تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بدبینم یا زود رنج؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:moheal
آخرین ارسال:moheal
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

بدبینم یا زود رنج؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من بدبینم یا زودرنج؟دیروز سر کلاس بودم .یکی پشت سر من نشست خیلی با بقل دستی حرف می زد.به نظرم اونا داشتن درباره ی من حرف می زدن .
    هیچی, نمی دونم چی شد که کفشش خورد به من و پشتم خاکی شد.به نظرم این طرف خواست من و اذیت کنه  .
    حالا این طرف داشت پشتم و تمیز می کرد ولی باهاش بد حرف زدم چون به نظرم  منظور داشت .
    حالا این طرف آخر کلاس ازم عذر خواهی کرد ولی هنوز باورم نشده که منظور نداشته.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    آیا شما این دو نفر رو میشناسید؟

    چرا فکر می کنید که باید درباره شما صحبت کنند؟(مثلا شناختی از شما دارند، یا خصلتی در شما هست که جلب توجه کنه و ...)

    آیا قبلا هم با چنین مواردی مواجه شدید؟ واکنشتون چی بوده؟ درباره اش تحقیق کرده اید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بله.چند ماهیه که با هم همکلاسیم.
    چون فکر می کنم می خان من واذیت کنن.
    آره.بیشتر وقتا پیش اومده.
    اعصابم خورد میشه.اگه هم رو در رو شیم شاید دعوامون هم بشه.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    رفتار شما با همکلاسی هایتان چگونه است؟آیا از ابتدا با آنها اینطور رفتار میکردید یعنی از ابتدا نسبت به کوچکترین رفتارشان واکنش نشان می دادید وعصبی می شدید؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خوبه.
    آره.ولی سعی می کردم چیزی نگم.
    الان هم که این طرف و می بینم اعصابم خورد میشه.به نظرم بازم می خواد اذیتم کنه.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خب شما در این صورت چند گزینه دارید:

    1. خودتون رو به بی خیالی بزنید و اصلا محل بهشون ندید.

    2. باهاشون گلاویز بشید و دعوا راه بیندازید.

    3. حمایت اجتماعی دوستان خود رو جلب کنید.

    4. خیلی محترمانه و باجرات در این باره باهاشون صحبت کنید.

    و اما توضیح:

    طبیعتا دعوا کردن باهاشون به خصوص باتوجه به اینکه شما هنوز مطمئن نیستید اونها درباره شما صحبت می کنند یا نه، کار معقولی نیست. شاید اونها درباره چیز دیگری صحبت می کردند، و شما باید بتونید ابتدا اثبات کنید که اونها با مشکل دارند.

    میتونید در کلاس در محلی بنشینید که از اونها دور باشه تا شک و تردید شما نسبت به صحبتهای اونها کمتر بشه

    راهکار بهتر اینه که برید سرصحبت رو باهاشون باز کنید و درباره مسائل درسی باهاشون مقداری صحبت کنید. قطعا ایجاد ارتباط میتونه خیلی کمک کنه به برطرف شدن این افکار منفی

    راهکار دیگر اینه که تنها نمونید و با دوستان نزدیک خود باشید. همینکه اونها در کنار شما باشند خیلی کمک کننده هست.

    یک راهکار مناسب هم اینه که خیلی محترمانه برید جلو و بهشون بگید که:«من احساس می کنم شما درباره من با هم صحبت می کنید و این ناراحتم میکنه. هرچند شاید تصورم اشتباه باشه، ولی دوست دارم بدوم آیا برداشت من درسته و شما با من مشکلی دارید، یا اینکه اشتباه می کنم؟ ممنون میشم اگر مساله ای هست به خودم بگید.»

    اما اگر این مسائل فقط ناشی از افکار شما باشند و صحت نداشته باشند، اونوقت باید روی افکار شما متمرکز بشیم.

    فکر می کنید اونها واقعا با شما مشکلی دارند یا فقط یه فکر و تصوره؟ به نظرتون چه دلیلی میتونه برای این رفتراشون وجود داشته باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نمی دونم چه مشکلی با من دارن؟من زیاد باهاشون بر نمی خورم.فقط اون روز پشت سرم بود.
    همیشه فکر می کنم دلیلش چیه؟بعضی وقتا فکر بچه گونه ای به سرم میزنه ولی نمی تونم قبول کنم که این دلیلش باشه چون اگه این باشه اون طرف خیلی بچه.
    خودمم نمی دونم دلیلش چیه؟ولی نمی تونم قبول کنم که اذیتم نمی کنن.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    بعضی وقتا فکر می کنم شاید این ها همش خیال باشه.چون پارسال هم همچین مشکلی پیش اومد و با اون طرف جر و بحثمون شد.
    همه تعجب کردن ؟!می گفتن مگه چی شده که باهاش جر و بحث کردی؟گفتم داشت درباره ی من حرف می زد.
    رفیقم که کنارش نشسته بود گفت درباره ی تو حرف نمی زدن.داشتن باهم درباره ی یه چیز دیگه حرف می زدن.
    نمی دونم چمه؟ولی وقتی این حس ودارم تمام حواسم میره رو این کار و گوش دادن به درس خیلی واسم سخته.
    نمی تونم تمرکز کنم.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    بسیارخوب

    لطفا تمامی احتمالاتی رو که فکر می کنید ممکنه اونها درباره شما صحبت کنند، فهرست وار بنویسید.

    تمامی احتمالاتی که فکر می کنید اونها نباید درباره تون صحبت کنند رو هم بنویسید.

    سپس سعی کنید برای همه این احتمالات، استدلالهای مثبت و منفی بیارید. مثلا استدلال کنید که به فلان احتمال این دو درباره من حرف نمیزنند، زیرا...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام
    پس اینطور که معلوم است وبا توجه به تجربه ی قبلیتون شما  خیلی حساس هستید،بهترین کار اینه که خودتون رو بهشون نزدیک کنید مثلا همونطور که آقای دکتر فرمودند ازشون یه سوال درسی بپرسید ببینید چطور با شما رفتار می کنند وعکس العملشون چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •