تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگیه زیاد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بنیتا
آخرین ارسال:shahramyellow
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

وابستگیه زیاد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام دوست عزیز
    واقعا متاسف شدم
    دوست داشتم نظرمو بگم
    ب نظر من کنارش بمون
    سرطان اگه بیمار امیدشو از دست نده بهبودی سریعتره
    اگه تو واقعا تنها امید زندگی شی تو سخت ترین لحظات بی امیدش نکن
    کنارش بمون
    بهش دلگرمی بده
    عشق یعنی شریک غصه ها و غم ها
    تو شادی ک همه شریک میشن
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    آیا شما ازخانواده ی ایشون اطلاعی دارین؟ میتونیین ازخانوادشون درموردشون اطلاعی بگیرین؟ به نظرتون واقعا بیماری دارن؟
    نگفتین چه مدت باهاشون رابطه داشتین؟ آیا تو این مدت باز هم پیش اومده که شما رو مدتی ترک کنند؟
    هدف شما از رابطه ای که باهاشون داشتید چی بوده؟ فقط تنهاییتون پر شه یا ازدواج؟
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    من واقعا دوستش دارم اونم همینطور.....نمیتونم فراموشش کنم.تمام دار و ندارم شده.بخدا اون مثل فرشته هاست...هیچی واسه من کم نذاشته تو دوست داشتن.فقط میترسم بیماریش جوری بشه که بخواد منو ترک کنه.بخدا قسم تو زندگیم یادش و وجودش واقعا ارامبخشه برام.خدا خودش میدونه چقدر دوستش دارم و عشقم چقدر پاکه...این بیماریه لعنتیش خیلی داره اذیتش میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    اون یه شکسته عشقی داشته منم همینطور.ما واقعا عاشقه هم هستیم.من به ازدواج فعلا فکر نمیکنم.از خانوادش خبر گرفتم گفتن تو اتاقه ایزوله است.تحت مراقبتهای ویژه.نمیتونه به موبایل دسترسی داشته باشه.هر لحظه منتظر زنگشم.کارم شده فقط گریه کردن براش.اون واقعا پسر پاکیه.بهم ثابت کرده.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    دو راه داره یا حالشون بهترمیشه ومیاد پیشتون و یا خدای ناکرده نمیان پیشتون.
    اینطور که مشخصه شما نمیخواین فراموشش کنین، بنابراین شما فعلا باید خودتون رو با صحبت کردن با یک دوست و...سرگرم کنیدوبراش دعا کنید تا حالش بهتر بشه یا اینکه آدرس بیمارستان رو از خانوادش بگیرید و به عیادتش برید و از همه چیز با خبر شید. نظرتون چیه؟
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    دوست عزیز خیلی سخته ولی هیچی نشد نداره هیچی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •