تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ارتباط تلفنی همسرم با دخترها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:alizo
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

ارتباط تلفنی همسرم با دخترها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز مسئله ی همسرتون باید ریشه ای حل بشه و از هر طریق شده باید ایشون با یک روانکاو و روانپزشک همزمان مشاوره داشته باشن اینکه نمیاد و این مسایل همه جبهه گیری ناخودآگاه است و شما میتونید وقتی خودتون پیش یه روانکاو میرید ایشون رو هم در عمل انجام شده قرار بدید و مطمئن باشید بکید بیابریم پیش روانکاو صد درصد نمیاد و باید ندونه که داره میره پیش روانکاو
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    متاسفانه شوهرم رو توی موقعیت انجام شده هم قرار دادم ولی رفت و نموند اون میگه خودش میدونه چه کار میکنه و تازه از این کارم عصبی تر هم شد ممنون می شم راهنمایی م کنین دیگه از زندگی بریدم از ترس و دلهره که رهام نمیکنه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    با سلام
    چرا هیچگی راهنمایی م نمیکنهدیروز برای آخرین بار رفتم مشاوره بهم گفت بذارم شوهرم هر کار دوست داره بکنه میگه باید سرش به سنگ بخوره تا سر عقل بیاد میگه جلوی رفتارم رو بگیرم و هیچ کاری بهش نداشته باشم حتی اگه خودم با بچه هام قربانی بشم بازم سکوت کنم ،حالا به نظر شما چه کار کنم واقعا سکوت کنم و بذارم به کاراش ادامه بده
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام دوست عزیز من شما رو نمیشناسم ولی دقیقا با همون مشکلی که من هم دارم مواجهی. من یه مدت بیخیال شدم اما تهدیدش کردم که اگه یه بار دیگه ببینم و یا بفهمم که با کسی ارتباط داره یا ازش طلاق میگیرم و یا اگر نشد منم مثل اون میشم و البته تهدید دوم اثر بیشتری داشت . و واقعا اگر ببینم داره به طرف کس دیگه ای میره منم وانمود میکنم که با کس دیگه ای دوست شدم . میدونم ممکنه کار خوبی نباشه اما میبینم که توجه اش بهم بیشتر شده و کمتر با این و اون خودشو سرگرم میکنه البته بگم که تو این مدت خوب خوب نشده اما رابطه هاشو کم کرده. امیدوارم بتونم کم کم سر راه بیارمش . تو این مدت به این بهانه که چون سراغ کس دیگه ای نرفته( وانمود کردم که نمی دونم بازم با یکی سرگرمه) محبتم را بیشتر کردم و مثل پروانه دورش میگردم شاید درست بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    خواهر عزیز این راهی که مریم بانو پیشنهاد میکنند کمی خطرناک هست و شاید به بهای از دست دادن زندگیتان تمام بشود .

    با توضیحاتی که قبلا به شما دادم . یک راه دیگر این است که این مسئله را به افراد خانواده شوهری خود بگید تا شاید ایشان از اینکه افراد خانواده اش بهش با دید منفی نگاه کنند دست از این کار بردارد .

    در هر صورت شوهر شما باید بررسی روانشناختی بشوند و این نیاز به مراجعه به روانپزشک دارد.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام
    متاسفانه هیچ راهی برای من جواب نمیده راه طلاق رو که چند وقت پیش اقدام کردم ولی بیان کرد حق طلاق با مرده منم طلاقش نمیدم متاسفانه توی جامعه ما به خاطر ارتباط با کسی حق طلاق رو به زن نمی دن فقط با ازدواج مجدد این حق بهمون داده میشه که مردها هم چون اینو میدونن سراغ ازدواج مجدد نمیرن و دنبال ارتباط ها هستن.
    راه دوم هم برای من بدتر شد چون وقتی بهش گفتم احساس کرد واقعا مثل خودش شدم و میخواست همه جا بیان کنه تا همه بفهمنن خانمش چه جور آدمیه کم مونده بود الکی الکی آبرو برام نذاره آخه از دید اون مردمتاهل می تونه ازدواج مجدد کنه ولی زن متاهل نه و اون فقط عیب همین رو میدید و بدی کار خودش اصلا پی نبرد اگر برادرشوهرم نبود تا توجیهش کنه من این حرفا رو چرا زدم که همه جا جار زده بود و بیان کرده بود
    این راه هم برام تاثیری نداشت برام دعا کنین بدجور از زنده بودن و نفس کشیدن خسته ام از عصبی بودن بچه هام از اینکه اونا توی ذهن کودکانه شون چی فکر میکنن و عاقبت اونا چی میشه هر روز ترس و دلهره که اتفاقی نیفته دیوانه م میکنه نمی دونم چه کار کنم
    پیش روانپزشک که اصلا حاضر نیست بیاد پیش روانشناس یه رو قرار داشتم برم باهام اومد نمی دونست کجا میرم وقتی فهمید داخل نیامد و با کلی دعوا با من برگشت بهم میگه خودم روانشناسم و می دونم چه کار میکنم و نیاز به کسی ندارم
    به خانواده ش هم گفتم ولی اصلا روش توی روشون باز شد و حتی به مادرش گفت شما که برام مادری نکردین چه کار به کارم دارین
    به داداشش گفت اگه قصد نصیحتش رو داره از خونمون بره بیرون
    به خواهرش گفت دلیلی نداره کسی توی زندگیش دخالت کنه
    واقعا خسته ام گاهی وقتا دلم می خواد چشمام رو ببندم و صبح باز نشه چندین جلسه مشاوره رفتم و در پایان بهم گفت بذارمش به حال خودش ولی نمی دونم این کار درسته آخه از این کار هم می ترسم از سرشکستگی بچه هام می ترسم
    ممنون میشم راهنماییم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام دوست عزیز همسر شما بیمار هستن و تا نخوان که نمیخان درمان نمیشن و کمبودهایی که داشتن از بچگی تاکنون را دارن اینجوری جبران میکنند و حکایت یلسین به گوش...است ببخشید واضح میگم.
    ولی چندتا راه جلوی پای شماست :

    1.کلا بیخیال دوستای شوهرتون بشید و با همین شرایط قبولش کنین وتحمل
    2.زیادی  و الکی مهرورزی نکنین چون دقیقا با این شرایط نتیجه ی عکس میده چون مطمئن میشه رهاش نمیکنین و هستین
    3.یک مدت به حال خودش بزارین باشه توی هیچ امری دخالت نکنین
    4.بیشتر تایمتون با دوستاتون و خانوادتون پر کنین و به اون کاری نداشته باشید
    5.حتی به نظر من مسئولیت پخت و پز و ... واسه ی اون انجام ندین
    6.یا میتونین واسش زن دوم بگیرین و به خودت و بچه هاتون صدمه وارد کنین ولی به اون ثابت کنین دوسش دارین
    7.میتونین اگه مهر چشمگیری دارین بزارین اجرا تا کمی به خودش بیاد اگه وضع مالیش خوبه
    8.میتونین مدرک جمع کنین ازش و در دادگاه محکومش کنین و اونجا ازش تعهد و پشتوانه بگیرین
    9.میتونین لحظه ای که با اون خانم قرار میزاره بخصوص در خونه تحویل قانون بدینش تا خود قانون تکلف زناکاریش نشون بده
    10.میتونین مدتی خونه راهش ندین تا درست بش
    11.یایک تایمی رو وقت بزارین و بشینین با اون کلی صحبت بگیرین و تصمیم نهایی رو بگیریرن
    12.در ابتدا و آخر خود شما تصمیم میگیرین چجوری و کجا و با هوو ویا بی هوو یا با تحمل معشوقه هایش یا بدون اونا زندگی کنین ولی قبول کنین اون بیماره و عوض هم نخواهد شد اگر 10 تا زن با شکل و شمایل مختلف واسش بگیرین به همونا هم خیانت میکنه.تا ریشه ای درمان نشه همین هست

    اصولا آدمای اینجور با اسم روانشناس نشکل دارن چون  نمیخوان قبول کنن بیمارم مثل آدم معتاد که فم میکنه معتاد نیست
    تا حالا غیر از اینایی که گفتی چه روشایی رو انجام دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه حرفایی زدین؟چیا شنیدی در جواب
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    مهرو محبت نسبت به همسرتون چطوریه ؟ آیا با شما ارضا می شن؟
    در هفته چند با ارتباط جنسی دارید؟
    به خودتون و خونتون می رسید؟
    بهتره یه مدت باهم دوتایی برید مسافرت و ازش خواهش کنید گوشیشو با خودش نیاره
    این راههار هم امتحان کنید و امیدتونو از دست ندید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    چندتا مطلب راجع به هرزه بینی ...گذاشتم بخون.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'tinasanjari' pid='9885' dateline='1370808733'
    سلام
    ممنون از راهنمایی هاتون ولی باید بگم اکثر راهها رو امتحان کردم ولی فایده ای نداشته به قول شما اون بیماره و هر کار میکنم فایده ای نداره فقط با ازدواج دومش مخالفم چون وضع مالی مون زیاد خوب نیست یعنی در حدی نیست که بتونه 2 خونه داشته باشه من هم نمی تونم با این شرایط کنار بیام دلخوشیم اینه که هنوز ارتباطش تلفنیه شاید تلفنی آغشته با گناهه ولی می دونم توی تمام این سالها از دخترها سو استفاده نکرده و مرتکب گناه جسمی نشده پشت تلفن با دیدن عکسا و فیلم های دختر ارضا شده ولی دیدار حضوریش این کارا رو نکرده اینو مطمئنم برای همون نمی تونم تحویل قانون هم بدمش فقط یکی از گوشی هاش رو مسیجایی که دختره براش فرستاده از طریق ایرانسل فیلم و عکس فرستاده بود جمع کردم هرچی دنبالم بود بهش بدم گفتم منزل بابام جای امنی گذاشتمش شاید یه روز لازمم بشه این قدر اصرار کرد ولی بهش ندادم بعد بی خیال شد .درخصوص بیرون کردن از خونه هم همون طور که قبلا نوشته بودم یه دفعه بهش گفتم برو رفت مثل اینکه از خداش باشه رفت و تا دو روز گوشیش رو خاموش کرد تنهایی رفت مسافرت پولاش رو تموم کرد برگشت اصلا وجود من براش ارزشی نداشت .نمی دونم چرا نمی تونم بی خیال کاراش هم بشم روانشناس هم بهم گفت بی خیال بشم تا سرش به سنگ بخوره ولی هرکار میکنم نمی تونم همیشه می ترسم دلهره دارم و استرس که یه اتفاق بیفته و آبروش بره اون وقت تو سر خوار فامیل بشم آخه فامیل من از خانوادهش خیلی بالاترن هم از نظر مدرک هم مالی همه شون مخالف ازدواج م بودن ولی مامانم جلوشون واستاد که ایمان برام مهمه حالا مامانم بفهمه دق میکنه و توسری خخوار فامیلش میشه اون وقت نمی تونم با اقوامم روبرو بشم

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •