تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام بمیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ry@m
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 122

صفحه‌ها (13): صفحه 5 از 13 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

میخوام بمیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    ممنونم
    هر روز لباس رنگ خاص واسه افسردگیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#
    راهله آواتار ها
    واسه شاد زیستن و پی بردن به  اینکه زندگی زیباست ای زیبا اندیش
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:43#
    چهار روزه کلا رابطه مو باهاش قطع کردم
    دارم تمام سعی مو میکنم بهش فک نکنم
    امیدورام این دفعه بتونم تا اخرش برم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:44#
    راهله آواتار ها
    خواستن توانستن است آفرین تبریک میگم که به ارزش وجودیتون پی بردین
    حالا دیگه موقعش که اسمتون رو تغییر بدین به آقای دکتر عزیزی بگین اسمتون رو خوشبخترین بگذارند
    شاد زیستن حق طبیعی ماست
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:45#
    ممنونم
    هنوز واسه خوشبخترین ی کم زود نیست
    احساس خوشبختی نمیکنم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:46#
    سلام،برای خوشبختی باید فکرت رو هم مثبت کنی عزیزیم،باید خودت خوشبختی رو ایجاد کنی،با فکرهای خوب برای آینده ی پیش روت
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:47#
    ممنون
    تمام روز دارم سعی میکنم احساس کنم خوشبختم
    ب خودم میگم چیزی تو زندگی کم نداری
    همه چی عالیه
    تا فکرش میاد سراغم ب خودم میگم اگه دوسم داشت بیشتر تلاش میکرد
    حتما اصلا دوسم نداشته واسه همین ازم نخواست ب پاش صبر کنم
    البته با اینکه همش دروغه
    ولی میخوام ب خودم تلقین کنم این دروغا رو
    ک کم کم فرامشش کنم
    ولی هنوز ک جوای نداده
    نمیدونم روشم درسته یا ن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:48#
    پیش خودتون فکر کنید شاید نمیتونست خوشبختتون کنه،اگه میرفتید تو زندگی مطمئن باشید از این بیشتر رنج می کشیدید به این خاطر که خانواده آقا پسر راضی نبودند،واین خود یک مشکل اساسی بود هر روز به جای آرامش باید با ایشون جنگ و دعوا داشتید سر رفتار خانوادشون با شما ایشون هم که نمیتونن روی حرف خانوادشون مخصوصا مادرشون حرف بزنن،پس کار شما فقط خود خوری بود،از یک طرف دیگه هم میگید در اقوامشون دختر دیگری رو مد نظر داشتند که این هم یک مشکل بسیار اساسی دیگر بود،پس به این فکر کنید که انشاالله فرد دیگری در زندگی شما حضور پیدا میکند که زنگی شما را پر از آرامش خواهد کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:49#
    فقط امیدوارم دیگه اشتباه قبل رو تکرار نکنید و دچار رابطه ودوستی  های  قبل از ازدواج نشید
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:50#
    من اهل دوستی نیستم
    با او هم ب خاطر دانشگاه و کار همیشه کنار هم بودیم
    واسه همین با هم در ارتباط بودیم
    هیچ وقت فکرشم نمیکردم ی روزی اینجوری بشه
    ب چیزایی ک گفتید هر روز فک میکنم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (13): صفحه 5 از 13 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •