تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام بمیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ry@m
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 122

صفحه‌ها (13): صفحه 2 از 13 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

میخوام بمیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    خب خانواده طرف مقابلتون تا چه اندازه واستون مهمه؟
    اختلاف فرهنگی هم با هم دارید بخاطر زندگی در دو شهر متفاوت؟چه اندازه اختلاف مسافت دارید با هم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    خیلی
    ولی خیلی وقتا ب زندگی بدون رضایت اونا فک کردم
    اختلاف فرهنگی ن خیلی زیاد اونا زندگی ساده تری دارن
    حدود 500 کیلومتر
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    خب از هر لحاظ شما بخاید منطقی فکر کنید این ازدواج به صلاحتون نیست.تنها نکته مثبت این قضیه خوب بودن طرف مقابلتون هست
    بهتون پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما سخنرانی دکتر فرهنگ در مورد ازدواج موفق رو گوش کنید.اینا دلایل ایشون برای مخالفت با ازدواج دو نفره که توی اون خانم سنشون بیشتر از آقا هست:
    1- خانمها زودتر به بلوغ عقلی میرسن و بیشتر بودن سن مرد تازه باعث میشه هردو دید مشابهی نسبت به مسائل پیرامون خود داشته باشن
    2- بعلت بیشتر بودن سن خانم،ایشون مجبورن مدام نقش یک مادر رو برای همسرشون ایفا کنن تا یک همسر بعلت بیشتر بودن قوه درک و فهم با توجه به مورد بالا
    3- خانمها به لحاظ جسمی مخصوصا بعد از زایمان بسرعت شادابی و نشاط جسمی خودشون رو از دست میدن
    4- خانمها در سنین بالا قادر به تامین کامل نیازهای جنسی همسرشون نیستن و کشش اونها برای روابط زناشویی با افزایش سن،کاهش پیدا میکنه در حالیکه در مورد آقایون اینطور نیست.بنابراین طبق موارد 3 و 4 احتمال اینکه مرد بطرف ازدواج مجدد یا روابط نادرست دیگه بره و یا درخواست طلاق کنه وجود داره.آمار زیادی در این مورد هست
    تازه اینها فقط مسائلی بود که مربوط به اختلاف سنی شما هست.اختلاف فرهنگی و مسافت که جای خود داره.شاغل نبودن و مبهم بودن آینده کاری و محل زندگی ایشون رو هم به اینها اضاف کنید.بنده بهیچ وجه چنین ازدواجی رو توصیه نمیکنم.سعی کنید ایشون رو فراموش کنید.اگر سخنرانی دکتر فرهنگ رو داشته باشید ایشون همه مسائل رو به دقت توضیح دادن ضمن اینکه جو حاکم بر سخنرانی ایشون هم کاملآ دوستانه هست و هرگز احساس خستگی نمیکنید.اگر مایل بودید میتونم لینک سخنرانی ایشون رو قرار بدم
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    میدونم چی داری میگی آدم تو اول جونیش به هچین مشکلی بر بوخوره و به یه همچین وضی گرفتار بشه واقعا سخته زندگیه آدم میشه جهنم اونم منو دوست داره و نمیتونه فراموشم کنه اما با تمام وجودش داره تلاش میکنه که اینکارو بکنه.خیلی سخته که آدم با تمام وجود یکی رو بخواد ولی نتونه بهش ثابت کنه.منم موندم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    مگه ادم چند سال زنده س
    بهتر نیست کنار کسی باشی ک بهت ارامش میده
    حتی حرف زدن با او هم ب من ارامش میداد اونم دقیقا مث من بود
    اگه با کسی ک بزرگتره ازدواج کنم و نتونم تحملش کنم مزایای این ازدواج چیه
    با هر که باشم من دلم با اونه
    با هر کی باشم یاد او میفتم
    البته خودمم میدونم باید فراموشش کنم
    ولی نمی تونم
    دست خودم نیست ک.....
    تو این سه ماه جدایی مون نشده ی روز گریه نکنم
    خیلی خسته م
    ترجیح میدم بمیرم تا با یکی دیگه باشم
    فقط اینجوری میتونم فراموشش کنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    در اینکه دنیا خوشی و ناخوشی داره و به کسی وفا نمیکنه هیچ تردیدی نکنید؛ اما میخوام شما رو متوجه مساله ای در درونتون بکنم. وقتی وابستگی پیش میاد، دل کندن سخت میشه. وابستگی چگونه پیش میاد؟ با ایجاد رابطه و تداوم عاطفی اش

    چگونه از بین میره؟ با قطع رابطه و تداومش؟ بله، ولی نه به آسونی ایجاد رابطه. اینها رو به شما نمیگم. به کسانی که بعدا میان و این مسائل رو میخونن میگم تا همینجوری وارد رابطه نشن

    میدونم الان شرایط بسیار سختی رو دارید. میدونم خاطراتی که دارید رو مرتب مرور می کنید، آینده ای که با ایشون تصور کرده بودید جلوی چشمتون رژه میره، لحظاتی که با ایشون تصور می کردید میاد پیش روتون و ...

    فقط به عنوان یه تسکین موقت میخوام بگم که اگر بخواهید، هر چند با سختی، میتونید تا حدود زیادی این مسائل رو به دست فراموشی بسپارید.

    خب حالا میشه دلایلی که برای مخالفت ازدواج شما آوردند رو برشمرید؟(به جز سن بیشتر شما)

    ایشون تصمیمش چیه؟

    آیا هنوز با هم در ارتباطید؟

    راستی گفته بودید تو دوستی مقداری زیاده روی کردید. اگر مایل بودید مقداری درباره اش بگید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام
    ممنون از راهنماییتون
    خودمم میدونم باید فراموشش کنم ولی سه ماه حتی ی ذره هم کمتر نشده بلکه روز ب روز بیشتر دوسش دارم
    الان ک از هم جدا شدیم میفهمم چقد واسم عزیزه
    دلایلی مخالفت خانواده اون ک میگفتن ک کار نداره، باید بری شهر دیگه شهر من، برادر بزرگتر مجرد داری ، یکی دیگه از برادراش ک ازدواج کرده و خانمش بزرگتره دارن جدا میشن میگن عاقبت ما هم همینه
    البته همش بهونه بود بعدا فهمیدیم اونا یکی از دخترای فامیلو واسش در نظر گرفته بودن ک اونم ب خانواده ش میگن دیگه هیچ وقت ازدواج نمیکنه
    اون میگهه نمیخوام منتظر من بمونی و اینده تو ب خاطر من خراب کنی میترسه اخرم راضی نشن
    تنها ارزوش خوشبختی منه! میگه میخوام خوشبختیتو ب چشم خودم ببینم
    بعد از اینک فهمیدیم دیگه نمیتونیم با هم باشیم ارتباطمون کلا قطع شد فقط الان با ایمیل گاهی در ارتباطیم مثلا دو تاییمون تو ترکیم!
    هر دومون اهل دوستی و این حرفا نبودیم و دوتاییمون برای بار اول بود ک با کسی بودیم و خیلی هم معتقد بودیم و خیلی فاصله ها رو رعایت میکردیم ولی بالاخره این عشق باعث گناهمون شد نوازش و بوسه!!!
    ب خاطر همین وابستگی زیاد تصمیم گرفتیم دیگه ن ب هم ز بزنیم و اسمس واسه همین سیم کارتمون رو عوض کردیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    حقیقتش اینه که برای فراموش کردن وابستگی ها، اولین و مهمترین گام اینه که یقین حاصل کنید که هیچ امیدی به ازدواج با فرد مورد نظر دارید. اینکه حتی یک درصد هم احتمال بدید به هم میرسید، مانعی بزرگ بر سر فراموشی و باعث فکر کردن به خاطرات و آرزوها و تجسمهاست. مساله دیگه اینکه اگر واقعا می خواهید فراموش کنید، این ایمیل زدنهای گاه و بیگاه هم مانع هستند. به خصوص که اگر محتوای عاطفی یا یادآور خاطرات گذشته یا صحبتهایی باشند که نشان دهنده حسرت خوردن و ... باشند. حتی همین حرفها که ارزوی من خوشبختی توست و ... از موانع مهم فراموشی هستند.

    بنابراین تا این موارد هستند، انتظار نداشته باشید فراموش کنید. فراموشی نیازمند اراده و عزم راستین، پاک کردن تمامی راههای ارتباطی و قبل از همه اینها و مهمتر از همه اینها، کسب یقین از این مورد هست که قرار نیست با هم ازدواج کنید.

    اگر هنوز امید دارید، یا مایلید این امید رو در خود نگه دارید، یا مایل نیستید این احساسات رو از خود دور کنید، نشون میده که هنوز برای فراموشی آمادگی ندارید و راهکارهای ما هم اثربخش نخواهند بود.

    پس ابتدا این رو به ما بگید که آیا قصدتون فراموشی هست؟ یا اینکه پیدا کردن راهی برای رسیدن به ایشون؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    راستش عقلم میگه فراموشش کنم
    ولی ته دلم هر روز امید دارم شاید خانواده ش راضی شدن
    ولی دارم سعی خودمو میکنم فراموشش کنم
    بهش گفتم دیگه جوای میل هم نمیدم پس میل نده ولی روزی هزار بار کیلمو چک میکنم ولی جواب نمیدم
    سعی میکنم خاطرات و یادگاری هاشو دور بریزم ولی نمی تونم
    ی اهنگ ی فیلم ی خیابون یکی ک قدش اندازه اونه یکی ک مث او حرف بزنه ... هر چیزی منو یادش میندازه و اشکام جاری میشه
    تصمیم گرفته بودم ب پاش صب کنم ولی ب خودش نگم وفتی ب مادرم گفتم گفت ب شرطی میذاره ب پاش صب کنم ک او هم قبول کنه و مشخص کنه بعد از چ مدت میتونه راضی شون کنه
    ولی میدونستم محاله قبول کنه میترسه من خواستگارای خوبم رو رد کنم و یهو ب خاطر اون بد بخت بشم
    دیگه دارم دیوونه میشم
    خودمم میدونم اراده ندارم
    از زندگی سیر شدم
    تمام این مدت همیشه ناراحت بودم میخواستم وانمود کنم شادم مادرم غصه نخوره ولی نمی تونستم
    همیشه دلم گرفته بود
    سعی میکردم با افسردگیم بجنگم ولی خیلی با اون در مورد زنگی اینده مون حرف زده بویم
    حتی واسه خونه هم نقشه کشیده بودیم
    چطوری من با یکی دیگه ازدواج کنم
    ب خاطر سنم دیگه نمی تونم بگم سه چهار سالی ازدواج نمیکنم تا فراموشش کنم
    چون میدونم موقعیت ازدواج رو از دست میدم
    البته خودم واسم راحتره مجرد بمونم ولی میدونم نمیشه و نمیذارن
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خب اگر واقعا تصمیمتون رو بگیرین، میشه امیدوار بود که شش ماه تا یکسال زمان برای فراموشی کافی باشه؛ البته به شرطی که همکاری کنین

    به نظر من سریعتر تصمیمتون رو بگیرید و به ما اطلاع بدید که آیا میخواید منتظرش بمونید یا فراموشش کنید؟

    هروقت به نتیجه رسیدید ما در خدمت هستیم. مهم اینه که عزمتون رو جزم کنید برای یک کار. تردید و دودلی مانع میشه ثابت قدم باشید و این بدترین عذابه. پس قاطعانه یک تصمیم جدی بگیرید و به ما اطلاع بدید.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (13): صفحه 2 از 13 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •