تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




گفتن گذشته و پیش آمدن مشکل در رابطه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فرنوش
آخرین ارسال:طباطبایی
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

گفتن گذشته و پیش آمدن مشکل در رابطه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام فرنوش جان

    من کاملا حس می کنم که چه احساسی به آقا رامین داری و چقدر دوستش داری
    ولی چیزی که شما نمیبینی رو ما میبینیم چون داریم از بیرون به مسئله نگاه می کنیم
    چندتا خطا داشتی
    1) فیسبوک محل مناسبی برای آشنایی نیست
    چه عشقهای تندی که از فیسبوک و چت شروع شده و به نفرت تبدیل شده
    2) رابطه قبلی رو واسشون تعریف کردی , بعضی حرفها باید به صورت راز بمونه
    البته اگر قرار بوده بعد از ازدواج بفهمه بدتر می شد
    3) اینقدرخودت رو درگیر احساسات کردی که قبول به ایجاد رابطه با ایشون شدی و این بزرگترین اشتباهت است

    ببین عزیزم زن باید برای مرد حکم دست نیافتی یا سخت دست یافتنی رو داشته باشه وقتی شما در دوران دوستی ( حتی نامزد هم نیستید) رابطه ی جنسی برقرار  می کنی یعنی اینکه دست یافتنی شدی و این یعنی دلزدگی از شما و منصرف از ازدواج به بهانه های مختلف
    به نظر من راه رو اشتباه انتخاب کردی و مسیر رو باید عوض کنی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام دوست عزیز
    ایشون الان با مشکل قبلی شما چطور برخورد میکنن؟آیا میتونن آن را فراموش کرده وبا شما به زندگی مشترک فکر کنند؟تا به حال این رو ازشون پرسیدید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز من کاملا از این احساسات شما آگاهم و کاملا درکتان میکنم. اما در مسئله شما خیلی از مسائل هست که نیاز به توجه بیشتر خودتان دارد که از جمله :

    تفاوت سنی شما که رامین از شما کوچکتر هست
    دوم: این رابطه شما با دوستی آغاز شده است
    سوم: بیکار بودن رامین و در حال تحصیل بودن ایشان
    چهارم: سربازی نرفته بودن رامین
    پنچم: آگاهی رامین از رابطه قبلی شما و شک و تردید داشتن به شما
    ششم: آگاه نبودن والدین رامین از این ارتباط که نشان از عدم تمایل رامین به خواستگاری آمدن شما دارد.
    هفتم : استقلال نداشتن شخصی هر دوی شما

    کمی که واقع بینانه فکر کنید رامین از اینکه میگوید خانواده ام میگویند رامین بچه است و بیکار است و موقعیت ازدواج ندارد نشان از این میدهد که رامین دارد از شما به عنوان یک دوست استفاده میکند قصدی به خواستگاری آمدن ندارد .

    اگر واقعا قصد ازدواج با شما دارد بگوید بیایند تا به نتیجه برسید.

    این ارتباط سرانجامی ندارد و منجر به ازدواج نمیشود.

    پس شما فرنوش خانم سعی کنید ارزش خود را حفظ کنید و با توکل برخدا به زندگی شخصی خود ادامه دهید.

    و حواستان باشد که این رابطها بعضی وقتها به سرانجامی میرسد که فقط آخرش پشیمانی و حسرت به دنبال دارد.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    از همه ی دوستان ممنون ولی مسئله ای که هست و هیچکس توش راهنماییم نمیکنه اینه که رامین کمکی میخواد واسه ی رهایی از گذشته ی من. من میدونم که اشتباه کردم و این مسائل رو گفتم ولی اول که اسرار خودش بود که بدونه و گفت که باهاش کنار میاد ولی یک راهی برایه قبول کردنش میخواد منو رامین جدایی نمیخوایم درباره ی خواستگاریم مشکلی نداره اگر راهی برایه اون موضوع پیدا کنه مشکلی نداریم. 
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    دوستان خیلی خوب راهنماییت کردن راه زیاده برای اینکه گذشتتو ندید بگیره اما بزرگترین ایرادی که من به رامین میگیرم و اولین راه اعتماد به شماست او به شما و حرفاتون اعتماد نداره اگر در رابطه ای صداقت نباشه یا پنهان کاری عدم اعتماد پیش میاد
    به نظرمن یه مدت از هم فاصله بگیرید و قبل ازاون یه باربرای همیشه از گذشته بگید و یک هفته فرصت بدید تا تصمیمشو بگیره برای اینکه به شما اعتماد داره یانه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام
    فرنوش عزیز من و بقیه دوستان تنها نقش مشاور و راهنما رو برای شما داریم و تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید.  اما اگر ما داریم توصیه هایی  به شما میکنیم از روی مواردیه که بارها تجربه شده  و همه هم فکر میکردند که اونها و عشقشون استثنا هستند
    قرار شد شما گذشتتون رو هم برای ما تعریف کنید تاما بتونیم بهتر راهنماییتون کنیم
    ما اول باید بدونیم که این چی بوده که آقا رامین فراموش کردنش براش سخته تا بعد بتونیم راهنماییتون کنیم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    آقا رامین چه مدتی هست که از اتفاقات قبلی شما با خبر شده اند؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='7740' dateline='1369051808'
    سلام دوست عزیز
    دوستان خیلی خوب راهنماییت کردن راه زیاده برای اینکه گذشتتو ندید بگیره اما بزرگترین ایرادی که من به رامین میگیرم و اولین راه اعتماد به شماست او به شما و حرفاتون اعتماد نداره اگر در رابطه ای صداقت نباشه یا پنهان کاری عدم اعتماد پیش میاد
    به نظرمن یه مدت از هم فاصله بگیرید و قبل ازاون یه باربرای همیشه از گذشته بگید و یک هفته فرصت بدید تا تصمیمشو بگیره برای اینکه به شما اعتماد داره یانه
     
    من و رامین این راهو رفتیم من یبار همه چیو گفتم و اون قبول کرد ولی نتونست باهاش کناربیاد هردفعه با سوالایی که تو ذهنش بوجود اومد منم کلافه و عصبی کرد و همیشه ریزکاری از من میخاد که رفتم تو خونه چه اتفاقایی افتاده. ببینید اگر عاشقم نبود خیلی راحت با شنیدن اتفاقایه گذشته ی من رهام میکرد ولی منو اون عاشق همیم پس چون عشق بینمونه نمیتونیم ترک کنیم همو حالا راهی میخوایم برایه فراموشی نه فرار کردن از مشکلمون
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'setare soheil' pid='7748' dateline='1369054110'
    آقا رامین چه مدتی هست که از اتفاقات قبلی شما با خبر شده اند؟

    الان حدوده 4 5 ماه شایدم بیشتر ولی بخاطر علاقمون نمیتونیم ازهم جدابشیم
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    ببینید شما باید رو راست به ایشون بگید که گذشته دیگر تموم شده  با این سوال هایی که تو میپرسی من را عذاب میدهی ،اگر میتونی این موضوع رو قبول کنی ودر زندگی مشترک دوباره این سوالات را از من نمیپرسی که زیر نظر خانواده ودر فکر زندگی با آرامش ادامه دهیم ولی اگر واقعا نمیتوانی این موضوع را بپذیری پس بهتره از هم جدابشیم،چون من خیلی صادقانه همه چیز رو به تو گفتم،فکر میکردم تو آن را خواهی پذیرفت،اما در مورد فراموش کردن موضوع قبلی ، خودشان باید تلاش کنند که دیگر به این موضوع فکر نکنند وکنجکاوی زیاد از خود نشان ندهند،  باید ذهنشان را کنترل کنند،اگر نمیتوانند به نظر من ازدواج با چنین فردی اشتباه است وباعث خوشبختی شما نخواهد شد چون در زندگی تا خدایی نکرده دعوایی یا بحثی پیش بیاید سریع این قضیه را وسط میکشند وخاطرات قبلی شما را برایتان یادآوری میکنند وهمین موضوع باعث عذاب هر روزه شما خواهد شد،البته اگر به ازدواج ختم شود وقبل از ازدواج به خاطر رابطه قبلی شما نگویند که ما به درد هم نمیخوریم،از ایشون بخواهید صادقانه جواب شما را بدهند که میتوانند این موضوع را بپذیرند یا خیر؟واین را هم بدانید فقط خودشان میتوانند با این قضیه کنار بیایند واز خاطرات قبلی شما را از ذهنشان پاک کنند،اگر نمیتوانند ادامه ارتباط با ایشان هیچ فایده ای ندارد.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •