامک براش اومد. من از روی گوشی شماره تلفن رو دیدم و در همین حین همسرمدوید سمت گوشی و گوشیش رو برداشت و سعی داشت منو بغل کنه و سرم رو به سینش بچسبونهتا بتونه پیامک رو بخونه و پاکش کنه.من با فشار سرم رو برگردوندم و دیدم توشته شده هنوز محل کارت هستی یا نه؟
    از همسرم پرسیدم کیه گفت از بچه های منطقه ان؟  برای 30 ثانیه نهاش گذاشتم ولی از لای ذر هواسم بهش بود. دیدم گوشیشو در اورد و سریع جواب داد . من هم سریع رفتم تو و همسرم دستپاچه  گوشیش رو گذاشت تو جیبش. علت این کارش رو پرسیدم  دیدم داره شروع میکنه به دادو بیداد کردنواینکه خیلی پررو شدم و دارم تو کاراش فضولی میکنم.به خاطر اینکه مادرم پیشمون بود و نخواستم که بفهمه سکوت کردم. شب موقع خواب چون مادرمم کمی ناخوش بود کنار مادرم خوابیدم و پیامکی با هم صحبت میکردیم و در آخر من به همسرم شب بخیر گفتم دیدم کمی طول کشید تا جواب بده گفتم خودم برم تو اتاق کنارش و ببینمش و شب بخیریهش بگم که تا منو دید گوشیش رو زیر لحاف قایم کرد و داد و بیداد که چرا اومدی تو اتاق . گفتم جرم نکردم که اومدم پیشت .چرا طول کشید بهم جواب بدی؟گفت داشتم پیامک شب بخیرتو میزدم گفتم خوب همین الان همونی که نوشتی برام بفرست. گفت نمیفرستم گفتم کوشیتو ببینم گفت نشون نمیدم . تازه میخواستم برات بنویسم که اومدی. گفتم عیب نداره گوشیتو که گذاشتی زیر پتو درش بیار ببینم که گفت من این کارو نمیکنم و منو به زور از اتاق بیرون کرد. همین مسله 2 روز باعث تنش بین ما شده بود که آخرش دراومد گفت: ایکی از دوستام که محل کارم اومده بود از یکی از همکارای اینجا خوشش اومد به من گفت باهاش صحبت کنم تا با هم دوست بشن. خانمه بیوه از آب دراومد منم به خانمه اس زده بودم که قضیه از این قراره و اون پیامکی که تو دیدی پیامک خانمه بوده که پرسیده محل کارت هستی بیام  در مورد این قضیه با هم صحبت کنیم. جای جالبش اینجاست بازم دوست همسرم تو اینجا همون آقایی هستن که قبلا  همسرم به من گفته بود با دختر دانشگاهشون تو فیس بوک صحبت میکرده. احساس میکنم همسرم منو ابله فرض کرده. میگه اگه میخوای شماره مردرو بهت بدم خودت باهاش صحبت کن ببین قضیه از چه قراره. من هنوز عکس العملی از خودم نشون ندادم سعی کردم زیاد خودمو ناراحت نکنم تو این روزا میخوام زایمان کنم نمیخام  رو بچه ام اثر بزاره ولی باید یه رفتار درستی باهاش داشته باشم. تورو خدا بهم بگید چه کار کنم.؟؟؟؟و اینکه همسرم فرضا دست شویی هم که میخواد بره گوشیش رو با خودش میبره. حموم میره یا بعداز ظهر میخواد بخوابه خاموش میکنه.
    من بهش گفتم حرفت برام سنده ولی شک بزرگی به دلم افتاده. اصلا  اصلا بهش اعتماد ندارم. احساس میکنم دایما داره به من دروغ میگه. مخفی کاری زیاد داره. سیگارای قهوه خارجی تو شلوارش پیدا کردم. خیلی عصبانی شده بود . اکلا عوض شده. قبلا خیلی معتقد بود. نمازاش به وقت بود الان تو خوندنشون کاهلی میکنه.
    کمکم کنید. من با همسرم باید چه کار کنم؟؟ حاضر نیست پیشمشاور هم بریم میگه منو تو با هم مشکلی نداریم
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    چرا کسی به من مشاوره نمیده؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •