تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عذاب وجدان از کار دیگران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:eprima
آخرین ارسال:eprima
پاسخ ها 5

عذاب وجدان از کار دیگران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام و خسته نباشید.راستش نمیدونم از کجا باید شروع کنم.اول اینو بگم که من امسال کنکور دارم.سال اول دبیرستان من به سوئد رفتم برای اقمت اما نشد و خانواده ام از تهران به تبریز مهاجرت کردند.در دبیرستان من با دو پسر به اسم های فراز و سینا دوست شدم که خیلی زود دوستیمون بسیار صمیمی شد طوری که بعد از مدرسه 4 5 ساعت رو باهم میگشتیم.سینا با دختری که بسیار بهش علاقه مند بود پس از مدت ها دنبالش گشتن دوست شد.من هم با کسی که در یک مهمانی خانوادگی آشنا شده بودم و یک شال دنبالش میگشتم دوست شدم و دوستیمون زیر نظر خانواده بود.تابستون همون سال وقتی با سینا چت میکردم بهم گفت که با دوست دخترش رابطه ی جنسی برقرار کرده.من خیلی ناراحت شدم چون آینده ی خودش و دختره رو در نظر نمیگرفت با اینکه میگفت قراره باهاش ازدواج کنم اما یک درصد جدایی رو بر خلاف من در نظر نمیگرفت.از اون روز به بعد کم کم از سینا و فراز(فراز هم قبلا با دختر های زیادی بود و خالی زیاد میبست و روی زندگیم تاثیر منفی زیادی داشت)دور شدم.تا جایی که دوسال حتی سلام هم بهشون نمیدادم.یک روز شاهد دعوای شدید سینا و فراز باهم بودم اما اهمیت ندادم.ولی شایعاتی به گوشم رسید که خیلی ناراحتم کرد.میگفتند پرده ی بکارت دختر رو از بین برده و حالا از هم جدا شدن.از وقتی این حرف رو شنیدم اونقد ناراحت شدم که شب ها خیلی سخت خوابم میبرد.هر کاری که میخواستم بکنم فکرم مشغول سینا میشد و اینکه آینده ی دختر چه خواهد شد.اینها روی رابطه ی خودم هم داشت تاثیر میذاشت و کلا از زندگی افتاده بودم.بعد از چند ماه کلافه شدم و به سینا مسج زدم و  در چت ازش پرسیدم که واقعیت داره؟گفت نه!
    اما چیز دیگه ای اتفاق افتاده بود و دختر با فراز بهش خیانت کرده بود.من خیلی ناراحت شدم.آینده ی سینا که چطور میخواد توی چشای کسی که زنش میشه نگاه کنه و یا حتی اون دختر...کلا زندگیم مختل شده...کارایی که قبلا با علاقه انجام میدادم دیگه میلی بهشون ندارم.کارای 3D نقاشی درس...عذاب وجدان کارای دوستانم رو گرفتم.نه تنها این دو بلکه همه ی کسایی که رابطه داشتن...تا جایی که تصمیم گرفتم این مسئله ی حیوانی رو به طور کل از زندگیم خارج کنم...حتی بعد از ازدواجم.این تصمیم خیلی توی رابطه ی خودم تاثیر گذاشت.من این دختر رو خیلی دوستش دارم یعنی تا سر حد مرگ طوری شده که دیگه بیرون نمیرم,تیپ نمیزنم,اگرم مجبور شم کلاس برم کلاهی میزارم و چونه رو میچسبونم به گلوم تا مبادا چشمم به کسی بوفته و این یه خیانت تلقی بشه.با اینکه خودش کاملا مخالفه و خیلی سر این بحث حرفمون شده اما اونجوری حس میکنم...از گذشته ی خودم متنفر شدم...طوری که میگم ای کاش از وقتی با این دختر آشنا شدم زندگیم شروع میشد.ای کاش خیلی کارهارو نمیکردم ای کاش دوستیقبل از این نداشتم...اینم بگم که تا به حال رابطه ی جنسی نداشتم برداشت بد نکنید.
    نمیدونم,این مسائل آنچنان روی درسم تاثیر گذاشته که وقتی کتابم رو باز میکنم اصلا و به هیچ وجه نمیتونم تمرکز کنم...گاهی میگم شاید سینا کار درست رو میکنه که عین خیالش نیست و کس دیگه ای رو پیدا میکنه...شاید اون بعد ازدواج به خانومش پایبند بمونه...نمیدونم, کمکم کنید حالم خیلی پریشونه...توی این سن احساس پیری میکنم...نمیدونم نمیدونم توروخدا کمکم کنید...اگه از دانشگاه قبول نشم از دستش میدم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز شما چرا عذاب وجدان دیگرانو یدک میکشی؟هرکسی منطقی داره منطق دوستانتون با منطق شما فرق داره ببخشید رک میگم خیلی از پسرها میگن اگر دختر دخترباشه با کسی دوس نمیشه و میشینه تا براش خواستگار پیدا بشه
    علاقه عشق و محبت و معرفت هم مطرح نیست یک نوع تنوع یک نوع تفریح خب شما بهتره توی روابط خودتون و دوستتون (دختر) تمرکز کنید و برای آیندتون برنامه بریزید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون از اینکه جوابمو دادید.فرمایش شما درست من خودم رو کاملا در این مسئله غرق کردم و آینده ی خودم رو کلا از یاد بردم.اما نمیشه...بعد از این با سینا حرف زدم,حتی نمیدونست واسه چی باهاشون قطع رابطه کردم.با فراز از قبل هم صمیمی تره و من نمیتونم اینو هضم کنم.باور کنید این موضوع شاید واسه خیلی ها خنده دار بیاد اما من نمیتونم بشینم که دوستام هم بعد از چند سال عذاب وجدان بگیرن.این موضوع رو باها سینا مطرح کردم و گفتم که این موضوع آزارم میده ولی اون هیچوقت نمیتونه درکم کنه.
    راه کارتون چیه؟
    ممنونم از راهنماییتون
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    ببینید شما ضامن کار دیگرون نیستید شما میتونید قطع رابطه کامل کنید و دلیلش هم بگید دوستانتون هرچقدر هم عزیز باشن وقتی روی زندگی و آیندتون و روابطتون تاثیر بذارن خوشایند نیست شما نمیتونید به دوستانتون بگید این کارو کنن این کارو نکنن از کجا معلوم این مسایل باعث نشه خدای نکرده شما یا دوستتون(دختر) مرتکب بشید یا دوستانتون شمارو به این راه نکشن؟
    پس بهتره عاقلانه رفتار کنید
    لازم نیست اونها شما رو درک کنن همین که شما خودتون بتونید با این مسئله کنار بیایید کافیه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    درسته اینکه ما رو هم به جدایی بکشن و یا عوامل دیگه خیلی زیاده...چون منو کلا از زندگی سرد کردن و علایقم رو از همه چی ازم گرفتن...بازم اگر چیزی بود که توی این راه کمکم میکرد دریغ نکنید...خیلی ازتون ممنونم که اینقدر زحمت میکشید و جواب هارو میدید یه دنیا تشکر
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •