تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تنفر از داشتن فرزند زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم صحرایی
آخرین ارسال:ayoobzarei
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تنفر از داشتن فرزند

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام -خانمی هستم 28 ساله وحدود 2ساله که ازدواج کردم و از داشتن فرزند به شدت بیزار هستم زیرا اصلا حوصله بچه ها رو ندارم و تاحالا محبتی به کودکان نکرده ام و هروقتی در جمع بحث این مساله حتی به صورت شوخی عنوان میشود تمام بدنم یخ می زند و بدنم شروع به لرزش میکند وحالم بسیار منقلب میشود!! بارها به همسرم هم گفته ام <که  توی زندگی تو برای من کافی هستی و تحت هیچ شرایطی فرزند نمیخوام  و اگه  منو اینطور نمیخوای  ازت  جدا  میشم>ولی همسرم اغلب با خنده وشوخی موضوع رو فقط برای اون لحظه از سرم بیرون میکنه وچیزی نمیگه... من به فلسفه بچه داشتن اعتقاد ندارم وهمینطور با همسرم خوش بخت هستم وپشیمان هم نمیشوم -بچه دار شدن یک انتخابه نه یک باید!! ولی متاسفانه تو جامعه به باید تبدیل شده واگه کسی نخواد این انتخاب رو داشته باشه مورد اذیت وآزار کلامی دیگران قرار میگیره ...لطفا کمکم کنید که چطور این موضوع رو عنوان کنم که کمترین بازخورد منفی رو داشته باشه؟

  2. ارسال:2#
    سلام میشه بگید با اومدن بچه چه چیزهایی عوض میشه ؟نبود بچه چه معایب و مزایایی داره ؟در دراز مدت (مثلا در دوران کهنسالی) بود یا نبود بچه چه محاسن و معایبی داره ؟
    رابطه اتون با همسرتون چگونه است ؟

  3. ارسال:3#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام .
    دوست عزیز

    اختلاف سنیتون با همسرتون چقدر ؟

    شما بچه چندم خانواده بودید؟

    شما در ارتباط با مادرتون و دیگر اعضای خانواده چه جور بودید؟


    چه نظری درباره رفتار پدر و مادر تون در ارتباط با خودتان در دوران مجردی داری ؟ و چه احساساتی داشتید؟

    در رابطه خود با همسرتان چه انتظاراتی از ایشان دارید ؟ عواطفتان چگونه هست؟


    شما سابقه بیماری و بستری شدن دارید؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  4. ارسال:4#
    باسلام وعرض ادب
    در پاسخ به پرسش های شما باید عرض کنم که با اومدن بچه تمام تایم زندگیم به هم میخوره من هنوز هدفهای تحصیلی و کاری زیادی تو سر دارم واینکه اصلا حوصله  ندارم از موجودی که بهش اعتقادی ندارم  نگهداری کنم .بارها شده وقتی نوزادی کنارم بوده وگریه کرده دلم خواسته حتی خفه اش کنم که صداش در نیاد
    در پاسخ به سوال دوم اینکه وقتی بچه نباشه خب وقت بیشتری برای همدیگه میتونیم بذاریم ولزومی داره سالیان عمرت رو با نگرانی از اینده بچه پرکنی و از نظر مادی هم  لزومی نداره تمام دوران جوانیت رو سخت کار کنی برای اینکه اینده یکی دیگه تامین بشه وتنها معایبش از نظر من اینه که ممکنه توی پیری یه کم اذیت بشم که این سختی به لذت و بی مسئولیتی دوران جوانی می ارزه 
    در پاسخ به سوال سوم  اینکه در دراز مدت ... به نظرم استرس هایی که الان درخانواده ها وجود داره قسمت اعظمش مربوط به مسائل تربیت و دانشگاه و کار و ازدواج بچه هاست چه بهتر ازاینکه از این همه دغذغه راحت باشی
    در پاسخ به سوال چهارم اینکه من رابطه خوبی با همسرم دارم  ولی از نظر فرهنگی باهم خیلی فرق میکنیم و گاهی اوقات باهم بحثمون یشه
    سوال پنجم :همسرم یکسال از من بزرگتر است وایشان 29 سال دارند
    سوال ششم: ما 5فرزند هستیم و من بزرگترین فرزند خانواده هستم
    سوال هفتم:ارتباطم با مادرم خیلی خوبه وبا بقیه اعضای خانواده هم ارتباط خوبی دارم فقط بایکی از خواهرهایم میانه چندان خوبی ندارم ضمنا ما 4خواهر و یک برادر هستیم
    سوال هشتم: رفتار خانواده ام با من خیلی خوب بوده و همچنان هست ومشکلی باهم نداشتیم
    سوال نهم:انتظارات من از همسرم زیاده البته همسرم تقریبا همه انتظاراتم رو براورده کرده و روابطه عاطفی خوبی داریم و تقریبا توی فامیل همسرم وخودم جز زوجین خوشبخت هستیم
    سوال دهم: سابقه بستری شدن ندارم ولی حدود 10 ساله از نامنظم بودن هورمونهایم در عذابم زیرا باعث شده پریودهای نامنظمی داشته باشم وهمشه لکه بینی دارم وحتی باخوردن قرص های قوی (مثل اچ دی) همچنان مشکلم حل نشده و تمام ماه لکه ببینم و پزشکان از معالجه ام ناامید شدن!!البته این روند سیستم اعصابم رو  ضعیف کرده...
    یکی دیگه از مشکلاتی که با بچه دار شدن دارم اینه من اصلا دوست ندارم اندامم خراب بشه  واینکه میگن بعد از زایمام اندام با ورزش درست میشه رو خیلی قبول ندادم دیگه هیچ وقت اون اندام و پوست به حالت قبل زایمان برنمیگرده مگر با تقبل هزینه های سرسام اور جراحی زیبایی! واینکه خانم هاحتی با داشتن یک فرزند همیشه به انواع بیماریهای زنانه مبتلا هستند که حداقل نصفش به خاطر بچه دار شدنه  از جمله پایین اومدن مثانه ودر کسانی که سزارین کرده اند همیشه با کمردرد همراه هستند
    ویک مشکل دیگه اینکه تو کشور ما مادر حق خیلی کمی نسبت به بچه داره و متاسفانه همه زحمتها با مادره وهمه حق ها با پدر !!البته من تو خانوادم در رابطه با این مسائل مشکلی داشتیم ولی من در رابطه با این مسئله تحقیق زیادی کردم ونمیتونم زیربار همچین مسئولیت سختی که بهش اعتقاد ندارم برم وهیچ حقوقی هم نداشته باشم و وقتی از مردم عوام میشنوم که بچه مال مرده واز پشت اونه حالم از این سیستم زندگی به هم میخوره !!
    راستش امروز با همسرم سر این موضوع  دعوامون شد ومنم بهش گفتم که ازش جدا میشم !! واز صبح دیگه باهام حرف نمیزنه !! واقعا به تنگ اومدم لطفا راهنمایی ام کنید

     

  5. ارسال:5#
    سلام وقت شما بخیر.

    یه بار پست بالا رو بخونید  ، چیزی که من ازش برداشت میکنم اینه :
    اگر قرار باشه توی یک جمله علت عدم علاقه ی شما به حضور فرزند در زندگی تون رو عنوان کنیم ، این هست که شما نمیخواین زیر بار مسئولیت برین.
    وجود فرزند در بین اقشار مختلف جامعه دلایل متفاوتی داره. بعضی از آدمها مسئولیت ها رو قبول میکنن تا با بر اومدن از پسش به دیگران فخر بفروشن (حالا مهم نیست که این مسئولیت چی باشه) فرزند دار شدن هم نوعی مسئولیت پذیری هست.

    افراد مذهبی بیشتر دوست دارن که بعد از مرگشون فرزندشون جای اونها بمونه و اعمالی رو براشون هر چقدر کم انجام بده. حتی شده خوندن یه فاتحه(اعمال ما تاخر)

    در بین افراد ثروت مند ، فرزند در حقیقت وارث پدر و مادر میشه که اموال به مصادره ی دولت در نیاد.

    خلاصه هر کس از این معقوله یک برداشتی داره.

    معمولا زمانی که با مادر ها که بعد از زایمان صحبت میکنن که ، چطور بود ، اکثر در پاسخ میگن ، زایمان پر لذت ترین عذاب دنیاست.
    این جمله ای که خدمت شما عرض کردم ، سرشار از ایهام هاست. یعنی همیشه تصور ما از عذاب ، صرفا عذاب نیست ، گاهی لذت هایی داره که ماها نمیتونیم درکش کنیم.
    مادر شدن صرفا بهم ریختن اندام نیست ، صرفا قبول مسئولیت برای تامین آینده نیست. چه خانواده هایی که بچه دار شدن ، اما بچه ها دارن کار میکنن خانواده رو خرج میدن و آینده ی خودشون رو هم میسازن .

    مادر یک خانواده شدن ، لذتی داره که تا مادر نشیم نمیتونیم درک کنیم. مادر شدن یعنی یک خانواده تشکیل دادن و به هم محبت کردن ، قلبی که همیشه با دیدن لبخند فرزندش آروم میشه.
    پسر هایی که تا آخر عمرشون هر جا که باشن بازم مامانی هستن و خودشون رو برای مادراشون لوس میکنن.
    دختر هایی که هر جا هستن بازم قسم راستشون به جان بابامه
    گاهی اوقات دلتنگی برای فرزند ها و پدر مادر ها بهترین لذت دنیاست.

    بدن هر انسانی با گذر زمان اولا از شکل و قیافه می افته دوما رفته رفته نسیب خاک میشه پس زیاد نگاران از ریخت افتادنش نباشید.
    شاید قانون بگه بچه ماله پدره ، اما احساسش رو که نمیتونه بگه صرفا مال پدره!!!
    درسته تمام زحمت هاش با مادره ، دقیقا برای همینه که میگن : «بهشت زیر پای مادران است » چرا نمیگن بهشت زیر پای پدران است؟؟؟
    روانشناسی میگه هیچ وقت یه پدر نمیتونه مادر باشه ، هیچ وقت یه مادر هم نمیتونه پدر باشه.
    پس فکر نکنید شما فقط باید بچه رو با مشکلات خاص خودش به دنیا بیارید و بعد دو دسته تقدیم پدر کنید. شما سهم بزرگی از احساسات فرزند و تربیتش دارید ، که جای خالی شما یک خلأ غیر قابل پر شدن هست برا فرزندتون

    یه نوزاد وقتی گریه میکنه ، فقط یکم شیر میخواد ، همین سهمشه از زندگی.

    تمام نیاز های ما توی دوران زندگی پول و لذت از ارتباط با همسر نیست.
    وقتی ماها یه درخت میکاریم ، بی صبرانه منتظر میوه اش میشینیم ، بچه ها هم میوه ی زندگی هستن.

    ثمره ی عمرتون رو دستخوش برداشت های غلط نکنید. خیلی زود بهترین دوران زندگیتون میگذره ، اونوقت شما هستین و با یه دنیا حصرت.

  6. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    هرکسی یه عقیده ای داره نظرتونو به چند نکته جلب میکنه
    1.زندگی مشترک فقط نظر شما نیست بلکه همسرتون هم هست شاید همسرتون فعلا بخاطر علاقه اش به شما چیزی نگه اا آقایون خودآگاه یا ناخودآگاه حاصل عشق و زندگیشونو در فرزنددارشدن می دانند
    2.یکی از دلایل عدم احساس نیاز به فرزند بله احساس نیاز بی نظمی های هورمونیتون هست که بدن شما فیدبک لازم را برای مادر شدن نمی ده
    3.با این تفاسیر زندگی بدون فرزند تکراری و خسته کننده خواهد شدبه دلیل اینکه شما مثل دو هم خانه خواهید شد بخاطر اینکه روابطتون برای فرزند دار شدن هم نخواهد بود و فقط کار کار کار
    بهتره بیشتر فکر کنید

  7. ارسال:7#
    باسلام وعرض ادب و ممنون از  راهنمایی هایتون
    حرفهای شما درسته ولی  این مشاوره ها رو کسی میتونه درک کنه که حداقل احساس مادرشدن رو داشته باشه والان فقط تردید پیدا کرده !!!  نه یکی مثل من که هیچ وقت اینجور نبودم وبا این احساسات کاملا بیگانه ...
    البته حرف شما رو قبول دارم که اصلا دوست ندارم زیر بار مسئولیت برم  و در پیام قبلی هم بهش اشاره کردم .واقعیتش من حوصله همین مسئولیتهای محدود الان هم ندارم چه برسه به ....!با اینکه همسرم رو دوست دارم ولی گاهی اوقات فکرمیکنم اصلا نباید ازدواج میکردم وپشیمان میشم .زندگی مجردی سختی های خودش رو داره ولی حداقلش مجبور نیستی کاری رو انجام بدی که بهش اعتقاد نداری !! به خاطر فکر کردن زیاد به موضوع  بچه دارشدن زندگیم سرد شده وازهیچ چیزی لذت نمیبرم و هیچ چیزی شادم نمیکنه و همسرم این وسط قربانی من شده ....
    کاش ازدواج نمی کردم خیلی پشیمانم. ولی دیگه راه جبرانی نیست !!

  8. ارسال:8#
    دوست عزیز
    این مشکلی که شما ازش رنج میبرین قطعا ریشه ای در گذشته ی شما داره.
    پیشنهاد میکنم به صورت حضوری به یک مشاور متخصص مراجعه کنید تا بتونن به اذهان و شرایط شما دسترسی پیدا کنن و مشکل رو ریشه یابی کنن.
    با این مشاوره ها تاثیر خاصی رو نمیشه روی شما ایجاد کرد.

    موفق باشید.

  9. ارسال:9#
    ایزدی آواتار ها
    سلام مریم خانم عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه. علاوه بر راهکارهایی که دوستان در اختیارتون قرار دادند و اینکه با یک مشاور حضوری مشورت می کنید، من هم با اجازتون، در مورد مسئله ای که دارید به یک نکته اشاره می کنم (هر چند مدت زیادی از ایجاد تاپیک می گذره) که این نظر شخصی هست و مشاوران بهتر کمکتون می کنند. 

    به نظر من چون مدت زیادی نیست که ازدواج کردید هنوز جای خالی فرزند رو در زندگی تون احساس نمی کنید. برای همین الان وقتی خواسته همسرتون رو می بینید و از طرفی علاقه برای داشتن فرزند ندارید، شاید موجب بشه شما احساس کنید این خواسته داره به شما تحمیل میشه برای همین بیشتر ازش فرار می کنید.
    هر چند خیلی خوب نیست که سن مادر شدن زیاد بشه و شاید هر چه دیر تر تصمیم به بچه دار شدن بگیرید خیلی خوب نباشه، اما به نظر من شما با همسرتون صحبت کنید که مدتی ایشون در مورد این قضیه پافشاری نکنند، یکی دو سالی که بگذره ممکنه شما خودتون خلاء یک موجود کوچولوی دوست داشتنی رو در زندگی تون احساس کنید. چون کم کم چه بخواهید و چه نخواهید جای خالیش تو خونه معلوم میشه، به خصوص در این مدت اگر در اطرافیانتون و دوستاتون بچه هاشون رو ببینید. اون موقع این خود شما هستید که دوست دارید مادر باشید، به یک موجود دوست داشتنی محبت کنید به امید اون زندگی کنید و هر روزتون رو با امیدواری و برنامه های بیشتری آغاز کنید. باید خودتون به این نتیجه برسید که حضور فرزند نه تنها مانع پیشرفت ها و موفقیت هاتون نمیشه بلکه انگیزه شما رو بیشتر می کنه، البته بستگی به دید خود انسان داره.
    وقتی احساس کنید که در زندگی تون جای یک نفر خالیه تا بتونید برای آینده اش برنامه ریزی کنید، مراقبش باشید هر روز چیزهای جدیدی یادش بدید.
    اگه خودتون به این نتیجه برسید خیلی بهتره. به نظر من زندگی تون رو برای این مسائل با همسرتون خراب نکنید. همسر شما بهتون علاقه منده و اون هم توی زندگی تون حق داره همین طور که شما حق دارید. اگه زندگی تون رو دوست دارید براش تلاش کنید و سعی کنید این مسئله رو هم ریشه یابی کنید شاید نظرتون تغییر کنه. البته غیر از ریشه یابی می تونید دید خودتون رو کم کم تغییر بدید. نگاهتون رو نسبت به بچه ها عوض کنید. اما نیاز به زمان دارید.... فرصت ها رو از خودتون نگیرید. شما لیاقت داشتن یک خانواده خوب و گرم و صمیمی رو در کنار همسرتون دارید. 

  10. ارسال:10#
    سلام شما هم مثل 9سال قبل من فکر میکنید اما بذارید تجربه شخصیم رو بگم الان یه پسر 3.ساله دارم وحاضر نیستم بادنیا عوضش کنم اگه زنده ام بخاطر اونه بهم جرات زندگی میده خدا میدونه اگه نبود ممکن بود چه بلاهایی سرم بیاد شاید الان نبودم .یه روز باهمون زبون شیرینش بهم گفت مامان اگه من نبودم توهم نبوده بودی..... خیلی چیزا رو آدم تاخودش تو زندگی تجربه نکنه درک نمیکنه. از وقتی مادر شدم تازه فهمیدم زندگی یعنی چی سخته ولی شیرین. بعداز بدنیا اومدن پسرم اصلا هم از ریخت نیفتادم جراحی هم نکردم دقیقا وزنم مثل مجردیمه.5سال جنگیدم اما تو این موردشکست شیرینی خوردم الان گاهی حسرت میخورم چطور اون پنج سال رو به باد دادم .برات بهترینهارو آرزو میکنم

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •