تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قربانی شدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:tycoon
آخرین ارسال:tycoon
پاسخ ها 6

قربانی شدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من یکسال پیش با یک آقایی آشنا شدم که گفت قصدش ازدواج هست .در غیر اینصورت من باهاش ادامه نمیدادم.اوایل من نمی خواستم خیلی صمیمی بشیم ولی اون خیلی اصرار میکرد..و مرتبا می گفت می خوای بیام حواستگاری ولی من چون میخواستم بیشتر بشناسمش گفتم صبر کن تا همدیگرو بهتر بشناسیم بعد.البته خانواده من از این دوستی مطلع بودن.بعد از دو ماه علاقه اون به من شدید شد یا اینطوری وانمود میکرد.خلاصه خیلی صمیمی شدیم و تقریبا هر روز بیرون میرفتیم تا اینکه من بهش مشکوک شدم..گفته بود با برادر و خانواده برادرش زندگی میکنه و شبها از یه ساعتی به بعد نمیتونه تلفنی صحبت کنه..{پدرش فوت کرده بود ومادرش هم ازدواج کرده بود}من بهش مشکوک شدم که زن داره ولی جون مادرش رو قسم میخورد که من اشتباه میکنم و شکاکم..خیلی چرب زبون بود و مرتبا اظهار عشق میکرد..تا اینکه بعد از 5ماه حس کردم داره دور میشه و هی کارو بهونه میکرد..البته دیدارها کم شد ولی هنوز خیلی عاشقانه بود.تا اینکه یک روز من بهش گفتم هر وقت که کارات تموم شد دیگه بیا خواستگاری..ولی هی فرار میکرد..من پسورد ایمیلشو میدونستم وهی چکش میکردم..تا اینکه یک آگهی تبلغاتی با ایمیلش داد ولی شماره موبایل خودش نبود و در مورد آرایشگاه زنانه بود!من با شماره تماس گرفتم به عنوان مشتری و بعد سر صحبت رو باز کردم متوجه شدم این خانم هشت ساله که زنشه!و یک سال بود که بهش شک کرده بود.دنیا رو سرم خراب شد.همون روز بازنش قرار گذاشتم وهمه چیو براش گفتم بهش زنگ زدیم اومد ولی تا فهمید ما با همیم فرار کرد...زنش  همش میگفت آرزو کرده بودم یه روز دستش رو شه.تا ازش طلاق بگیرم...
    و اما مشکل اصلی من اینه که این آقا منو گول زد گفت حتما ازدواج میکنیم و ...متاسفانه من دیگه باکره نیستم..البته از این موضوع مدرک هم دارم..و به زنش هم ثابت کردم ..اون گفت ازش طلاق میگیرم تا تو باهاش ازدواج کنی...من شدیدا عاشقشم ولی خیلی هم ازدستش ناراحت وعصبانیم..لطفا راهنماییم کنید
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شاید با زنش احساس آرامش نمیکرده وبهزور زندگی میکرده اول بشناسش علاقه تنها کافی نیست کامل باید بشناسیش
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    من با تمام وجود درکتون میکنم
    عشق خیلی دردناکه
    توی عشق هر چیزی رو میشه بخشید ب جز دروغ!
    من اگه جای شما بودم تمام عشقم رو تبدیل ب تنفر میکردم و ازش جدا میشدم
    درسته شما رو نابود کرده ولی اگه خانواده تون خیلی مذهبی نیستن تا اخر عمر با این ادم نمونید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام وقت شما بخیر

    بعد از این ماجرا دیگه با این آقا صحبتی نکردین؟؟؟
    شما و این آقا چند ساله هستین؟؟؟
    آیا علت طلاق همسر این خانم ، فقط همین کار ایشون بوده؟؟؟
    همسرشون از زندگی با این آقا و مشکلاتشون چیزی نمیگفتن؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز شما ابتدا باید بدانید فرق بین عشق عاقلانه و عشق شهوانی چیست ؟

    عشق شهوانی هما است که در آن فقط فرد دنبال شهوت خود هست که این را در کسی که شما عاشقش هستید کاملاواضح دیده میشود و ایشان تنها دنبال شهوت خود هست و هیچ تعهدی نسبت به شما ندارد در مقابل شما به ایشان دلبسته شده اید و تمام واقعیت ها را بر روی خود بسته اید و تنها ایشان و خواسته های ایشان را میبنید که تن به ارتباط جنسی با ایشان داده اید و باکره بودن خود را از دست داده اید . شما باید این نکته را از صحبت همسر ایشان دریافت میکردید که این آقا دبال عشق و دوستاشتن نبوده و فقط دنبال شهوت خود هست چرا که همسرشان هم به ایشان مشکوک بوده و دنبال بهانه برای جدایی و این نشان از این میدهد که این آقا با چندین نفر دیگر هم به جز شما در ارتباط بوده است.

    شما در یگ ناآگاهی شناختی به سر میبرید. و این یعنی ادامه اشتباه شما . پس کمی با واقعیتها روبر شوید و یدانید ایشان شما را به عنوان همسر و شریک زندگی آینده قبول نخواهد کرد .

    شما نام متن خود را خیلی خوب انتخاب کرده اید (قربانی شدم ) اما جای تعجب هست که هنوزم میگوید عاشقش هستم و حاضرم با ایشان ازدواج کنم.

    دوست گرامی آبی که از جوی رفت دگر بازگشتی نیست .
    خود کرده را تدبیر نیست.

    به خودتان بیاید و این اشتباه را از این بدتر نکنید .
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'sina' pid='7506' dateline='1368900822'
    سلام وقت شما بخیر

    بعد از این ماجرا دیگه با این آقا صحبتی نکردین؟؟؟
    شما و این آقا چند ساله هستین؟؟؟
    آیا علت طلاق همسر این خانم ، فقط همین کار ایشون بوده؟؟؟
    همسرشون از زندگی با این آقا و مشکلاتشون چیزی نمیگفتن؟؟؟

    هردو 32 ساله هستیم،صحبت کردیم گفت که با زنش ارتباطی نداشته ولی میخواسته خود همسرش برای طلاق اقدام کنه،واینکه از من خواست صبر کنم تا زنشو طلاق بده و باهاش ازدواج کنم،با اینکه بهش علاقه دارم ولی چون دروغ گفته نمیتونم دیگه بهش اعتماد کنم.
    همسرش میگفت مدتهاست که حسی بهم ندارن و فقط همو تحمل میکردن.
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •