می دانم که «بیت‌المقدس فقط یک مکان جغرافیایی نیست و همه‌چیز آن حتی در هویت تاریخی‌اش نیز خلاصه نمی‌شود؛ نشانه‌ای است از عالم قدس، رازی است که با جان و دل مسلمانان و اعماق روح آنان پیوند دارد». روزنه‌ی اتصال آسمان و زمین است و تاریخش همیشه نشان داده است که ابدیت در آنجا جاری است. آنجایی که تمام پیامبران الهی در آن نماز گذارده باشند و پیامبر اسلام از آنجا به ملاقات خداوند رفته باشد، بی شک تنها دیار مقدسی است که خود معیار حق خواهد بود از باطل؛ و تاریخ گذشته و امروز آن به خوبی نمایانده است که لشگریان شیطان با تمام قوای پوشالی خود تنها چند صباحی می توانند به دروغ مدعی تسلط بر آن باشند.

و نیز می دانم که چگونه روزمرگی و غفلت من را از فهم عظمت این ارض ملکوتی عاجز کرده است. غبار ظلمت چنان بر فکر و قلب من نشسته است که برای اثبات حقانیت آن نیاز به استدلال دارد!

و
امروز روز نکبت است! امروز روزی است که شیطان در قالبی دیگر کینه تاریخی خود را نمایان ساخته است. امروز روزی است که تمام تلاششان بر آن شد که این روزنه‌ی تنفس حیات معنوی انسان را نیز ببندند!

آری در ۱۴ می ۱۹۴۸ نوادگان قابیل در ظاهر فرزندان سامری کمر همت بر نابودی تو بستند. و امروز روز اعلام استقلال کشور موهومی اسرائیل است در سرزمین بیت المقدس ! در سرزمینی که بشریت تمام وجود خود را مدیون آن است. امروز بود که فرزندان اسرائیل گمان کردند قتل عیسی (علیه السلام) –به گمان پوچشان- و آزار محمد(ص) به ثمر رسیده است. و دولت اسرائیل آن میراث خیانتکاران تاریخ انسانیت است که امروز به فرزندان اسرائیل رسیده است. و جای تعجب نیست که چگونه دو دشمن قسم خورده در جهانِ دو قطبی آن وقت – آمریکا و شوروی- تنها چند ساعت پس از اعلام استقلال اسرائیل آن را به رسمیت شناختند و هر دو به تفاهم رسیدند بر سر همکاری با فرزند شیطان!

و نیز می دانم که سازمان ملل متحد که پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط فاتحان آن جنگ ویرانگر ایجاد شد ، هدف نخستین خود را برقراری صلح و امنیت در تمام جهان معرفی کرد. اما نمی فهمم چگونه این سازمان جهانی در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ طرح غیر قانونی تقسیم فلسطین را به ۵/۵۶ % تحت کنترل یهودیان، ۴۳% تحت کنترل اعراب و قدس به عنوان منطقه بین المللی تصویب کرد . حال آنکه تا سال ۱۹۴۸ با تمام تلاشی که یهودیان صورت دادند از لحاظ جمعیتی چیزی حدود ۷۰۰ تا ۷۵۰ هزار نفر بودند و فلسطینی ها حدود یک میلیون و دویست تا یک میلیون و سیصد هزار نفر جمعیت داشتند. و از لحاظ جغرافیایی کل اراضی فلسطین که تحت تسلط یهودیان بود تنها ۵% از جغرافیای فلسطین را تشکیل می داد.

و نیز می دانم که پس از تولد شوم اسرائیل در ۱۴ می کشورهای عربی از خواب برخواستند و خواستند که به مقابله برخیزند. جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد. ولی فورا آمریکا و اروپا وارد عمل شدند و شورای امنیت رسماً اعلام آتش بس کرد. طی دو هفته آتش بس موقت کانون های صهیونیستی بدلیل نفوذی که در وزارت دفاع آمریکا داشتند، خلبان های خبره و ماهر یهودی را شناسایی کردند و آنها را مأمور کردند که وارد جنگ شوند. از بعضی کشورهای اروپای شرقی و غربی سیل مهمات و حتی نفرات را به نفع اسرائیل وارد میدان کردند. و پس از پایان صلح موقت رژیم صهیونیستی بر قدس ، کرانه باختری ، نوار غزه ، صحرای سینا و بلندی های جولان تسلط پیدا کرد. و اینگونه اسرائیل حتی به سهم خود که سازمان ملل به آنها بخشیده بود قانع نشد.

و میدانم که تقدیر فلسطین به جنگ و جنایت سنگدلان تاریخ و سکوت ناظران جهانی گره خورده است. اسرائیل از پیش از تولدش تا به امروز بر دشتی از خون مردمان فلسطین زیسته است. دهکده دیریاسین، کفر قاسم ، اردوگاه های صبرا و شتیلا ، شهر الخلیل ، اردوگاه سازمان ملل در قانا ، جنین تنها بخش کوچکی از فلسطین است که پر پر شدن مردمانش را به چشم خود دیده است و به خاک خود گرمای وجود آنان را لمس کرده است. و هزاران شهید تا امروز به همراه آوارگان فلسطینی و کودکانی که غربت تنها دمخور آنها گشته است برگی ننگین در تاریخ بشریت است.

و نمی دانم چرا «هنگامی که فلسطین بعنوان یک ملت مسلمان نفی می شود و قتل عام!» ، چرا «هنگامی که خانه ای بر سر صاحبانش ویران می شود»، چرا «هنگامی که کودکی در آغوش پدر و مادرش جان می دهد» ، چرا «هنگامی که فرزندی یتیم می شود» ، صداها در گلوها فرو می رود، چشمها بسته می شوند، فریادها خفه می شوند، چهره ها روی می گردانند، سازمانها سکوت می کنند، پرونده حقوق بشر بسته می شود، روشنفکرها می گریزند و … اما شاید هنوز کسانی چون گارسیا مارکز باشند که بگویند:« من آریل شارون را برای جایزه نوبل قتل و کشتار نامزد میکنم.اجازه بدهید بگویم من از ارتباط نامم با جایزه نوبل شرمنده ام . من شگفتی نامحدود خود را نسبت به قهرمانی های ملت فلسطین اعلام می دارم.ملتی که به رغم انکار ابرقدرت ‌و روشنفکران بزدل یا رسانه های گروهی یا حتی برخی از عرب ها نستب به وجود این ملت همچنان در برابر نابودی ،پایداری میکند.»

اما بعد، «اسراییلیان به حاکمیت چند روزه خویش بر فلسطین و این حرم مقدس غره نشوند؛ بیت‌المقدس روزهای سختی را در پیش خواهد داشت و از پس آن به آرامشی طولانی دست خواهد یافت. تقدیر تاریخ در جنگی که میان مسلمانان با اشغال‌گران کنونی فلسطین روی خواهد داد معنا خواهد شد.» و آن هنگام که آخرین منجی بشریت با ورود از درب شرقی مسجد الاقصی نوید آزادی این مکان الهی را خواهد داد دوباره در عرش طنین انداز می شود که : …
إنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا.




منبع : eilia13.ir