تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اشتباه از کیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:abcdefg123
آخرین ارسال:zy59
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اشتباه از کیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام و ممنون از راهنماییتون 
    من می دونم که مردها در مواقع ناراحتی احتیاج به سکوت دارند بیشتر وقتها می فهمم که ناراحتی یا عصبانیتش منشاء بیرونی داره در این مواقع سعی می کنم سکوت کنم بعد یکی دو ساعت برم سراغش حرف بزنم نوازشش کنم قربون صدقش برم  اما نمی دونم چرا سکوت منو بی تفاوتی قلمداد می کنه تا به حال نشده از جملاتی که گفتید (باز تومحل کار چی شده و....) استفاده کنم  
    با وجودی که برای انتخاب همسری که دارای بچه است خودش دید من چه سختی کشیدم خودش دید هرجا که لازم شد کاری رو که همسرم با انجامش مخالفه اما خانواده من اصراردارن که انجام بشه من نقش یزیدو بازی بازی کردم  گفتم اونم بخواد من نمی خوام من نمی زارم من دوست ندارم من .. انقدر یزید شدم که حالا به من می گه خونوادت تو رو به خاطر من دوست دارن من نباشم هیچکی تو رو نمی خواد.
    من تمام تلاشمو می کنم تا خونه محیطی اروم باشه نه فقط به خاطر همسرم که به خاطر همه اهل خونه گاهی پیش میاد که انقدر کارخونه و درس و کاردستی و تحقیق و کارت کلمه و ... سرم می ریزه که مثلاً نمی رسم بعد از جمع کردن کارا یه جارو بزنم همین می شه الم شنگه که خونه آشغال دونیه تا لنگ ظهر می خوابی یا مثلاً بین تمام پیراهناش شانس اونی که می خواد با این کت شلوار بپوشه اتو نداره یه عصبانیت و داد و بیداد دیگه  اما تو همین عصبانیتش هم می دونم یه دلیل خارجی هست این جور مواقع سرمو میندازم پایین و سکوت می کنم  با خودش غر می زنه که حرف نزنیم خودمون میسوزیم حرف بزنیم می شیم آدم بده و...... سکوت می کنم می رم تو آشپزخونه می رم تو اتاق خواب می رم اتاق پسرمون بعد میام کنارش می شینم شروع می کنم به نوازش کردنش گاهی عصبانیتش زود فروکش می کنه ولی گاهی حتی اجازه نمی ده نوازشش کنم  
    این که گفتید ازش تعریف نمی کنم خودش دیده که من جلو همه و جلو خودش پشت سرش همش تعریفشو می کنم جلو بقیه می گم شوهر من یدونه است مهربونه گاهی حتی بابایی صداش می کنم طوری که همه می گن من کل خونواده رو به شوهرم فروختم هر جا خواسته پا به پاش رفتم حتی اگه خلاف میلم بوده  بازم باید ثابت کنم دوسش دارم ؟
    یه مطلب دیگه که خیلی ازارم می ده اینه که به همه زنا شک داره فلانی به من (خودشو میگه) نظر داره زن فلان همکارم دلش می خواد با من رابطه داشته باشه خواهرت به تو حسودیش می شه می خواد منو داشته باشه معلم پسرمون با ما لج افتاده جون منو نمی تونه بدست بیاره و.....
    بازم از راهنماییها و مشاورات شما تشکر می کنم 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ابتدا بگذارید یک نکته رو یادآوری کنم. تو مشاوره ما به دنبال مقصر نیستیم؛ هدف از مشاوره هم این نیست که ما مقصر رو پیدا کنیم. مشاوره باید به گونه ای پیش بره که مساله به درستی درک بشه، و مراجع بتونه بهترین تصمیم رو بگیره. یک نکته دیگر هم اینکه ما همسر شما رو در مشاوره نداریم. خب بنابراین راهکارها و صحبتهامون رو خطاب به شما میگیم. اگر همسرتون بودند، بی شک چند برابر شما باید با ایشون صحبت می کردیم! پس این رو در نظر داشته باشید که هدف نه یافتن مقصر هست و نه متهم کردن کسی. همچنین ارائه راهکار به شما، لزوما به منزله ایراد از جانب شما نیست.

    بگذریم...

    خب، اگر سکوت شما رو بی تفاوتی قلمداد می کنند، کار بهتر اینه که بهشون بگید حس می کنم از چیزی نگران یا ناراحت هستی. اگر مایل بودی با هم درباره اش صحبت کنیم. اگر هم به من مربوط نمیشه و یا نمیخوای در این باره بهم چیزی بگی، تصمیم با تو. در هر حال من دوست دارم از نگرانی در بیای. این هنر شماست که بتونید بهترین نوع مواجهه با خشم همسر رو کشف کنید.

    یک نکته رو هم بگم و اون تغییر رفتار شماست. همیشه زمانی که ایشون ناراحت یا عصبانی میشه، شما نرید دنبالشون برای قربون صدقه رفتن. بگذارید رفتارتون مقداری برای همسرتون حالت شگفت آور و غیرقابل انتظار داشته باشه. صبر کنید تا خودش بیاد سمتتون و باهاتون صحبت کنه

    در مورد شکاکیتهای همسرتون، شاید ایشون اندکی خودشیفتگی داشته باشند!

    آیا همسرتون علائم زیر رو دارند؟

    حس مبالغه‌آمیزی نسبت به توانائی‌ها و دستاوردهای خود.
    نیاز مداوم به توجه، تأیید و تحسین دیگران.
    تخیلات ماندگار درباره کسب موفقیت و قدرت.
    بهره‌کشی و به خدمت گرفتن دیگران برای کسب موفقیت شخصی.
    خود را مستحقق برخورد ویژه دانستن.
    کمبود احساس همدلی نسبت به دیگران.
    حساسیت زیاد نسبت به انتقاد شدن و در نظر گرفتن انتقاد به عنوان حمله شخصی.

    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام و ممنون از اینکه وقتتون رو در اختیار من و راهنمایی من قرار می دید
    نمی دونم در مورد سوالاتتون چه طور باید جواب بدم  اما سعی می کنم با بیان صحبتها و رفتارهای همسرم جوابتون رو بدم  همیشه می گه من عقل کردم فلان کارو انجام دادم عقلتون برسه این کارو انجام می دید فکرشون کارنمی کنه اگه کسی فکرش کارکنه می تونه خیلی چیزا رو بدست بیاره با اینکه حتی وقتی از خونه تا کلاس پسرمون مارو می بره و میاره ازش تشکر می کنم باز می گه چرا شماها نمک نشناسید چرا نمی گید دستت درد نکنه کار می کنی میاری تو این خونه چرا نمی گید خدارو شکر دستش به دهنش می رسه و محتاج دیگران نیستیم و از این جور حرفا درحالیکه حتی اگه صد تومن پول تو جیبی بهم بده تشکر می کنم با اینکه می دونه از این صدتومن اکه بیست تومن خرج کنم سی تومن پس اندازه  باور کنید روزی حداقل دوسه بار می گم دستت درد نکنه ممنون مرسی ولی باز می گه شماها قدرمنو نمی دونید
    اما درمورد تخیلات ماندگار  همیشه منتظر یه معجزه است همیشه می گه چرا من هرکاری می کنم نمی تونم خونه بزرگ و ویلا بخرم از اینکه فلان دوستش صدهزار تومن پول دوخت پیراهن داده ناراحته می گه چرا باید اون داشته باشه من نداشته باشم هرچی می گم اون بی برنامه خرج می کنه دلیل نداره برای یه پیراهن پول چهارتا پیراهنو بدی باز می گه نه اون پول داره که خرج می کنه می گم تو هم بخوای خرج کنی می تونی اما اونوقت نه پس اندازی داری نه آینده ای کسی از تو نمی پرسه این پیراهنو چند خریدی همه به تمیزی و مرتبی ظاهر تو بیشتر از قیمت لباست اهمیت می دن. اما انگار نه انگار .  با هر کت و شلوارش فقط یه رنگ پیراهن می پوشه کت مشکی فقط پیراهن سفید . کت طوسی پیراهن طوسی یا یاسی کت قهوه ای پیراهن قهوه ای و... تازه راه پیراهن هم مهمه که به کتش بیاد یا نه می گه کت شلوار پوشیدن اصول داره باید رعایت بشه 
    یاد رفت جوراب و کفشش هم باید با کت و شلوارش ست باسه 
    همیشه منتظره یه اتفاق بزرگ بیفته و یه پول بزرگ دستش بیاد حالا این پول کارمزد فلان کار باشه، نتیجه کاری که برای کس دیگه انجام می ده یا از راه دیگه . در عین حال از سرمایه گزاری می ترسه می دونه فلان دوستش همیشه تو کارش موفقه اما می ترسه می گه به دلم نه اومده انجامش نمی دم  شکست می خورم من می دونم این کار عملی نمی شه  در حالی که دوستش تو همون کار سرمایه گزاری کرد و یه تومنش شد صدتومن می گم خوب باهاش شریک شو می گه اگه ضرر کنه چی؟ 
    همیشه می گه اگه کسی برای من نفع نداشته باشه راحت می زارمش کنار  دوستیمو باهاش حفظ می کنم اما محدود 
    از اینکه دوستاش یا دوستام خونمون بیان و برن بیزاره فقط یکی از دوستای من و یکی از دوستای خودش سالی ماهی یه دفعه اونم مجردی میان خونمون و می رن  می گه من برای خودم حریم قایلم هرکسی رو تو این حریم راه نمی دم 
    وقتی کسی زنگ می زنه که فلان کسم مرده بهونه میاره که آره من جلسه کاری دارم اگه رسیدم میام می گه همه فقط موقع غم و غصه هاشون یاد ما میفتن وقت خوشیشون ما نیستیم و.... 
    انتقاد؟  کافیه بگی قبلاً درجواب فلان حرف این جمله رو می گفتی  وای!!!!!  تو دنبال بهونه ای . کافیه بگی فلان چیز نشد لابد حکمته آره به ما که رسید حکمت شد وقتی می گی فلان کار و نرو دنبالش می دونی نمی شه وقتتو تلف نکن ـ تو نفوس بد می زنی 
    نمی دونم این مسایل کمکی بهمون می کنه یا نه ولی چیزایی بود که درمورد سوالاتون به ذهنم می رسید 
    تشکر و خداحافظ
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنون از پاسختون

    خب با این حساب میتونین تغییراتی در رفتارتون بدین و امتحانش کنین

    مواردی رو که خیلی آزارتون میده مشخص کنید تا برخورد مناسب رو بیان کنیم. مثال میزنم:

    زمانی که ایشون میگه فلان خانم به من نظر داره؛ شما در پاسخ یه پوزخند بزنین و بگین تردید دارم! میتونم ازش بپرسم!!

    یکی از کارهای مفیدی که میتونید انجام بدید، حفظ ارزش خودتون هست. اگر شما رو کوچک کردند، بهشون بگید که حق حرف زدن به این شیوه رو ندارند. بهشون بگید احترامتون واجب، ولی من اصلا از این نحوه صحبت کردن خوشم نمیاد

    یکی از راههای مفید دیگر، جلب حمایت اجتماعی خانواده تون و دوستان هست. مثلا روابطتتون رو با خانواده گسترش بدید. باهاشون تماس تلفنی بیشتری برقرار کنید و بگو و بخند باهاشون رو جلو همسرتون داشته باشید.

    رفتارهای دیگر آزاردهنده همسرتون رو هم بگید.

    البته فراموش نکنید که همیشه سعی کنید کمکشون کنید و مواردی که باهاش موافق هستید رو بیان کنید و بهش بگید که خوبیهاش چیه. حس ارزشمندی رو بهش بدید و در عین حال از ارزشمندی خود باید دفاع کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام و سپاس 
    چیزی که فرمودید من رو ناراحت می کنه اینه که در تمام مسایل و مواردی که پپیش میاد پای بچه وسطه 
    مسئله دوم ینه که دنبال بهونه است حرف می زنی می گه ... میخاره؟ خوشت میاد درگیری ایجاد کنی اعصاب خودت و منو به هم بریزی  مثلا کافیه ازش بپرسم خوشگل شدم؟  عصبانی می شه برای چی می پرسی چرا اعصاب منو و خودتو خورد می کنی / چرا دنبال بهونه می گردی 
    در اصل گاهی احساس می کنم یه زن لال می خوادکه هرچی اون می خواد بگه داد بزنه به محض اینکه اون آروم شد من باید فراموش کنم بهم چی گفته می گه من تمومش کردم تو هم باید فراموش کنی 
    تو باید آرامش منو تامین کنی من محبت می خوام  من من من من ..... 
    اگه تو بعضی مسائل مثل درس خوندن و ... به پسرمون یکم سخت بگیرم مثلاً بگم امروز ازت دلخورم با دلخوری و ناراحتی باهاش حرف بزنم می شم نامادری هرچی می گم قرار نیست چون من نزاییدمش هرچی می خواد دراختیارش قرار بدم هرکاری می خواد بکنه جامعه همه چیزو در اختیار این بچه قرار نمی ده گاهی لازمه نه بشنوه ظاهرا قانع می شه اما دفعه بعد همون آشه و همون کاسه 
    مثلاً این بچه کسی بوده که هرکس برای اینکه اونو ساکت کنه بهش سی دی داده یعنی تا هفت سالگی یا پای کارتون بوده یا پای دستگاه های بازی خوب مثلما این بچه نمی تونه راحت درس بخونه لازمه که کمی باهاش سختگیری کنم  تا این عادت رو فراموش کنه الآن بعد دوسال تازه من مدت زمان بازی و کارتون رو براش از  ساعت به 3-4 ساعت رسوندم و کلی لذت می بره که چند دقیقه با وسایل دیگه وربره  اما اوائل خیلی سخت بود خوب عصبانی می شدم داد می زدم  محدودیت می دادم می شدم نامادری متاسفانه این بچه گاهی پیش پدربزرگ و مادربزرگ بوده گاهی پیش پدر بوده گاهی پیش مادر بوده و هرکس یه تربیت خاص به این بچه داده فکر کنید این بچه تا هفت سالگی از اتاق خودش وحشت داشت از تنهایی وحشت داشت تازه داره این ترسارو  از خودش دور می کنه اما بازم هر از چندگاهی بهم می گه نامادری با اینکه می دونه از این کلمه متنفرم با اینکه پسرش الآن منو بیشتر از خودش دوست داره اما بازم بهم می گه نامادری
    اینم بگم چند وقت پیش که خیلی توهین کرد که خانوادت تو رو به خاطر من دوست دارن ، قیافه نداری، من هم با عصبانیت جواب دادم که فکر کردی کی هستی الانشم تو نباشی همه دوسم دارن این تویی که به خاطر من دوست دارن اگهقیافه نداشتم می خواستی نیای سراغم  گفت رو دست بابات مونده بودی کسی نمی یومد تو رو بگیره گفتم اونی که کسی زنش نمی شد تو بودی  طلاق گرفته بودی یه بچه هم داشتی  گفت خیلی هستن که حاضرن زنم بشن مثلا معلم پسرمون گفتم برو سراغش اگه حاضر بود زنت بشه من می رم کنار دید نه هرچی می گه جوابشو می دم یه مدت آروم شده بود دوباره دنبال بهونس 
    ممنون که وقت می زارید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    چرا مدتی است کسی پاسخ مرا نمی دهد
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام
    من همه صحبتهاي شما و جوابهاي جناب عزيزي رو خوندم شما قطعاً به مشاوره حضوري احتياج داريد و اينكه ايشون حاضر به همكاري نيستن ميتونيد جلسات اول خودتون بريد و بعد مشاور راجع به تشويق ايشون به مشاوره راهكارهايي رو ارائه ميده
    بزرگترين و اولين اشتباه بارز شما در زندگي كنار كشيدن از كار و استقلال ماليتون بوده كه انجام داديد
    دومين اشتباه شما دوباره پرسي هستش زماني كه ميدونيد همسرتون بدش مياد بپرسيد كجايي و چرا دير اومدي
    همسرتون رو زير نظر بگيريد اما حتي اگر بسيار دير كرد براي پرسيدن اينكه كجاست باهاش تماس گيريد و وقتي اومد نگيد كجا بودي ، اون احساس ميكنه شما داري كنترلش ميكني يه مدتي كه بي خيال باشي و هيچي نپرسي خودش مياد و همه چيز و تعريف ميكنه و دليل دير اومدنش رو توضيح ميده
    گاهي محبت زياد هم جوابگو نيست بايد كمي سياست داشته باشي و كم كم با روش بي خيالي (نه بي حرمتي و بي محبتي) كم كردن كمي از محبت هميشگي مشكلي رو حل كرد
    حرمت خانواده همسرتون رو در همه حال نگه داريد اما با بهانه هاي معقول كمي روابطتتون رو كمتر كنيد و اعتراضي به مخارجي كه همسرتون براشون ميكنه نكنيد و از اون طرف واسه خونتون خرج بتراشيد و وقتي چيزي رو قرار هست واسه خونه تهيه كنيد به محضي كه ايشون پيشنهاد ميده بريد و تهيه كنيد
    اما به نظر من در حال حاضر شما اولين راهتون واسه حل مشكل كمي بي خيالي هستش و اينكه كمي از محبتتون رو كم كنيد (بازم تاكيد مي كنم بي محبتي نه يك كمي بي خيالي) و كمتر كردن تعداد تماسهاي تلفني روزانه و بيرون از منزل
    موفق باشيد و پايدار
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    با سلام و ممنون از پاسختون
    من برای بیرون رفتن از خونه باید جواب پس بدم  کل تماس تلفنی من هم محدوده به تماسهای روزانه مادرم که کلاً 5 دقیقه هم نمی شه طوری که هزینه تلفن همراه من به ماهی 3000 تومان هم نمی رسه تلفن خونه هم رو هر دوره دوماهه 5000تا6000 تومان می شه که بیشترشم مربوط به تماس من یا پسرم با همسرمه حالا یا برای تهیه نون میوه یا اجازه گرفتن واسه بیرون رفتن یا یادآوری زمان کلاس پسرمون 
    اما اینکه گفتید خرج بتراشم الآن 6ماهه که شب می گه فرشا رو بدیم قالی شویی صبح که می خوام تماس بگیرم پشیمون می شه حرفم که می زنم می گه تو فقط طلب کاری قبل از عید گفتم چادرم کهنه شده ، شلوار بیرون ندارم ، لباس زیرم دیگه قابل استفاده نیست (این محدوده فقط لباس زیر چینی پیدا می شه جنس خوب ندارن). می گه پول تو جیبم نیست می گه تو اصلا نمی دونی چقدر پول تو جیب شوهرت هست همه چیزو با پول میسنجی اما همین دو هفته پیش برای پسرمون(بهتره بگم پسرش) یه ادکلن خرید 60.000 تومان هفته پیش بردش سرزمین عجایب 100.000 تومان خرج کرد برگشت می گم اگه نداری چرا واسه اون خرج می کنی قیافه حق به جانب می گیره که هرکی ازراه می رسه به خاطر این بچه سرم منت می زاره تو مادر نیستی اگه مادر بودی از خودت می گذشتی واسه شادی بچت  در حالی که قبلاً بهش گفته بودم خوشم نمیاد واسه لباس و پول و کرایه ماشین و غیره التماس کنم.
    ضمن اینکه تا به حال من بابت اینکه برای خانوادش خرج می کنه هیچ شکایتی نکردم  و اعتراض هم نداشتم  اما متاسفانه خانوادش منو به چشم نوکرشون می بینن روز خوشیشون کار با من ندارن اما تا کار و حمالی باشه یادشون میفته کادو می خوایم ببریم بیا کادو کن عیدی می بریم بیا تزئین کن  40 کیلو باقالی گرفتیم بیا پاک کن حرف بزنم بدهکارم ، پررو ام ، پرتوقعم ، حرف نزنم باید حمالی کنم ، حتی یه زبون تشکر خشک و خالی هم ندارن.
    این نزدیکا هم مرکز مشاوره یا مشاوری نیست که من به هوای خرید و غیره برم مشاوره پس تنها راه حل من همین سایته 
    تصمیم گرفتم دوباره برم سرکار فکر می کنم وقتی سرکار می رفتم احترام بیشتری داشتم
    بازم ممنون از راهنماییتون
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    اگر راهي براي برگشت به كار داري اصلاً و ابداً تعلل به خودت راه نده و تحت هيچ شرايطي كوتاه نيا و به كارت برگرد با اين اوصاف نصف مشكلاتت حل ميشه ولي سعي كن روي حقوقت هم مديريت داشته باشي و اصلاً اجازه ندي كه روي حقوق شما حسابي باز كنه و بعد بخواي مشكلات ديگه اي داشته باشي
    دوستي داشتيم كه خانمه كارمند رسمي دولت بود و وقتي آخر ماه حقوقش رو ميگرفت شوهرش حقوق و فيش حقوقش رو ميگرفت و واسش برنامه مي ريخت و آخر سر پنج هزار تومن ميداد به خانومش كه اينم واسه تو
    اين خيلي زجرآورتره مواظب باش
    موفق باشي
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •